پیامدهای جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران بر قفقاز جنوبی از نگاه دکتر سیامک کاکایی
دکتر سیامک کاکایی تحلیلگر مسائل ترکیه و قفقاز در گفتگو با اندیشکده زاویه معتقد است: در وضعیت فعلی، جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران فینفسه نمیتواند امتیاز جدیدی برای ترکیه در حوزه کریدورهای قفقاز ایجاد کند. کریدور زنگزور که قرار است نخجوان را به جمهوری آذربایجان و از آنجا به آسیای مرکزی وصل کند، یک مزیت بزرگ ژئوپلیتیکی برای ترکیه محسوب میشود. اما نتایج جنگ ممکن است بر آینده این طرح تأثیرات متفاوتی بگذارد.
در پی جنگ اخیر آمریکا و اسرائیل علیه ایران، منطقه قفقاز جنوبی در آستانه تحولات ژئوپلیتیکی، اقتصادی و امنیتی مهمی قرار گرفته است. دکتر سیامک کاکایی، تحلیلگر ارشد مسائل ترکیه و قفقاز جنوبی، در گفتگویی اختصاصی با اندیشکده زاویه به تشریح پیامدهای احتمالی این درگیری بر توازن قدرت منطقهای، نقش کلیدی ترکیه در کریدورهای ترانزیتی و چشمانداز سرمایهگذاریها و امنیت در این منطقه استراتژیک پرداخته است. تحلیل ایشان دو سناریوی متفاوت را بر اساس نتایج احتمالی جنگ ترسیم میکند که میتواند نگاه بازیگران منطقهای و فرامنطقهای را دگرگون سازد.
متن کامل این گفتگو را در ادامه میخوانید:
اندیشکده زاویه: با توجه به جنگ اخیر بین آمریکا و اسرائیل با ایران، چه تغییرات ژئوپلیتیکی در منطقه قفقاز جنوبی پیشبینی میکنید؟ این تحولات چگونه میتواند توازن قدرت بین بازیگران منطقهای مانند ترکیه، روسیه و ایران را تحت تأثیر قرار دهد؟
دکتر کاکایی: تحولات اخیر و جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، از زوایای مختلف ژئوپلیتیکی قابل تحلیل است. نخست باید گفت که مقاومت ایران در برابر این تهاجم نشاندهنده جایگاه ممتاز و استراتژیک این کشور است؛ چه از حیث جغرافیا و چه از حیث موقعیت منطقهای. برای بازیگران حوزه قفقاز – همچون ترکیه و روسیه – این موضوع بسیار معنادار است، زیرا ایران توانست در مقیاسی غیرمنتظره با دو مهاجم قدرتمند مقابله کند.
ادامه چنین روندی و نتایج این جنگ، خواه به آتشبس منجر شود یا تغییر در موازنه قدرت، تأثیر مستقیمی بر نوع نگاه این بازیگران نسبت به ایران خواهد داشت. در صورتی که ایران با حفظ استقلال و اقتدار خود از این بحران عبور کند، شاهد یک بازتعریف از جایگاه منطقهای ایران خواهیم بود؛ جایگاهی که در معادلات ژئوپلیتیکی قفقاز و حتی فراقفقاز به مراتب پررنگتر خواهد شد. توان نظامی، قدرت موشکی و اراده سیاسی تهران اکنون منزلتی نو به ایران بخشیده و به آن امکان میدهد در گفتوگوهای آینده درباره امنیت و توازن منطقهای با وزن بیشتری ظاهر شود.
اندیشکده زاویه: این جنگ چه تأثیری بر نقش ترکیه به عنوان مسیر ترانزیتی و کریدوری در منطقه خواهد داشت؟ آیا با توجه به شرایط جدید، فرصتها یا چالشهای تازهای در پروژههای ارتباطی قفقاز مانند کریدور زنگزور ایجاد خواهد شد؟
دکتر کاکایی: در وضعیت فعلی، جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران فینفسه نمیتواند امتیاز جدیدی برای ترکیه در حوزه کریدورهای قفقاز ایجاد کند. کریدور زنگزور که قرار است نخجوان را به جمهوری آذربایجان و از آنجا به آسیای مرکزی وصل کند، یک مزیت بزرگ ژئوپلیتیکی برای ترکیه محسوب میشود. اما نتایج جنگ ممکن است بر آینده این طرح تأثیرات متفاوتی بگذارد.
