آینده سازمان همکاری شانگهای و سازمان کشورهای ترک در اوراسیا
اوراسیا در حال تجربه بازآرایی ژئوپلیتیکی است و سازمان همکاری شانگهای و سازمان کشورهای ترک در مرکز این تحول قرار دارند. گسترش همکاریهای امنیتی، اقتصادی و ترانزیتی، عضویت بازیگران مهم منطقه و توسعه ابتکارهایی مانند راهبرد توسعه شانگهای و OTS+، نقش این دو نهاد را در نظم نوین اوراسیا برجسته کرده است. بررسی تعامل، همگرایی و رقابت میان آنها، تصویری از مسیر آینده قدرت، تجارت و ارتباطات منطقهای ارائه میدهد.
شهریار طباطبایی – پژوهشگر مسائل ترکیه
اندیشکده زاویه: اوراسیا در آستانه تحولی ژئوپلیتیک عمیق قرار دارد. دو نهاد مهم – سازمان همکاری شانگهای (SCO) و سازمان کشورهای ترک (OTS) – هر یک با راهبردها و ظرفیتهای متفاوت، در حال ترسیم نقشه آینده این گستره پهناور هستند. شناخت مسیر این دو سازمان، برای درک نظم نوین اوراسیا ضروری است.
سازمان همکاری شانگهای؛ قطب قدرت در حال ظهور اوراسیا
نشست ۲۰۲۵ تیانجین نقطه عطفی در تاریخ SCO بود. این سازمان که زمانی نهادی منطقهای برای مبارزه با تروریسم بود، اکنون به بلوکی عظیم با ده عضو اصلی شامل چین، روسیه، هند، ایران، پاکستان و کشورهای آسیای مرکزی تبدیل شده است. SCO امروز بیش از ۴۰ درصد جمعیت جهان و بیش از ۳۴ درصد تولید ناخالص داخلی جهانی را نمایندگی میکند.
مهمترین تحول در آینده SCO، تصویب «راهبرد توسعه ۲۰۲۶-۲۰۳۵» است که هدف آن مدرنسازی همهجانبه سازمان و گذار از مدل گفتوگومحور به رویکرد پروژهمحور است. سه محور اصلی این راهبرد عبارتند از: نخست، تبدیل SCO به بستری پیشگام برای همکاری کشورهای «جنوب جهانی»؛ دوم، تقویت نقش آن به عنوان مکانیسم پشتیبان «همسایگی بزرگ» چین؛ و سوم، افزایش تابآوری همکاریها در فضای رقابت قدرتهای بزرگ در اوراسیا.
در عرصه اقتصادی، SCO به «لوکوموتیو رونق اوراسیا» تبدیل شده است. حجم تجارت اعضای SCO طی بیست سال نزدیک به ۱۰۰ برابر افزایش یافته و سهم آن از تجارت جهانی از ۵.۴ درصد به ۱۷.۵ درصد رسیده است. زیرساختهای حملونقل فرااوراسیایی در چارچوب ابتکار «یک کمربند یک راه» و اتحادیه اقتصادی اوراسیا تا حد زیادی تکمیل شده و سرمایهگذاریهای آینده به سمت تولید و پروژههای مشترک هدایت خواهد شد.
سازمان کشورهای ترک؛ بازیگر نوظهور با رویکردی متوازن
سازمان کشورهای ترک که در سال ۲۰۰۹ با بیانیه نخجوان تأسیس شد، از یک «مکانیسم مشورتی» به «نهادی بینالمللی با اهمیت ژئواستراتژیک» تکامل یافته است. این سازمان با پنج عضو اصلی – ترکیه، آذربایجان، قزاقستان، قرقیزستان و ازبکستان – و ناظرانی چون ترکمنستان و مجارستان، حلقهای از کشورهای همزبان و همفرهنگ را در قلب اوراسیا شکل داده است.
نشست دوازدهم سران OTS در اکتبر ۲۰۲۵ در گابالای آذربایجان با شعار «صلح و امنیت منطقهای» برگزار شد. در این نشست، رهبران بر تحقق کریدور زنگزور به عنوان شاهراه ارتباطی جهان ترک تأکید کردند. همچنین پیشنهادهایی چون ایجاد شورای دائمی مشارکت اقتصادی و تأسیس مرکز نوآوری دیجیتال مبتنی بر Alem.AI مطرح شد.
