احمد داووداوغلو: نظام ریاستی سقف ناکارآمدی را شکست
داووداوغلو در مصاحبه جنجالی با Now TV در سخنان مهمی گفت: فقر و تورم کمرشکن شده و حقوق بازنشستگان کفاف افطار را هم نمیدهد. نخستوزیر اسبق، نظام ریاستی را مسئول مستقیم این بحران دانست و بر محو شدن مرز میان سیاست و تجارت توسط کابینه اردوغان انتقاد کرد.
اندیشکده زاویه: در حالی که دولت و رسانههای همسو با حزب حاکم ترکیه، نوید «توسعه، تولید و ورود به شرایط طلایی» اقتصادی را میدهند، روایت دیگری سایه سنگینی بر این خوشبینی انداخته است. شهروندان عادی، رهبران احزاب مخالف و تحلیلگران مستقل اذعان دارند که مردم ترکیه هرگز در ماه مبارک رمضان تا این حد در تأمین معیشت خود با سختی و دشواری مواجه نبودهاند.
در اوج این تضاد آشکار میان دادههای رسمی و واقعیتهای زندگی روزمره، اظهارات احمد داووداوغلو، نخستوزیر اسبق و رهبر فعلی حزب آینده، درباره وضعیت بحرانی اقتصاد، نرخ تورم لجامگسیخته و مشکلات معیشتی مردم، بازتاب گستردهای در افکار عمومی یافته است.
داووداوغلو که سوابقی چون مشاور نخستوزیری، وزارت امور خارجه، نخستوزیری و رهبری حزب حاکم سابق را در کارنامه خود دارد، اکنون به عنوان رهبر حزب آینده و یکی از سه ستون اصلی ائتلاف محافظهکار «راه جدید»، موضعی انتقادی را در برابر سیاستهای اقتصادی کنونی اتخاذ کرده است. این مصاحبه با شبکه Nowtv فرصتی است تا دیدگاههای صریح او در باب این دوگانگی اقتصادی و مسیر پیش روی ترکیه را بشنویم.بخشهایی از سخنان داود اوغلو در گفتگوی یک ساعته با شبکه تلویزیونی Nowtv ترکیه را با هم مرور میکنیم.
رمضان امسال در شرایطی آغاز شده که به خاطر بحران اقتصادی، خرید سادهترین مواد غذایی برای بخش کثیری از جامعه، عملاً ناممکن شده است. یکی از رویدادهای تلخ این روزها که عملاً به ترند خبری کشور تبدیل شد، مرگ یک هموطن بازنشسته ترکیه حین کار بود. کارگر پیری که سالهاست بازنشسته شده، با مستمری ناچیزی که دریافت میکرد، نمیتوانست زندگی خود و خانوادهاش را بچرخاند و دوباره سر کار رفت. او چنان فرتوت و ضعیف شده بود که در معدن، حین کار، جان خود را از دست داد. چرا اقتصاد این کشور، چنین حال و روزی دارد؟ این اقتصاد و این شرایط معیشتی بحرانی، محصول و نتیجه نهایی سیاستهای کیست؟
امسال و در ماه مبارک رمضان، در ترکیه شرایطی داریم که کل حقوق دریافتی خانوار، غالباً فقط برای تامین هزینههای یک افطار حداقلی، کفایت میکند. میلیونها هموطن ما که حقوق ماهانه آنها اصطلاحاً در حد «اجرت اصغری» (28 هزار و 75 لیره) است، صرفاً میتوانند افطار کنند! پولی برای سحری باقی نمیماند.
در مورد خبر وفات معدنچی عزیزی که با وجود بازنشسته شدن باز هم کار میکرد و در معدن جان باخت، من هم بسیار متاثر شدم. پیش از هر چیزی، از خودم پرسیدم: یک شهروند بازنشسته، چرا مجبور است باز هم کار کند؟ متاسفانه هم اکنون ترکیه کشوری است که بخش کثیری از بازنشستگانش، باز هم کار میکنند. چرا که مستمری پایینی دارند و واقعاً معیشت آنها تامین نمیشود.
بخشی از بازنشستگان ما، در ماه فقط 20 هزار لیره مستمری میگیرند. البته صدها هزار بازنشسته دیگر نیز داریم که مستمری آنان، از این هم کمتر است. با این وضعیت تلخ، آنها نمیتوانند حتی ملزومات و احتیاجات غذایی اولیه را تامین کنند.
آیا شما به طور دقیق از هزینه اقلام غذایی اطلاع دارید؟
بله. از جزئیات هزینهها اطلاع دقیق دارم. میدانید که در فرهنگ غذایی ترکیه، هموطنان ما، در وعده غذایی افطار، معمولاً روزه را یا با خرما و یا با زیتون یا آب، میگشایند. در این کشور، قیمت 1 کیلو خرما بین 800 تا 1 هزار لیره است! محاسبه کردیم و فهمیدیم که قیمت 1 عدد خرما، تقریبا 40 لیره است. قیمت 1 کیلو زیتون بین 450 تا 500 لیره است. قیمت یک قرص نان شیرمال مخصوص رمضان (پیده) 25 لیره است. یک قرص شیرمال 250 گرمی مگر قرار است چند نفر را سیر کند؟ یعنی با یک حساب سرانگشتی، یک خانواده چهار نفره صرفاً برای هزینه یک افطار ساده (فقط شامل نان و خرما و زیتون و آب) باید در ماه مبارک رمضان 10 هزار لیره کنار بگذارد. اگر این خانواده مستاجر باشد و کرایه ماهانه هم پرداخت کند، واقعاً از کجا بیاورد؟
با قبض برق و گاز چه کند؟ برای وعده سحری هم اگر هموطن ما فقط یک عدد تخم مرغ را نیمرو کند و آن را با نان میل کند، باید هزینه کمرشکنی بدهد! برای این که عمق فاجعه معیشتی در کشورمان را درک کنیم، کافیست نگاهی بیاندازیم به نرخ فطریه که در حد 240 لیره تعیین شده است. باور کنید همین الان، تمام خانوادههای دارای درآمد ماهیانه کف حقوق (اصغری اجرت)، محتاج دریافت فطریه هستند!