دو سناریو قابل تصور است:
سناریوی نخست، زمانی رخ میدهد که ایران بتواند از جنگ به امتیازاتی دست یابد و توافقی ایجاد شود. در این حالت، قدرت چانهزنی ایران در پروژههای کریدوری افزایش خواهد یافت و بازیگران منطقهای ناگزیر خواهند بود نقش تهران را در مسیرهای ارتباطی مهم قفقاز به رسمیت بشناسند. حتی ترکیه و آذربایجان نیز ممکن است در طراحی و تکمیل کریدورها به ایران توجه بیشتری کنند.
اما در سناریوی دوم، اگر نتیجه جنگ موجب تضعیف ایران شود و سیاستهای آمریکا و اسرائیل دست بالا را پیدا کنند که بسیار ضعیف و بعید است، شرایط کاملاً متفاوت خواهد بود. در این وضعیت، ترکیه و آذربایجان احتمالاً تلاش میکنند از تضعیف ایران بهره ببرند تا پروژههای کریدوری را با حمایت واشنگتن سریعتر پیش ببرند و نقش ایران را به حاشیه رانده و کمرنگ سازند. این سناریو، چالش بزرگتری برای ایران و موازنه آینده منطقه ایجاد خواهد کرد.
اندیشکده زاویه: از نظر اقتصادی و امنیتی، این درگیری چه پیامدهایی برای کشورهای قفقاز جنوبی در پی دارد؟ آیا شاهد تغییر در جریان سرمایهگذاریها، روابط تجاری یا سطح تهدیدات امنیتی در این منطقه خواهیم بود؟
دکتر کاکایی: بدون تردید این جنگ دارای پیامدهای گسترده اقتصادی و امنیتی است. از منظر اقتصادی، در هر حال بخشی از توان ایران صرف بازسازی و ترمیم خسارتهای ناشی از جنگ خواهد شد؛ این امر به طور طبیعی میزان مشارکت ایران در طرحهای اقتصادی و زیرساختی منطقه از جمله پروژههای بزرگ کریدوری را کاهش میدهد، هرچند هرگز به معنای حذف کامل ایران از چرخه منطقه نیست.
از منظر امنیتی، باید دو فاز را در نظر گرفت:
در فاز نخست، اگر ایران بتواند بخشی از اهداف خود را محقق کند و آتشبس به سود تهران رقم بخورد، موقعیت امنیتی ایران تقویت میشود و نقش این کشور در معادلات امنیتی منطقه افزایش خواهد یافت. چنین سناریویی میتواند موجب بازتعریف توازن قدرت در قفقاز جنوبی شود و حتی روسیه و ترکیه را به تعاملات محتاطانهتر با تهران وادارد.
اما در فاز دوم، اگر جنگ به سمت تحقق خواستههای آمریکا و اسرائیل سوق یابد که بعید است، تبعات اقتصادی و امنیتی سنگینی برای ایران به همراه دارد. این موضوع ممکن است فرصتهایی برای ترکیه و آذربایجان ایجاد کند تا نقش خود را در پروژههای منطقهای، با حمایت غرب، پررنگتر کنند. در عین حال، کشورهای قفقاز و آسیای مرکزی احتمالاً همکاری با واشنگتن و تلآویو را گسترش خواهند داد و روند سرمایهگذاری خارجی در این محور افزایش مییابد. این خود میتواند باعث تغییر در جریانهای تجاری و حتی امنیتی منطقه شود، هرچند ایران به عنوان همسایه قفقاز جنوبی همچنان بازیگری غیرقابل چشمپوشی باقی خواهد ماند.
در مجموع به نظر میرسد، نتایج این جنگ چه به سود ایران و چه به زیان آن، معادلات ژئوپلیتیکی قفقاز جنوبی را بازترسیم خواهد کرد. حتی در صورت کاهش توان اقتصادی ایران، وزن ژئوپلیتیک و اهمیت جغرافیایی این کشور همچنان در تصمیمگیریهای منطقهای تعیینکننده باقی میماند. قفقاز در آینده نزدیک شاهد تغییراتی در روابط قدرت، فرصتهای ارتباطی و جریانهای اقتصادی خواهد بود که مرکز ثقل آن همچنان ایران، ترکیه و روسیه خواهند بود.






