محاسبات باکو در «جنگ رمضان»؛ احتیاط تاکتیکی یا تغییر رویکرد در برابر ایران؟
رویکرد جمهوری آذربایجان در جنگ موسوم به «رمضان» نسبت به رفتار این کشور در جنگ ۱۲ روزه علیه ایران متفاوت به نظر میرسد. باکو اینبار از پیوستن به هرگونه ائتلاف ضدایرانی فاصله گرفت و بر روابط همسایگی تأکید کرد؛ تغییری که بیش از هر چیز به هشدارهای تهران، نمایش قدرت بازدارندگی ایران و محاسبات هزینه–فایده مقامات آذری بازمیگردد.
علی کاظمخانلو – کارشناس مسائل قفقاز جنوبی
اندیشکده زاویه: جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران ابعاد مختلفی دارد. یکی از این ابعاد، رویکرد کشورهای منطقه و فرامنطقهای به این جنگ و چشمانداز روابط آنها با تهران پس از پایان آن است. در این میان، رویکرد برخی کشورها از جمله جمهوری آذربایجان به دلایلی همچون همسایگی، اختلافها و تنشهای موجود در روابط دوجانبه، روابط ویژه الهام علیاف با صهیونیستها و نیز رفتار باکو در قبال جنگ ۱۲ روزه علیه ایران، از اهمیت بیشتری برخوردار است.
رویکرد جمهوری آذربایجان در قبال «جنگ رمضان» در ظاهر با رویکرد این کشور نسبت به جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونیستی علیه ایران متفاوت بوده است. باکو در جریان جنگ ۱۲ روزه رفتاری ضدایرانی از خود نشان داد. شواهد متعددی از همکاریهای پنهان جمهوری آذربایجان با رژیم صهیونیستی در جنگ علیه ایران وجود داشت؛ از جمله میتوان به پرواز جنگندهها و پهپادهای صهیونیستی از خاک این کشور و انجام حملات علیه ایران اشاره کرد.
با آغاز جنگ رمضان، جمهوری آذربایجان رویکردی متفاوت نسبت به جنگ ۱۲ روزه اتخاذ کرد. باکو با شروع جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران، از شهادت رهبر معظم انقلاب و شهروندان ایرانی ابراز تأسف کرد و رئیسجمهور این کشور برای ادای تسلیت در سفارت ایران حاضر شد. همچنین با قاطعیت اعلام کرد که هرگز به هیچ ائتلافی برای جنگ علیه جمهوری اسلامی ایران نخواهد پیوست و ادعاهای مربوط به استفاده رژیم صهیونیستی از خاک این کشور برای عملیات نظامی را به شدت تکذیب کرد.
باکو انتخاب حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای به عنوان رهبر جمهوری اسلامی ایران را تبریک گفت، بر ریشهدار بودن روابط میان جمهوری آذربایجان و جمهوری اسلامی ایران و فضای همسایگی و دوستانه میان دو کشور تأکید کرد، مانع تحرک افراد و گروههای ضدایرانی در مرزهای خود با ایران شد، از تحریک مسائل قومی که رژیم صهیونیستی بهطور جدی دنبال میکند پرهیز کرد و کمکهای بشردوستانه شامل مواد غذایی، دارو و تجهیزات پزشکی به ایران ارسال کرد. با این حال، تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی را محکوم نکرد.
در این مواضع و اظهارنظرهای جمهوری آذربایجان درباره جنگ رمضان، چند نکته قابل توجه است:
نخست، هشدار قاطع جمهوری اسلامی ایران به مقامات آذری درباره نقش منفی جمهوری آذربایجان در جنگ ۱۲ روزه و همچنین حمله ایران به مبدأ پرواز جنگندههای آمریکایی (پایگاههای نظامی آمریکا) در کشورهای حاشیه خلیج فارس که از آنها برای حمله به ایران استفاده شده بود، تأثیر مهمی بر رویکرد باکو نسبت به جنگ رمضان داشت. با وجود انکار نقش منفی جمهوری آذربایجان در جنگ ۱۲ روزه از سوی مقامات آذری، جمهوری اسلامی ایران به دلایلی همچون قرابتهای فرهنگی و شیعه بودن جمهوری آذربایجان، ضمن مدارا و خویشتنداری، آنها را از چنین همکاریهایی برحذر داشت و هشدار داد که در صورت تکرار، بهطور قطع با واکنشی سخت مواجه خواهند شد.
چنانکه رسانههای جمهوری آذربایجان نیز نوشتند، کمتر کسی تصور میکرد ایران بتواند در برابر بزرگترین قدرتهای جهان، یعنی آمریکا و رژیم صهیونیستی، چنین مقاومتی از خود نشان دهد. این مقاومت و نیز ضربههای سنگین ایران به پایگاههای آمریکایی در منطقه موجب شد باکو هشدارهای تهران را جدیتر بگیرد. واکنش قاطع ایران به دولت الهام علیاف نشان داد که جمهوری اسلامی ملاحظات پیشین خود در مدارا با برخی کشورهای به ظاهر دوست منطقه را کنار گذاشته و در برخورد با هر کشوری که مبدأ حمله به ایران باشد، مصمم است.
دوم، رفتار باکو در قبال حادثه سقوط پهپاد در منطقه برونبوم نخجوان نیز مصداقی از برداشت جمهوری آذربایجان از این هشدارها و درک آن از پیامدهای احتمالی آن است. الهام علیاف در ابتدا با لحنی تند درباره این حادثه سخن گفت، اما به سرعت از این موضع عقبنشینی کرد و از ایجاد تنش پرهیز نمود و برخلاف برخی موارد پیشین، اقدامات تحریکآمیز انجام نداد. این تنشزدایی سریع نشاندهنده درک مقامات آذری از حساسیت شرایط منطقه، جدی بودن تهران در هدف قرار دادن هر مبدأ اقدام علیه ایران و همچنین نگرانی از پیامدهایی است که میتواند متوجه خود آنها شود؛ از جمله آسیب به نخجوان و مسیرهای ارتباطی و ترانزیتی آن که تا حد زیادی به خاک ایران وابسته است.
این وضعیت نشان میدهد که مقامات آذری همچنان نسبت به جمهوری اسلامی ایران بدبین هستند و سوءنیت آنها بیش از تمایل به همکاری صادقانه است؛ با این حال، به دلایل مختلف از جمله ملاحظات قدرت و هزینههای احتمالی، قادر به عملی کردن کامل نیتهای خود نیستند.
سوم، کمکهای بشردوستانه جمهوری آذربایجان به ایران در جریان جنگ رمضان را میتوان در چارچوب اهداف سیاسی و اجتماعی خاصی نیز تفسیر کرد؛ از جمله تلاش برای قرار دادن این کمکها در برابر کمکهای بشردوستانه ایران به جمهوری آذربایجان در جریان جنگ اول قرهباغ. از این رو، دور از انتظار نیست که در آینده نزدیک رسانههای آذری این کمکها را برجسته کنند تا بهزعم خود بار سنگین یادآوری کمکهای گذشته ایران را کاهش دهند.
چهارم، تداوم یا تغییر این رویکرد جمهوری آذربایجان تا حد زیادی به نتایج جنگ رمضان وابسته است. به عبارت دیگر، اگر جمهوری اسلامی ایران در این جنگ دست برتر را پیدا کند، احتمالاً باکو رفتارهای ضدایرانی خود را به شکل معناداری تعدیل خواهد کرد؛ اما اگر ایران به پیروزی قاطعی دست نیابد، ممکن است جمهوری آذربایجان در مواضع و اقدامات خود علیه ایران جسورتر شود.






