گام کوچک، پیام بزرگ؛ مرمت پل آنی و احیای مسیر اعتماد میان ارمنستان و ترکیه
امضای پروتکل مرمت مشترک پل تاریخی آنی میان ارمنستان و ترکیه، نخستین سند رسمی و نمادین همکاری دو کشور پس از سالها توقف روابط است؛ گامی کوچک اما معنادار که میتواند بخشی از بیاعتمادی عمیق در قفقاز را هدف قرار دهد و مسیر گفتوگوهای گستردهتر را هموار کند.
مهرداد محبینیا – کارشناس مسائل ترکیه
اندیشکده زاویه: ارمنستان و ترکیه بار دیگر نشان دادند که حتی در میان پسزمینهای از بیاعتمادی دیرپا و انسدادهای سیاسی، میتوان راهی برای حرکتهای سنجیده و مرحلهای پیدا کرد. امضای «پروتکل اجرای عملیات مرمت و بازسازی مشترک پل تاریخی آنی» از سوی دو دولت، در واقع صرفاً یک توافق عمرانی نیست؛ بلکه نخستین سند رسمی دیپلماتیک با بار نمادین جدی در سالهای اخیر است که میتواند مسیر گفتوگوهای گستردهتر را هموار کند. این رخداد که با اعلام رسمی نیکول پاشینیان، نخستوزیر ارمنستان، در کنار انتشار فایل ویدئویی در شبکه اجتماعی فیسبوک همراه شد، نه تنها به حفظ یک میراث فرهنگی میپردازد، بلکه پیام روشنتری هم به منطقه میفرستد: امکان احیای همکاریهای حداقلی بدون نیاز به حل فوری همه اختلافها.
این امضا در حاشیه نشست سران «جامعه سیاسی اروپا» رخ داد؛ نشستی که به میزبانی ایروان، پایتخت ارمنستان، در حال برگزاری است. انتخاب چنین بستری برای ثبت یک توافق میتواند هدفمند تلقی شود: هم جلب توجه بازیگران اروپایی و افکار عمومی منطقه، و هم ایجاد یک چارچوب قابل پیگیری با عنوان «همکاری». پاشینیان در پیامهای خود این اقدام را گامی در جهت تحکیم ارتباطات منطقهای توصیف کرد و بر معنای اجرایی و مشترک آن تأکید گذاشت. از نگاه راهبردی، وقتی دولتها تصمیم میگیرند درباره یک پروژه مشترک تاریخی و فرهنگی به نتیجه برسند، در واقع میکوشند فضای اعتماد را ـ ولو محدود ـ بازسازی کنند؛ اعتمادی که در روابط ارمنستان و ترکیه به دلیل تنشهای تاریخی و بنبست طولانیمدت مرزی، فرسوده شده است.
نکته قابل توجه دیگر، فضای گفتوگو پیش از امضای پروتکل است. نخستوزیر ارمنستان در همان حاشیه اجلاس، دیداری دوجانبه و سطح بالا با «جودت ییلماز»، معاون رئیسجمهور ترکیه، داشت. پاشینیان در ادامه رایزنیها اعلام کرد که در این ملاقات «بررسی دقیق فرصتها و چشماندازهای همکاری منطقهای» در دستور کار بوده است. این یعنی توافق پل آنی نه یک تصمیم یکشبه، بلکه خروجی رایزنیهایی است که به دنبال مدیریت اختلافات و یافتن زمینههای کمهزینهتر برای پیشبرد هدفهای دیپلماتیک صورت گرفتهاند. به بیان دیگر، ترکیه و ارمنستان در حال آزمایش سازوکارهای عملی همکاریاند، نه صرفاً بیان شعارهای سیاسی.
اهمیت پروژه مرمت پل تاریخی آنی در همین ترکیب پیچیده نهفته است: هم فرهنگی است، هم حقوقی و دیپلماتیک. پل آنی که بر روی رودخانهای واقع شده که به نوعی مرز طبیعی میان قلمرو دو کشور را تداعی میکند، در حافظه تاریخی منطقه جایگاه ویژهای دارد. آنی تنها یک اثر باستانی نیست؛ نمادی از پیوندهای کهن میان قفقاز و آناتولی به شمار میرود. بنابراین، اقدام مشترک برای حفاظت از آن میتواند پیام «همزیستی تاریخی» و «حساسیت مشترک به میراث» را تقویت کند؛ پیامی که در سیاست منطقهای امروز، به شکل غیرمستقیم بر روابط سیاسی هم اثر میگذارد.
