موازنه قوا در سیاست خارجی ترکیه؛ از استقلال استراتژیک تا چرخشهای دوره اردوغان
این یادداشت با بررسی تحولات دو دهه اخیر سیاست خارجی ترکیه، نشان میدهد چگونه استراتژی موازنه قوا در دوره اردوغان، میان ضرورتهای داخلی، رقابت قدرتهای جهانی و واقعیتهای منطقهای نوسان کرده و ترکیه را گاه به اوج نفوذ منطقهای رسانده و گاه در موقعیت انزوا قرار داده است.
حامد ناصری – کارشناس مسائل ترکیه
اندیشکده زاویه: در نظریه روابط بینالملل، «موازنه قوا» یکی از ستونهای اصلی مکتب واقعگرایی است. این مفهوم که ریشه در اندیشههای هانس مورگنتا دارد، به سیستمی اطلاق میشود که در آن دولتها برای جلوگیری از سلطه یک قدرت واحد، از طریق اتحاد، تقویت توان نظامی داخلی، یا دیپلماسی، تعادل قوا را حفظ میکنند. مورگنتا، در کتاب «سیاست میان ملتها»، تأکید میکند که موازنه قوا نه تنها اجتنابناپذیر است، بلکه عامل ثباتبخش اساسی در جامعه بینالمللی به شمار میرود. در دوران معاصر که جهان به سمت چندقطبی شدن پیش میرود، این اصل به ابزاری کلیدی برای قدرتهای میانی مانند ترکیه تبدیل شده است تا با اجتناب از وابستگی مطلق به یک قدرت بزرگ، منافع ملی خود را به حداکثر برسانند.
سیاست خارجی ترکیه در دوران ریاست جمهوری رجب طیب اردوغان، که از سال ۲۰۰۳ آغاز شد، نمونهای کلاسیک از این استراتژی موازنه قوا بوده است. اردوغان با بهرهگیری از موقعیت جغرافیایی منحصربهفرد ترکیه به عنوان پلی میان اروپا، آسیا و خاورمیانه، و همچنین با تکیه بر میراث امپراتوری عثمانی، رویکردی را در پیش گرفت که گاه از آن با عنوان «استقلال استراتژیک» یاد میشود. این رویکرد، که بیشتر عملگرایانه است تا ایدئولوژیک، ریشه در ضرورتهای داخلی و خارجی داشته و از رشد اقتصادی اولیه تا مقابله با بحرانهای منطقهای و جهانی را در بر گرفته است. بررسی تحولات این راهبرد نشان میدهد که موازنه قوا، شمشیر دولبهای بوده که گاه ترکیه را به یک قدرت منطقهای تبدیل کرده و گاه آن را در موقعیت انزوا قرار داده است.
از تعادل اولیه تا لرزش در دوره نخستوزیری
در آغاز دوره نخستوزیری اردوغان، با شعار «صفر مشکل با همسایگان» که توسط احمد داووداوغلو مطرح شد، سیاست موازنه بر پایه نزدیکی به غرب استوار بود. مذاکرات عضویت در اتحادیه اروپا در سال ۲۰۰۵ و روابط نزدیک با آمریکا (که در آن زمان از «مدل ترکیه» حمایت میکرد) نشاندهنده شکوفایی اولیه این رویکرد بود. اقتصاد ترکیه با رشد اقتصادی ۸ درصدی، از این موازنه سود برد: سرمایهگذاریهای غربی در کنار تجارت رو به رشد با روسیه (که از ۵ میلیارد دلار در سال ۲۰۰۵ به ۳۰ میلیارد دلار تا سال ۲۰۱۰ رسید) و نقش میانجیگری ترکیه در مسائل خاورمیانه (با ایران، سوریه و اسرائیل) صورت گرفت. این دوره، اوج تعادل بود؛ ترکیه به عنوان یک «قدرت میانی» ظاهر شد که هم به ناتو وفادار بود و هم چشم به شرق داشت.
اما «بیداری اسلامی» یا همان «بهار عربی» در سال ۲۰۱۱ نقطه عطفی بود که این تعادل را بر هم زد. حمایت ترکیه از اخوانالمسلمین در مصر و سوریه، منجر به تنش با غرب شد. شکست در سوریه، جایی که ترکیه انتظار سقوط سریع دولت بشار اسد را داشت، و همچنین تشدید تنش با اسرائیل پس از حمله به غزه، موازنه را به هم زد. داووداوغلو در دوره ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۴، از «عمق استراتژیک» به سمت «عثمانیگری نوین» گرایش یافت، اما این تغییر رویکرد، ترکیه را از تعادل خارج کرد و به سمت انزوا سوق داد. ضعف اقتصادی پس از بحران مالی ۲۰۰۸ و انتقادات اتحادیه اروپا در زمینه حقوق بشر، این دوره را به مرحلهای لرزان تبدیل کرد.
