کابوس قفقاز جنوبی؛ چرا ارمنستان و آذربایجان از جنگ ایران هراس دارند؟!
ارمنستان و جمهوری آذربایجان در قبال تنشهای اخیر علیه ایران در حال نوعی «بندبازی دیپلماتیک» هستند؛ دو کشوری که همزمان به دنبال حفظ روابط با غرب و پرهیز از بیثباتی در همسایگی ایراناند، زیرا هرگونه بحران در ایران میتواند تبعات امنیتی، اقتصادی و انسانی سنگینی برای قفقاز جنوبی به همراه داشته باشد.
مهرداد محبینیا – کارشناس مسائل منطقه قفقاز جنوبی
اندیشکده زاویه: در نگاه نخست ممکن است تصور شود تنشهای فزاینده علیه ایران میتواند برای برخی بازیگران منطقهای فرصتهایی ایجاد کند. اما واقعیت برای کشورهای همسایه ایران، بهویژه در قفقاز جنوبی، کاملاً متفاوت است. ارمنستان و جمهوری آذربایجان، با وجود رقابتها و اختلافات عمیق میان خود، در یک موضوع اشتراک نظر دارند: بیثباتی در ایران برای هر دو کشور یک سناریوی پرهزینه و حتی فاجعهبار است.
این نگرانی بهویژه در واکنشهای محتاطانه ایروان و باکو در قبال تنشهای اخیر قابل مشاهده است. هر دو کشور در برابر فشارهای غرب برای همسویی کامل با سیاستهای واشنگتن، تلاش کردهاند نوعی تعادل دیپلماتیک را حفظ کنند. از یک سو روابط خود با آمریکا و غرب را گسترش میدهند و از سوی دیگر مراقباند که این روند به تقابل آشکار با ایران منجر نشود. همین رفتار که برخی تحلیلگران آن را «بندبازی دیپلماتیک» مینامند، نشاندهنده درک واقعبینانه این کشورها از جایگاه ایران در معادلات منطقهای است.
برای ارمنستان، اهمیت ایران بیش از هر چیز به ملاحظات ژئوپلیتیکی و اقتصادی بازمیگردد. این کشور که در نتیجه مناقشات منطقهای با محدودیتهای جدی در دسترسی به مسیرهای تجاری روبهرو است، ایران را یکی از مهمترین مسیرهای ارتباطی خود با جهان خارج میداند. بخش قابل توجهی از تجارت خارجی ارمنستان (بیش از 20 درصد) از طریق خاک ایران انجام میشود و هرگونه اختلال در این مسیر میتواند اقتصاد شکننده این کشور را با مشکلات جدی مواجه کند. افزون بر این، ایران در معادلات منطقهای برای ایروان نوعی وزنه تعادل در برابر فشارهای جمهوری آذربایجان و ترکیه محسوب میشود.
در سوی دیگر، جمهوری آذربایجان اگرچه روابط نزدیکتری با غرب و رژیم صهیونیستی دارد، اما آن نیز بهخوبی از پیامدهای بیثباتی در همسایگی جنوبی خود آگاه است. ایران برای باکو نهتنها یک همسایه مهم، بلکه بخشی از شبکه گستردهتر ترانزیتی و انرژی منطقه است. افزون بر این، هرگونه بحران در ایران میتواند موازنه امنیتی در قفقاز جنوبی را بهشدت برهم بزند و محیطی پیشبینیناپذیر در مرزهای شمالی ایران و جنوبی قفقاز ایجاد کند.
عامل مهم دیگر، ابعاد انسانی و اجتماعی چنین سناریویی است. تجربه تاریخی جنگهای قرهباغ نشان داده است که کشورهای قفقاز جنوبی ظرفیت محدودی برای مدیریت بحرانهای انسانی دارند. ارمنستان و جمهوری آذربایجان هنوز نیز با پیامدهای آوارگیهای گسترده دهههای گذشته دستوپنجه نرم میکنند. در چنین شرایطی، هرگونه بیثباتی در ایران میتواند موجی از تحولات جمعیتی و انسانی را به مرزهای این کشورها سرازیر کند؛ موجی که زیرساختهای اداری و اقتصادی آنها توان مدیریت آن را ندارد.
در کنار این ملاحظات، موضوع مسیرهای ترانزیتی و پروژههای راهبردی نیز اهمیت دارد. کریدورهای حملونقل منطقهای، بهویژه کریدور بینالمللی شمال – جنوب، به شدت به ثبات ایران وابستهاند. این پروژهها برای بسیاری از کشورهای منطقه، از جمله روسیه، ایران و کشورهای قفقاز، اهمیت اقتصادی و ژئوپلیتیکی قابل توجهی دارند. بیثباتی در ایران میتواند این طرحها را با اختلال جدی مواجه کرده و معادلات ترانزیتی منطقه را دچار آشفتگی کند.
به همین دلیل، برخلاف برخی تصورات در خارج از منطقه، بسیاری از بازیگران قفقاز جنوبی ثبات در ایران را نه یک مسئله صرفاً داخلی، بلکه بخشی از امنیت جمعی منطقه میدانند. حتی کشورهایی که تلاش میکنند روابط خود با غرب را گسترش دهند، بهخوبی میدانند که بیثباتی در ایران میتواند هزینههایی به مراتب سنگینتر از هر منفعت احتمالی برای آنها به همراه داشته باشد.
در نهایت، واقعیت ژئوپلیتیکی قفقاز جنوبی نشان میدهد که ایران برای این منطقه تنها یک همسایه نیست؛ بلکه یکی از ستونهای ثبات منطقهای محسوب میشود. از این منظر، نگرانی ایروان و باکو از هرگونه سناریوی بیثباتی در ایران نه یک موضع سیاسی موقت، بلکه بازتاب یک محاسبه راهبردی عمیق درباره آینده امنیت و اقتصاد قفقاز جنوبی است.