نکته کلیدی در آینده OTS، راهاندازی ابتکار «OTS+» است؛ پلتفرمی جدید برای همکاری با کشورهای غیرعضو و سازمانهای بینالمللی که بر اساس سه اصل «باز بودن، عملگرایی و فراگیری» طراحی شده است. این ابتکار راهبردی، نگرانی روسیه و چین را از شکلگیری بلوکی انحصاری در همسایگی خود کاهش میدهد و در عین حال به OTS امکان توسعه شراکتهای بینالمللی را میدهد.
تعامل راهبردی؛ همگرایی یا رقابت؟
نکته جذاب در آینده اوراسیا، همپوشانی قابلتوجه اعضای این دو سازمان است. قزاقستان، قرقیزستان و ازبکستان همزمان عضو هر دو نهاد هستند. ترکیه نیز به عنوان نخستین و تنها عضو ناتو با جایگاه «شریک گفتوگو» در SCO، نقشی دوگانه ایفا میکند. آنکارا این جایگاه را اهرمی برای تلفیق هویت خود به عنوان قدرت ناتو و بازیگر اوراسیایی به کار میگیرد.
ارتباط جهان ترک در SCO با درخواست عضویت کامل آذربایجان، ابعاد تازهای یافته است. از سوی دیگر، ایران – که در سال ۲۰۲۱ به SCO پیوست – با ترکیه در حاشیه نشست تیانجین درباره رفع موانع تجاری گفتوگو کرد. حضور همزمان ایران و ترکیه در SCO، همکاری میان دو کشور مهم منطقهای را تسهیل میکند.
اوراسیا به صحنه رقابت قدرتهای جهانی تبدیل شده است. آمریکا، اتحادیه اروپا، ژاپن و هند همگی در حال گسترش نفوذ خود در آسیای مرکزی هستند. در این میان، SCO و OTS میتوانند نقشهای مکمل ایفا کنند: SCO به عنوان چتری امنیتی-اقتصادی برای همکاری فراگیر، و OTS به عنوان بستری برای همکاری فرهنگی و اقتصادی مبتنی بر پیوندهای قومی و زبانی.
چشمانداز آینده
آینده اوراسیا تحت تأثیر همزیستی این دو سازمان رقم خواهد خورد. SCO با جمعیت و ظرفیت اقتصادی عظیم خود، به عنوان هاب اصلی همکاریهای فراقارهای ظاهر خواهد شد. OTS نیز با رویکرد منعطف و فراگیر خود میتواند نقش «پل ارتباطی» را ایفا کند؛ هم میان اعضای خود و هم میان SCO و جهان غرب.
ابتکار OTS+ نشان میدهد که این سازمان به دنبال تقابل با SCO نیست بلکه در پی تعریف جایگاه مکمل در نظم چندقطبی اوراسیاست. به ویژه با توجه به اینکه کشورهای آسیای مرکزی به دنبال تنوعبخشی به شرکای خارجی خود هستند، حضور همزمان در هر دو سازمان به آنان امکان مانور راهبردی میدهد.
با این حال، چالشها قابلچشمپوشی نیستند. SCO باید میان «اجماعگرایی» و «کارآمدی» تعادل برقرار کند. OTS نیز باید از تنش میان هویتگرایی ترکی و منافع عملی اعضا عبور کند. این در حالی است که ترکیه نیز باید هویت نانویی خود در اوراسیا را کم رنگ تر کند و میان تعلقات ۹۷ درصدی در برابر ۳ درصدی خود، توازن رئالیستی و منطقی مبتنی بر نگاه واقعی برقرار سازد.
در مجموع، آینده اوراسیا نه به تقابل این دو سازمان، بلکه به همکاری هوشمندانه و مکمل آنها گره خورده است. در جهانی که به سوی چندقطبی شدن پیش میرود، SCO و OTS هر یک با منطق خاص خود، نقشی بیبدیل در شکلگیری نظم نوین اوراسیا ایفا خواهند کرد.