اما این رویداد فراتر از وجه نمادین، از بعد حقوقی هم معنا دارد. طبق متن روایتشده، توافقات اخیر از جنس اولین سند رسمی و مکتوب میان آنکارا و ایروان بعد از «پروتکلهای نافرجام زوریخ» در سال 2009 است؛ پروتکلهایی که در مسیر عادیسازی روابط نوشته شدند، اما به دلیل مخالفتهای گسترده سیاسی و پیوند خوردن روند عادیسازی با مناقشه قرهباغ، هیچگاه به تصویب نرسیدند و عملاً در مسیر اجرا عقیم ماندند. این بار، پروتکل پل آنی شاید از نظر ابعاد محدودتر به نظر برسد، اما از منظر تجربه تاریخی دو طرف، میتواند نشان دهد که آیا اراده سیاسی برای تبدیل کاغذ به عمل هنوز وجود دارد یا نه.
در واقع، ریشه حرکت امروز را باید در تحولات ژئوپلیتیک پس از سال 2021 دید. پایان جنگ دوم قرهباغ و تغییر موازنه قدرت در قفقاز جنوبی، فضای جدیدی برای بازتعریف محاسبات سیاسی ایجاد کرد. در چنین شرایطی، رهبران دو کشور به جای اصرار بر مدلهای سنگین عادیسازی که سالها با مقاومتها و گرههای سیاسی مواجه بودند، به سمت رویکرد مرحلهای رفتند: تعیین نمایندگان ویژه، برگزاری نشستهای فنی و پیگیری مذاکرات در قالبهایی که جنبه رسانهای کمتری دارند و امکان نزدیک شدن تدریجی را افزایش میدهند. این رویکرد، اگرچه آهسته است، اما برای روابطی که دههها دچار انسداد و بیاعتمادی بودهاند، شاید تنها راه واقعبینانه باشد.
با این حال، نباید از چالشها غافل شد. روایت متن نشان میدهد که علیرغم دیدارهای دوجانبه و فضای مثبت، اجرای توافقات در عرصه عملی همچنان با کندی و مانع مواجه است. مهمترین گره، موضوع بازگشایی مرزهای زمینی است؛ توافقی که درباره تردد شهروندان کشورهای ثالث و حتی دارندگان گذرنامههای دیپلماتیک مطرح شد، اما با گذشت زمان هنوز به شکل کامل محقق نشده است. در نتیجه، فاصله میان «توافق در سطح دیپلماتیک» و «اجرای ملموس در روی زمین» همچنان باقی است. بسیاری از تحلیلگران نیز این برداشت را مطرح میکنند که ترکیه گشایش کامل مرزها را به پیشرفت در روند مذاکرات صلح میان ارمنستان و باکو مشروط میداند؛ برداشتِ مشروط بودن، خود میتواند عامل طولانی شدن روندها باشد.
با این همه، امضای پروتکل مرمت پل آنی را میتوان «محرک آزمون» دانست؛ یعنی فرصتی برای ارزیابی اینکه آیا دو طرف میتوانند در یک پرونده کماصطکاکتر، همکاری را از مرحله اعلام و تفاهم به مرحله اجرا برسانند یا نه. در فضای بیاعتمادی موجود، گامهای کوچک گاهی بیش از شعارهای بزرگ اثر دارند؛ زیرا به دولتها اجازه میدهند کنترل ریسک را بالا ببرند و همزمان نشان دهند که کانالهای ارتباطی بسته نشدهاند. اگر این پروژه از مسیر اداری و فنی عبور کند و به نتیجه برسد، احتمالاً میتواند به عنوان سابقهای برای اعتمادسازی در پروندههای بزرگتر ـ از جمله همکاریهای اقتصادی یا تسهیل تردد ـ مورد استفاده قرار گیرد.
در نهایت، داستان پل آنی را باید به عنوان یک «نقطه عطف محدود اما مهم» در روند روابط ارمنستان و ترکیه خواند: پروژهای که نه قرار است همه اختلافها را حل کند و نه جایگزین توافقات کلان میشود، اما میتواند ثابت کند دو کشور هنوز میتوانند بر سر یک هدف مشترک فرهنگی و تاریخی به نتیجه برسند. اگر این روند به شکل واقعی و قابل پیگیری پیش برود، ممکن است جهان شاهد شکلگیری اعتماد مرحلهای باشد؛ اعتمادی که در سیاست قفقاز، اغلب از مسیر پروژههای نمادین و در عین حال اجرایی ساخته میشود.