شما پرسیدید: این فاجعه، محصول نهاییِ اقدامات و سیاستهای کیست؟ بگذارید شفاف پاسخ دهم: این دستاورد یک فرد نیست. این محصول و پیامد تصمیمات و اقدامات همان نظام حکمرانی است که ما در ترکیه اسم آن را گذاشتهایم نظام ریاستی.
این نظام سیاسی – اجرایی، هیچ مکانیسم و راهکاری برای نظارت بر زیرمجموعههای خودش ندارد. این نظام ریاستی، در واقع باعث شده سقف همه نهادهای دولتی ما پایین بریزد و نوع بیسابقهای از فرسودگی و ناکارآمدی به وجود بیاید.
این سیستم، وضعیتی دارد که نه میتواند از کسی حساب بخواهد، نه میتواند به کسی حساب پس دهد! باور کنید تا زمانی که این سیستم اصلاح نشود، این همه فقر و گرسنگی و تورم و بحران اقتصادی را نمیتوان از بین برد.
خیلیها میگویند: نظام ریاستی تثبیت شد! بله. ولی به چه قیمتی تثبیت شد؟ در مقایسه با دوران نخست وزیری من در سال 2016 میلادی، قیمت سبد مواد غذایی ماه رمضان، دست کم 16 برابر بیشتر شده است!
به طور کلی در یک نظام حکمرانی، نگاه ما روی دو پارامتر مهم است: اولی نظام یا سیستم، دومی هم انسان. وقتی که یک سیستم به درستی کار کند، انسان و کادر و عنصر آن سیستم هم میتواند با بهترین راندمان و بهترین عملکرد، خدمت کند. اما متاسفانه هم اکنون در ترکیه، هم سیستم مشکل و خطا و نقص دارد، هم کادر و عنصر انسانی سیستم، غالباً ناتوان و فاقد شایستگی است.
به لیست اعضای کابینه اردوغان بنگرید، ببنیید چه کسانی امروز در ترکیه وزیر و معاون وزیر هستند. غالباً افرادی هستند که از دل جامعه و سیاست نیامدهاند، با مردم ارتباطی نداشتهاند و فقط از دل دیوانسالاری و رشد اداری به پست وزارت رسیدهاند و اساساً فضای جامعه و حرف مردم را درک نمیکنند.
وزیر فرهنگ و گردشگری در کشور ما، فردی است که خودش یک کارآفرین و دارای مجموعهای از هتلها و شرکتها است و برای آن که امور پیمانکاری و ثروت اندوزی خود را بهتر مدیریت کند، آمده وزیر شده تا قدرت و اختیارات وزارتی خود را در مسیر خدمت به کار و کاسبی خودش مورد استفاده قرار دهد!
البته از این نمونهها بسیار است.
بله. همین طور است. وقتی که یک وزیر، پس از پایان دوران صدارت، عضو هیات مدیره یک هلدینگ، یک بانک یا یک شرکت مهم میشود، عملاً به ساختار و اعتبار سیاسی کشور و به ارزشهای اخلاقی کشور، لطمه وارد میشود.
محو شدن مرزهای بین سیاست و تجارت، پدیده بسیار نگران کنندهای است. نمیتوانم درک کنم، چگونه ممکن است، امروز یک فرد به عنوان وزیر پشت میز بنشیند و با رئیس یکی از حوزههای استراتژیک مانند حمل و نقل و زیرساختهای بخش خصوصی مذاکره کند، اما یک ماه بعد، به عنوان عضو هیات مدیره در همان شرکت مشغول به کار شود!
چنین چیزی غیرقابل قبول است. وزیر، فردی است که در بالاترین سطوح دولت خدمت کرده است. چرا این فرد پس از پایان دوران وزارت، وارد یک گروه مالی، خدماتی یا صنعتی شود؟
چنین چیزی باعث آلوده شدن فضای سیاست و تجارت میشود. باور کنید خود من، همین حالا محدودیتهای مالی قابل توجهی دارم. ولی حاضر نیستم مشاور سیاسی یک شرکت خارجی یا داخلی شوم.
تاکنون دهها اندیشکده و گروههای مختلف از من خواستهاند به عنوان کادر فعال، یا مشاور یا عضو هیات مدیره مرا استخدام کنند. من درخواستهایشان را رد کردهام. به باور من، کسی که به عنوان نخست وزیر اسبق ترکیه، از این دولت حقوق دریافت میکند، نباید در جای دیگری مشغول به کار شود و از جای دیگری حقوق بگیرد. این رفتارها به اعتبار حکمرانی کشور لطمه میزند.
این رویه قبلاً هم وجود داشت؟
خیر. اینها از خروجیهای همین نظام ریاستی است. متاسفانه در این دوران، نهاد سیاست در ترکیه، به نهادی تبدیل شده که در آن، مفاهیم مهمی مانند شرم و حیای سیاسی، خویشتنداری در برابر قدرت و ثروت، عملاً معنای خود را از دست داده و فضای سیاسی کشورمان جوری است که بسیاری از مسئولین و سیاستمداران ما، رابطه معنوی و عاطفی خود را با مردم از دست دادهاند و سبک زندگی بسیار بسیار متفاوتی دارند.






