تحلیلی ژئوپلیتیک بر موقعیت راهبردی ترکمنستان در پرتو جنگ تحمیلی ایران
در حالی که جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران به مراحل بحرانی رسیده و تنگه هرمز ـ بهعنوان شریان حیاتی انرژی جهانی ـ بسته شده است، تحرکات هوایی اخیر بر فراز دریای خزر از پایگاههای آمریکا و رژیم اسرائیل در آذربایجان و ترکمنستان، پرسشهای اساسی درباره نقش این دو کشور بیطرف در معادلات منطقهای مطرح کرده است. این یادداشت با بهرهگیری از برخی نظریههای معاصر ژئوپلیتیک، به بررسی جایگاه ترکمنستان و ابزارهای فشار احتمالی آمریکا بر این کشور در بستر جنگ با ایران میپردازد.
حامد حقپناه – کارشناس مسائل قفقاز جنوبی
اندیشکده زاویه: در رویکرد ژئواکونومیک که اندیشمندانی چون ادوارد لوتواک بر آن تأکید کردهاند، ابزارهای اقتصادی بهتدریج جایگزین قدرت صرفاً نظامی در رقابتهای بینالمللی شدهاند. ترکمنستان با برخورداری از حدود ۲۴ تریلیون مترمکعب ذخایر گاز طبیعی (چهارمین دارنده ذخایر جهان) و وابستگی حدود ۹۰ درصدی درآمد صادراتی خود به فروش گاز، از منظر اقتصادی در وضعیت آسیبپذیری قرار دارد.
ایالات متحده میتواند از طریق تحریمهای ثانویه، شرکتهای نفت و گاز بینالمللی را از همکاری با عشقآباد بازدارد و مسیرهای صادراتی این کشور را تحت فشار قرار دهد. با توجه به اینکه چین خریدار اصلی گاز ترکمنستان است، احتمال میرود واشنگتن تلاش کند فشار بر پکن را نیز افزایش دهد تا واردات گاز از این کشور محدود شود.
کریدورهای انرژی: رقابت بر سر مسیرها
نظریه کریدور ژئوپلیتیک بر اهمیت مسیرهای ترانزیتی در نظم اقتصادی قرن بیستویکم تأکید میکند. ترکمنستان در چندین کریدور انرژی و ترانزیتی نقش بالقوه مهمی دارد. خط لوله ترکمنستان – چین سالانه حدود ۵۵ میلیارد مترمکعب گاز منتقل میکند و در عین حال، امکان صادرات گاز ترکمنستان به اروپا از مسیر دریای خزر و ترکیه نیز مطرح بوده است.
ایالات متحده با تقویت «کریدور میانی» از طریق آذربایجان و گرجستان در تلاش است اهمیت مسیرهای عبوری از خاک روسیه و ایران را کاهش دهد. در این چارچوب، ترکمنستان میتواند بهعنوان حلقهای تکمیلی در این شبکه ایفای نقش کند یا در صورت عدم همکاری، عملاً از برخی پروژههای منطقهای کنار گذاشته شود.
وابستگی متقابل پیچیده؛ شبکهای از روابط
رابرت کیوهن و جوزف نای با طرح نظریه «وابستگی متقابل پیچیده» نشان دادند که روابط بینالملل معاصر بر شبکهای درهمتنیده از روابط اقتصادی، مالی، اجتماعی و نهادی استوار است. ترکمنستان نیز در چنین شبکهای با نوعی دوگانگی راهبردی روبهرو است: از یک سو مرز طولانی با ایران دارد و از سوی دیگر، برای دسترسی به بازارهای جهانی انرژی و نظام مالی بینالمللی تا حد زیادی به ساختارهایی وابسته است که تحت نفوذ ایالات متحده قرار دارند.
این وابستگی چندلایه، عشقآباد را در موقعیتی دشوار قرار میدهد؛ همراهی کامل با آمریکا میتواند به تیره شدن روابط با همسایه جنوبی بینجامد و در مقابل، مخالفت با فشارهای واشنگتن ممکن است هزینههای اقتصادی قابل توجهی در پی داشته باشد.
قدرت هوشمند؛ ترکیب زور و اقناع
نظریه «قدرت هوشمند» بر استفاده همزمان از قدرت سخت (مانند تحریمها و فشارهای امنیتی) و قدرت نرم (از جمله کمکهای بشردوستانه، دیپلماسی عمومی و مشوقهای اقتصادی) تأکید دارد. در شرایط تنشهای منطقهای در حوزه قفقاز و خزر، برخی اقدامات بشردوستانه یا دیپلماتیک میتوانند بخشی از این رویکرد چندلایه تلقی شوند.
در چنین چارچوبی، ایالات متحده ممکن است به ترکمنستان پیشنهادهایی نظیر کمکهای اقتصادی، تضمینهای امنیتی در برابر برخی تهدیدات منطقهای و مشارکت در پروژههای توسعهای ارائه دهد تا این کشور را به همکاری بیشتر ترغیب کند.
حوزههای نفوذ رقیب؛ بازی میان قدرتها
در چارچوب نظریه حوزههای نفوذ، دریای خزر به عرصه رقابت چندین قدرت تبدیل شده است: از یک سو روسیه و چین بهعنوان بازیگران سنتی و قدرتمند منطقه حضور دارند، از سوی دیگر ایالات متحده و متحدان غربی تلاش میکنند نفوذ خود را گسترش دهند و در عین حال قدرتهای منطقهای مانند ترکیه نیز نقش فعالتری ایفا میکنند.
ترکمنستان در نقطه تلاقی این حوزههای نفوذ قرار دارد و بهطور سنتی سیاست «بیطرفی دائم» را دنبال کرده است. با این حال، افزایش رقابت ژئوپلیتیک در پیرامون دریای خزر ممکن است حفظ این بیطرفی را با چالشهای جدیدی مواجه کند.
نتیجهگیری
ترکمنستان در این شرایط پیچیده با مجموعهای از چالشهای راهبردی روبهرو است. از منظر ژئواکونومیک، وابستگی شدید اقتصاد این کشور به صادرات گاز و تمرکز بازار آن بر یک خریدار اصلی یعنی چین، سطح آسیبپذیری اقتصادی را افزایش داده است. از منظر کریدورهای ترانزیتی نیز موقعیت جغرافیایی ترکمنستان همزمان فرصتهای ژئوپلیتیک و فشارهای بیرونی را ایجاد میکند.
در چارچوب نظم در حال گذار به چندقطبی، محتملترین راهبرد برای عشقآباد ادامه سیاست «بیطرفی فعال» و تلاش برای حفظ توازن میان قدرتهای بزرگ است. در چنین سناریویی، ترکمنستان احتمالاً از ورود به تعهدات امنیتی یا نظامی مستقیم پرهیز خواهد کرد و در عین حال میکوشد روابط اقتصادی و دیپلماتیک خود را با همه بازیگران اصلی حفظ کند.
در نهایت، سرنوشت موقعیت راهبردی ترکمنستان به میزان توانایی این کشور در مدیریت فشارهای ژئواکونومیک و حفظ توازن میان قدرتهای بزرگ وابسته خواهد بود.






