چگونه نظریه «اجتماعات خیالی» منازعات هویت ملی ترکیه را تبیین میکند؟
هویت ملی ترکیه با تکثر هویتهای ترکی، کردی، علوی و سکولار و رقابت روایتهای رقیب مواجه است؛ نظریه اجتماعات خیالی اندرسون ابزار مناسبی برای فهم این تنش میان تصویر رسمی از ملت یکپارچه و واقعیت اجتماعی است. فاصله میان هویت رسمی و تکثر اجتماعی، پرسش کلیدی درباره تعلق و شهروندی در ترکیه مدرن را برجسته میکند.
حسن کومار– کارشناس مسائل ترک
اندیشکده زاویه: میتوان شکلگیری هویت ملی ترکیه و بخشی از تعارضات سیاسی و اجتماعی آن را با نظریه «اجتماعات خیالی» تحلیل کرد؛ اما این مفهوم به معنای خیالیبودن جامعه ترکیه یا غیرواقعیبودن ملت ترک نیست. مسئله اصلی، فاصله احتمالی میان تصویری است که دولت از ملت یکپارچه ارائه میکند و واقعیت متکثر هویتها، مطالبات و تجربههای اجتماعی در ترکیه.
منظور از اجتماعات خیالی چیست؟
بندیکت اندرسون در کتاب اجتماعات خیالی استدلال میکند که ملت نوعی اجتماع سیاسیِ تصورشده است؛ زیرا بیشتر اعضای یک ملت هرگز یکدیگر را نمیبینند، اما خود را بخشی از یک اجتماع مشترک میدانند. بنابراین، «خیالی» در این نظریه به معنای موهوم یا دروغین نیست؛ بلکه به این معناست که اعضای ملت، با کمک زبان، آموزش، رسانه، تاریخ مشترک، نمادها و نهادهای سیاسی، تصویری از تعلق جمعی خود میسازند. این فرایند در همه ملتهای مدرن، از جمله ترکیه، قابل مشاهده است.
نکته مهم این است که باید میان دو پدیده تمایز گذاشت:
- اجتماع خیالی به معنای نظری: هر ملت مدرن برای ایجاد احساس تعلق، به تصور مشترکی از «ما» نیاز دارد.
- اجتماع خیالی به معنای انتقادی: زمانی که یک روایت رسمی از هویت ملی، خود را نماینده کامل همه جامعه معرفی میکند، اما بخشی از هویتها و مطالبات واقعی را نادیده میگیرد یا به حاشیه میراند.
پرسش درباره ترکیه بیشتر در معنای دوم، یعنی نسبت میان هویت رسمی و تکثر اجتماعی، اهمیت پیدا میکند.
چرا ترکیه نمونه مناسبی برای این تحلیل است؟
سه ویژگی تاریخی و اجتماعی ترکیه، این چارچوب نظری را برای بررسی آن مهم میکند:
الف) پروژه ساخت ملت در جمهوری ترکیه
پس از فروپاشی امپراتوری عثمانی، جمهوری جدید درصدد شکلدادن به هویتی ملی بود که بر قلمرو سرزمینی، شهروندی، زبان ترکی و روایت مشترکی از تاریخ استوار باشد. نظام آموزشی، کتابهای درسی و نمادهای ملی در بازتولید این هویت نقش داشتند. پژوهشهای تاریخی نشان میدهند که تعریف «ملت ترک» در دورههای مختلف بازسازی شده و مرزهای تعلق به آن همواره محل مناقشه بوده است.
ب) فاصله میان هویت رسمی و تکثر اجتماعی
جامعه ترکیه را نمیتوان به یک هویت واحد فروکاست. هویتهای ترکی، کردی، علوی، سنی، سکولار، اسلامگرا و دیگر تعلقات فرهنگی و سیاسی در آن حضور دارند؛ ضمن آنکه این هویتها الزاماً متقابل یا مانعةالجمع نیستند.
برای مثال، پژوهشهای مربوط به مسئله کردها نشان میدهند که نحوه بهرسمیتشناختن هویت کردی و تجربه تبعیض ادراکشده میتواند بر نگرشهای هویتی و ملیگرایانه تأثیر بگذارد. مطالعات علویان نیز از چالشهای مربوط به شناسایی هویت دینی و برابری شهروندی سخن میگویند.
بیشتر بخوانید: ترکیه در دوراهی هویت: شهروندی سکولار در برابر فرقهگرایی
ج) رقابت روایتهای متفاوت از ملت
در ترکیه فقط یک روایت از هویت ملی وجود ندارد. پژوهش لیسل هینتز چهار صورتبندی رقیب را از هویت ملی شناسایی میکند: ملیگرایی جمهوریخواه، ملیگرایی پانترکی، اسلامگرایی عثمانیگرا و لیبرالیسم غربگرا. این صورتبندیها در تعریف تاریخ، دین، شهروندی و جایگاه ترکیه در جهان با یکدیگر تفاوت دارند.