موازنه عملگرایانه در جهان چندقطبی در دوره ریاست جمهوری
با انتقال به نظام ریاستی در سال ۲۰۱۴، اردوغان موازنه را تشدید کرد. کودتای نافرجام سال ۲۰۱۶ نقطه عطفی مهم بود: غرب متهم به حمایت از فتحالله گولن شد و اردوغان به سمت روسیه متمایل گشت. خرید سامانه دفاع موشکی S-400 از مسکو در سال ۲۰۱۹، علیرغم عضویت ترکیه در ناتو، نمونه بارز این موازنه بود. این اقدام، هرچند منجر به تحریمهای آمریکا (تحت قانون کاتسا) شد، اما عملیات نظامی ترکیه در شمال سوریه (عملیات شاخه زیتون) را تسهیل کرد و نفوذ این کشور را در منطقه ادلب گسترش داد.
دوره طلایی موازنه (۲۰۱۶-۲۰۲۰): استفاده همزمان از شرق و غرب
در این دوره، ترکیه از هر دو سو سود برد. در لیبی، پهپادهای بایراکتار ترکیه از دولت وفاق ملی حمایت کردند و در عین حال، روسیه نیز در منطقه حضور داشت. در منطقه قفقاز، حمایت از جمهوری آذربایجان در جنگ قرهباغ در سال ۲۰۲۰، ضمن حفظ تعادل با ناتو، نقش ترکیه را برجسته ساخت. جنگ اوکراین اوج این رویکرد بود: ترکیه با صادرات غلات اوکراین، نقش میانجی را در مذاکرات استانبول ایفا کرد و همزمان با ناتو در زمینه عضویت فنلاند و سوئد همکاری نمود.
دوره اخیر از ۲۰۲۳ به بعد
با انتخاب مجدد اردوغان در سال ۲۰۲۳، موازنه به سمت غرب متمایل شد. تصویب عضویت سوئد در ناتو در سال ۲۰۲۴ و توافق برای خرید جنگندههای F-16 از آمریکا، تنشها را کاهش داد. با این حال، تمایل ترکیه به همکاری با پیمانهایی چون بریکس و سازمان همکاری شانگهای، پیوندهای این کشور با شرق را زنده نگه داشت.
با این حال، ضعفهای این دوره نیز قابل توجه بود. سالهای ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۳، با تحریمهای غربی به دلیل خرید سامانه S-400 و بحران اقتصادی داخلی با تورم بالای ۳۰ درصد، موازنه را تضعیف کرد. تنش با دولت بایدن بر سر مسئله کردهای سوریه و حمایت ترکیه از حماس، این کشور را در برخی مقاطع در انزوا قرار داد.
چرخههای شکوفایی و ضعف
شکوفاییهای سیاست خارجی ترکیه عمدتاً در مقاطع حساس بحرانهای منطقهای رخ داده است: دوره اول از ۲۰۰۳ تا ۲۰۱۰ با رشد اقتصادی و پیگیری عضویت در اتحادیه اروپا؛ و دوره دوم از ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۲ با عملیات نظامی و نقش میانجیگری در بحرانهای منطقهای. در این دوران، ترکیه از «تعادل قوا» برای گسترش نفوذ خود از آفریقا تا بالکان استفاده کرد و به یک «قدرت هژمونیک منطقهای» تبدیل شد.
دورههای ضعف عمدتاً بین سالهای ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۶ (دوران انتقال قدرت و پیامدهای بهار عربی) و از ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۳ (دوران تحریمهای غربی و بحران اقتصادی) غالب بود. در این دوران، شکست در سوریه، از دست دادن اعتماد غرب و وابستگی بیش از حد به روسیه در حوزههای انرژی و تسلیحات، موازنه را تضعیف کرد. این چرخه نشان میدهد که راهبرد موازنه قوا نیازمند انعطافپذیری بالایی است؛ رویکردی که اردوغان آن را «محاسبه دقیق سیاسی» مینامد.
نتیجهگیری: موازنه بر حسب ضرورت
در نهایت، سیاست خارجی اردوغان بر پایه موازنه قدرت میان شرق و غرب استوار بوده است. این راهبرد، بیش از آنکه ایدئولوژیک باشد، «بر حسب ضرورت» عمل کرده است: در ابتدا برای رشد اقتصادی به غرب تکیه شد، پس از سال ۲۰۱۶ برای بقا به شرق گرایش یافت، و در بحبوحه جنگ اوکراین، از هر دو قدرت برای ایفای نقش میانجیگری بهره برد. این رویکرد، ترکیه را از «وابستگی» رهانده و به سمت «استقلال استراتژیک» سوق داده است، هرچند هزینههایی چون انزوا و بحران اقتصادی را نیز در پی داشته است. در دنیای چندقطبی امروز که رقابت میان قدرتهای بزرگ در جریان است، موازنه اردوغان، اگرچه گاهی لرزان، الگویی برای قدرتهای میانی محسوب میشود؛ تعادلی که نه به عنوان یک هدف غایی، بلکه به عنوان ابزاری برای بقا و افزایش نفوذ به کار گرفته شده است. در آینده، بسته به تحولات داخلی و جهانی، این رقص بر روی طناب ادامه خواهد یافت یا به سقوط خواهد انجامید.






