از ناتو تا شانگهای؛ انعطاف سیاسی ترکیه در جهان چندقطبی
ترکیه با حضور در نشستهای سازمان همکاری شانگهای، این پیام را به جهان میفرستد که همزمان با حفظ پیوند با ناتو میخواهد از موقعیت ژئوپلیتیک و اقتصادی خود برای مانور میان شرق و غرب در نظم چندقطبی بهره ببرد.
فرشید پرهام کارشناس مسائل ترکیه
اندیشکده زاویه: همزمان با حرکت جهان به سوی نظم نوین و چندقطبی، بلوکهای سیاسی و اقتصادی شرق محور به رهبری روسیه و چین نیز روزبه روز قدرتمندتر شده و بازیگران تازهای به صف آنها میپیوندند. ترکیه یکی از کشورهایی است که در این معادله جهانی جایگاهی استراتژیک پیدا کرده و با حفظ عضویت در ناتو و پیوندهای عمیق با غرب، طی سالهای اخیر با گسترش حضور در سازوکارهای آسیایی و نزدیکی به قدرتهای شرقی، عملاً نشان داده میخواهد نقش تعیینکنندهای در بازتعریف نظم نوین جهانی ایفا کند. این چرخش نه تصادفی بلکه بخشی از راهبرد محاسبه شده بلندمدت است که پیامدهای مهمی برای هر دو اردوگاه رقابت جهانی به همراه دارد.
در این میان، حضور اردوغان، رئیس جمهور ترکیه در نشست اخیر سازمان همکاری شانگهای تنها یک اقدام تشریفاتی یا حرکت دیپلماتیک ساده نبود. اظهارات اردوغان در این نشست که گفت، امروز روز سرنوشتسازی است و سازمان همکاری شانگهای در میان نهادهای منطقهای و جهانی جایگاهی ویژه دارد، حامل پیامهای مهمی برای غرب و شرق بود.
اردوغان با حضور در نشست سازمان همکاری شانگهای و نشستن در کنار رهبران چین، روسیه و آسیای مرکزی تصویری را به نمایش گذاشت که نشان دهنده توانایی ترکیه برای عبور از مرزهای سنتی بلوکبندیها و ایفای نقش پل میان شرق و غرب است.
ترکیه طی سالهای اخیر تلاش کرده جای پای خود را در ساختارهای شانگهای گسترش دهد و نمونه بارز این روند در سال ۲۰۱۷ بود که ریاست «باشگاه انرژی سازمان» را برعهده گرفت و به کانون گفتگوهای مربوط به منابع حیاتی اوراسیا راه یافت. در ادامه نیز با افزایش چشمگیر مبادلات تجاری با روسیه و چین نشان داد که منطق اقتصادی و ژئوپلیتیکی تعمیق این روابط روزبهروز پررنگتر میشود.
برای آنکارا، سازمان همکاری شانگهای ابزاری برای ورود گستردهتر به آسیای مرکزی است؛ جایی که کشورهایی مانند قزاقستان، قرقیزستان و ازبکستان به عنوان اعضای مؤسس سازمان، از طریق سازمان کشورهای ترک پیوندهای فرهنگی و زبانی عمیقی با ترکیه دارند. این بعد فرهنگی با تقاضای عضویت کامل آذربایجان ابعاد جدیدی پیدا کرده و به آنکارا امکان میدهد در قالب پروژه جهان ترک، عمق نفوذ خود را در منطقه تقویت کند.
ترکیه هنوز عضو کامل شانگهای نیست اما با حضور فعال در نشستهای این سازمان معادلات بین شرق و غرب را به چالش میکشد. ناتو و شانگهای اغلب دو قطب متضاد ژئوپلیتیک معرفی میشوند اما ترکیه به عنوان یکی از بنیانگذاران ناتو حالا خود را به حلقه اتصالی میان این اردوگاهها تبدیل کرده است.
با وجود حساسیتهای غرب، اردوغان نشان داده که توانایی بازی با هر دو طرف را دارد. از یکسو همچنان از مزایای امنیتی و دفاعی ناتو بهرهمند میشود و همزمان با اتکا به روابط اوراسیایی جایگاه خود را در حوزه انرژی، تجارت و دیپلماسی تقویت میکند. این راهبرد بر پایه منطق حیاتی بقا در جهانی چندقطبی استوار است، جهانی که در آن بیمهگری سیاسی و اقتصادی به معنای تضمین تداوم نقشآفرینی محسوب میشود.