این وضعیت نشان میدهد که مناقشه ترکیه صرفاً بر سر قدرت سیاسی نیست؛ بلکه درباره این نیز هست که «ملت ترکیه کیست و چه کسی حق دارد تعریف آن را تعیین کند؟»
سازوکار شکلگیری و تداوم اجتماعات خیالی در ترکیه
۱. تولید روایت مشترک
آموزش، کتابهای درسی، تاریخنگاری، زبان رسمی و نمادهای ملی، تصویری از گذشته و سرنوشت مشترک میسازند.
۲. بازتولید رسانهای
رسانهها، مناسبتهای ملی، ورزش و فرهنگ عمومی میتوانند احساس همبستگی را تقویت کنند یا مرزهای «خودی» و «دیگری» را برجسته سازند.
۳. تعریف مرزهای تعلق
مناقشه بر سر زبان، مذهب، سبک زندگی و تعریف شهروندی تعیین میکند کدام گروهها خود را بهطور کامل به اجتماع ملی متعلق احساس کنند.
۴. آزمون نهادی روایت ملی
قوانین، حقوق شهروندی، نمایندگی سیاسی و عملکرد دادگاهها مشخص میکنند که آیا روایت همبستگی ملی در عمل به برابری و مشارکت تبدیل میشود یا نه.
البته باید متذکر شد این چهار مرحله یک مدل تحلیلیاند، نه ادعای اینکه همه شهروندان ترکیه تحت تأثیر یکسان این عوامل قرار میگیرند.
پیامدهای احتمالی برای رابطه دولت و جامعه
اگر دولت تصویری همگن از ملت را مبنای سیاستگذاری قرار دهد، اما بخشهایی از جامعه تجربه متفاوتی از هویت، عدالت یا مشارکت سیاسی داشته باشند، سه پیامد محتمل است:
- بحران بازنمایی: گروههایی احساس کنند که روایت رسمی، تجربه و مطالبات آنها را منعکس نمیکند.
- رقابت بر سر مشروعیت: جریانهای مختلف بکوشند تعریف خود از ملت، تاریخ و نظم سیاسی را به روایت غالب تبدیل کنند.
- تشدید منازعات هویتی: اختلافات اجتماعی به پرسشهایی درباره تعلق ملی، وفاداری سیاسی و حقوق شهروندی تبدیل شوند.
مطالعه بیشتر: رابطه هویت و امنیت در ترکیه تحت مدیریت اردوغان
البته تنوع هویتی بهخودیخود به بحران منجر نمیشود. نهادهای فراگیر، امکان نمایندگی سیاسی، آزادی بیان و شناسایی برابر شهروندان میتوانند به همزیستی روایتهای مختلف در یک اجتماع ملی کمک کنند.
جمعبندی
در تحلیل ترکیه باید میان دو سطح تمایز گذاشت: ملت بهعنوان اجتماع تصورشده و ملت بهعنوان جامعهای واقعی با منافع، نهادها و تجربههای متنوع. مسئله نه خیالیبودن ملت ترکیه، بلکه احتمال تبدیل یک روایت خاص از ملت به معیار انحصاری تعلق و شهروندی است.
از این منظر، پرسش راهبردی چنین صورتبندی میشود: آیا ترکیه میتواند هویت ملی مشترکی ایجاد کند که ترکبودن، تعلقات کردی، هویت علوی، باورهای دینی متفاوت و گرایشهای سکولار را بدون الزام به یکسانسازی فرهنگی در خود جای دهد؟ پاسخ به چگونگی تحول نهادهای سیاسی، حقوق شهروندی و سازوکارهای حل اختلاف بستگی دارد. مطالعات هویت ملی ترکیه نیز نشان میدهند این کشور با برداشتهای رقیب از ملت و شهروندی مواجه است؛ بنابراین، مفهوم «اجتماعات خیالی» ابزار مفیدی برای فهم رقابت روایتهاست، نه برچسبی برای غیرواقعیخواندن جامعه.
زمانی که رنان پرسش «ملت چیست؟» را مطرح کرد، پاسخ داد ملت «اصلی معنوی» و «همهپرسی روزانه» است. این دیدگاه را باید استعارهای ناظر بر حفظ و استمرار یک اجتماع تخیلی و ساختن و بازساختن پیوسته معانی آن دانست؛ در هر همهپرسی نیز همگان از شانس برابر تأثیرگذاری برخوردار نیستند. رنان پیشنهاد میداد «ملتبودن بهمعنای مغشوششدن تاریخ است»؛ سنت و فرهنگ قومی تا حدودی «ابداعشده» و توسط نخبگان دستکاریشدهاند.
درنهایت، «خیالپردازی ایدئولوژیک» در جامعه ترکیه صرفاً حقیقت را مبهم نمیسازد، بلکه ابهامی است که روابط اجتماعی مؤثر و واقعی را ساختاربندی میکند؛ شاید وحدتی خیالی که به جبران کمبود کانون غایب همه هویتهای اجتماعی میپردازد.