اقتصاد ترکیه به شدت به بازارهای غربی وابسته است ولی وابستگی انرژی به روسیه و امید به استفاده از ظرفیت ابتکار «کمربند و جاده» چین نشان میدهد که توازن منافع ایجاب میکند به هر دو سو متمایل باشد. سازمان همکاری شانگهای در این چارچوب به سکویی بدل شده که ترکیه میتواند بر فراز آن همزمان نقش میانجی در بحرانهایی مانند جنگ اوکراین ایفا کند و هم به عنوان شریکی اقتصادی با شرق شناخته شود.
تورم افسارگسیخته، بدهیهای فزاینده و فشار نهادهای مالی غربی به آنکارا آموخته که وابستگی کامل به غرب به معنای پذیرش شکنندگی در برابر فشارهای سیاسی و تحریمهاست. همکاری نزدیکتر با شرق، امکان دسترسی به منابع مالی جایگزین، قراردادهای انرژی بلندمدت و حضور در پروژههای بزرگ زیربنایی را فراهم میآورد. موقعیت ترانزیتی ترکیه در این معادله کلیدی است که هم مسیر انتقال گاز و نفت به اروپاست و هم بازار مصرفی جذابی برای شرکای شرقی. این جایگاه جغرافیایی و اقتصادی ترکیه را به بازیگری تبدیل میکند که شرق نمیتواند از آن چشمپوشی کند و غرب نیز نمیتواند به آسانی آن را از دست بدهد.
ابعاد سیاسی این مشارکت کمتر از جنبه اقتصادی آن نیست. ترکیه با حضور در این نشستها نشان میدهد که تنها بازیگر تابع غرب نیست بلکه قدرتی مستقل است که توان تعامل با شرق را نیز دارد. این رویکرد به آنکارا امکان میدهد تا در مذاکرات با غرب از موقعیتی قدرتمندتر برخوردار باشد و در برابر فشارها یادآوری کند که جایگزینهای شرقی برای ترکیه وجود دارند و این تهدید ضمنی کارایی بالایی در دیپلماسی دارد.
از منظر روسیه و چین، حضور ترکیه در سازمان همکاری شانگهای فراتر از یک دستاورد دیپلماتیک ساده است و یک موفقیت نمادین تلقی میشود. این اقدام نشان میدهد که حتی متحدان سنتی غرب در جستجوی گزینههای جایگزین و فرصتهای تأثیرگذاری در نظام چندقطبی جهانی هستند. برای مسکو و پکن، این واقعیت پیام راهبردی مهمی دارد، زیرا تصویر جهانی که ترکیه به نمایش میگذارد، حکایت از کاهش نفوذ مطلق غرب و قدرت گرفتن بلوکهای شرقمحور دارد و به اعتبار و مشروعیت جایگاه این کشورها در عرصه بینالمللی میافزاید.
در عین حال، برای سایر اعضای شرقی نیز ترکیه ارزش مضاعفی دارد زیرا به اعتبار سازمان میافزاید و بیانگر این است که شانگهای با حضور عضو ناتو، دیگر یک باشگاه محدود آسیایی نیست بلکه سازمانی با جذابیت جهانی است.
با این حال، برای غرب این روند زنگ خطری جدی است. در شرایطی که ناتو پس از بحران اوکراین تلاش کرده انسجام خود را تحکیم کند، اکنون مشاهده میکند یکی از اعضای اصلیاش در نشستهایی حضور مییابد که ذاتاً برای تضعیف نفوذ غرب طراحی شدهاند. این حضور نشان میدهد که حتی درون ناتو نیز گرایشهایی وجود دارد که میتوانند معادلات را برهم بزنند. تصویر اردوغان در کنار پوتین و شی جینپینگ پیامی روشن به افکار عمومی جهانی میدهد که مرزهای جبههبندی سنتی در حال تغییر است و حتی در دل ناتو نقاط ضعفی وجود دارد که میتوانند معادلات قدرت جهانی را دستخوش تحول کنند.
در نهایت، ترکیه با اتخاذ نقش دوگانه، به یکی از معدود بازیگرانی بدل شده که توانایی مدیریت شکاف میان شرق و غرب را دارد. در جهانی که دیگر تحت سلطه یک قطب واحد نیست، آنکارا با بهرهگیری از موقعیت ژئوپلیتیک، ظرفیتهای اقتصادی خود قادر است همچنان در میز قدرتهای بزرگ حضور فعال داشته باشد و از هر دو سوی معادلات امتیاز کسب کند. همین انعطاف و توانایی عبور از مرزهای سنتی، جایگاه ترکیه را در نظم نوین جهانی تثبیت کرده و به آن قدرت مانور و تأثیرگذاری ویژهای میبخشد.






