ملازگرد؛ آیین سالانهای که به پرچم سیاست ترکستانی آنکارا بدل شده است
نبرد ملازگرد (۱۰۷۱ میلادی) که دروازهه آناتولی را به روی ترکان گشود، در سالهای اخیر به آیین سالانه اردوغان برای تثبیت ائتلاف با ملیگرایان و نمایش وحدت ملی و بهعنوان یکی از نمادهای تحقق سیاست ترکستان بزرگ بدل شده است. احداث کاخ ریاست جمهوری در اخلاط و حضور با لباسهای سلجوقی، همگی نشان از راهبرد «ترکستان بزرگ» آنکارا در بازتعریف هویت تاریخی–سیاسی ترکیه دارد. این یادداشت در صدد واکاوی ابعاد پنهان این آیین سیاسی و نسبت آن با پروژه هویتسازی ترکستانی اردوغان است.
تحریریه اندیشکده زاویه: در سالهای اخیر، «نبرد ملازگرد» که در تاریخ ترکیه به عنوان مهمترین نقطه فتح آناتولی به دست ترکها شناخته میشود، از یک رویداد تاریخی در حاشیه کتابهای درسی به یکی از مهمترین آیینهای سیاسی حزب حاکم در ترکیه تبدیل شده است. امسال نیز، همزمان با سالروز این پیروزی، اردوغان بار دیگر در ملازگرد در کنار سربازانی با زره، کلاه خود، نیزه و ادوات نظامی سپاه عثمانی و سلجوقی حضور یافت؛ در حالی که تصاویر او در اغلب روزنامههای آنکارا منتشر شد.
علاقه فراوان اردوغان به زنده نگه داشتن نمادها و اِلِمانهای تاریخی دوران سلاجقه و عثمانیان، حالا عملاً به رویکرد سیاسی کلان حزب و کابینه او تبدیل شده است. این مسئله از چنان اهمیتی برخوردار است که به دستور او، یک کاخ جدید برای نهاد ریاستجمهوری در شهر اخلاط – در نزدیکی ملازگرد – احداث شد و امسال جلسه هیأت دولت ترکیه با ریاست اردوغان، در همین کاخ برگزار گردید. اخلاط که اردوغان در سخنان خود آن را «گنبد اسلام» و «دروازه آناتولی» خواند، اکنون به پایگاهی سیاسی برای بازتعریف هویت تاریخی ترکیه بدل شده است.
جالب آنکه تا پیش از سالهای اخیر، بزرگداشت ملازگرد حتی برای ملیگرایان ترک نیز چندان اهمیت نداشت. توجه به مبانی ملیگرایی ترکی و بها دادن به موضوعات نژادی و تباری ترک، تا سال ۲۰۱۴ در ذهن اردوغان و حزب عدالت و توسعه جایگاهی نداشت. اما هنگامی که او نتوانست به تنهایی کابینه تشکیل دهد و مجبور شد با دولت باغچلی – رهبر حزب حرکت ملی – ائتلاف کند، ناچار شد برای کسب رضایت ملیگرایان، حمایت از نشانههای تاریخی و فرهنگی سلجوقی، عثمانی و تاریخ ترکها را وارد ادبیات سیاسی حزب خود کند. از آن زمان، اردوغان نه تنها هر ساله در مراسم ملازگرد شرکت میکند، بلکه از پلها و بناهای بزرگ گرفته تا کشتیهای اکتشاف و استخراج نفت را با اسامی بسیاری از پادشاهان و فرماندهان نظامی عثمانی نامگذاری کرده است.
امسال نیز به سنت سالیان پیشین، دولت باغچلی به عنوان شریک اصلی اردوغان در ائتلاف جمهور، مهمان ویژه این آیین بود. حضور دو رهبر بر سر مزار پادشاهان سلجوقی و قرائت فاتحه، تصویری از اتحاد میان اسلامگرایان و ملیگرایان افراطی را به نمایش گذاشت که ریشه در بازخوانی مشترک یک گذشته افتخارآمیز دارد.
اردوغان در سخنرانی خود اعلام کرد: «هزار سال است که ما تلاش میکنیم با افتخار و عزت در استراتژیکترین و چالشبرانگیزترین منطقه جهان زندگی کنیم. در این جغرافیا، ما چارهای جز قوی بودن و متحد بودن نداریم». او با اشاره به شکوه دوران سلجوقیان و امرای بسیاری که در اخلاط دفن شدهاند، افزود: «مسلم است که راه ملازگرد و گره آناتولی از اخلاط گشوده شد. حتی شهرهای بیتالمقدس و استانبول، با ایمانی که در اخلاط شکل گرفت، فتح شدند. قدرت و ارادهای که سرزمین روم را به دارالاسلام تبدیل کرد، در اخلاط پدیدار شد». به باور او، «روح هر یک از شهدا و جانبازان ما که آناتولی را تبدیل به وطن ما کردند، در آرامش باد».
نورای باشاران، از تحلیلگران ترکیه، در این باره میگوید: «اخلاط برای اردوغان، فقط شهر کوچکی در کنار بتلیس نیست. بلکه نماد آغاز حضور تاریخی ترکها در آناتولی، میراث سلجوقی، ایستگاه قبل از ملازگرد و ایده تداوم دولت است. از دید اردوغان، جغرافیا تبدیل به حافظه سیاسی میشود». به عبارت دیگر، او با احداث کاخ ریاستجمهوری در این شهر کوچک و برگزاری جلسه هیأت دولت در آنجا، پیام روشنی ارسال میکند که این سرزمین نه فقط بخشی از خاطره جمعی، بلکه کانون تصمیمگیری برای آینده است.
مهمت هاکان یاووز، نویسنده کتاب «اردوغان و نئوعثمانیگرایی» و «نوستالژی امپراتوری»، معتقد است که اوصاف اغراقآمیز اردوغان درباره اخلاط و ملازگرد، چیزی فراتر از «نوستالژی عثمانی» است. از دید او، اردوغان در چند سال گذشته همواره به دنبال القای نوعی سنتز بوده که در آن، اسلامگرایی و ملیگرایی با هم ترکیب میشوند. اما این تلاش، در واقع به معنی عثمانیسازی حافظه تاریخی و اسلامیسازی فضای سیاسی ترکیه است. کما اینکه او عبدالحمید و سلطان محمد را به عنوان قهرمان معرفی میکند، ولی نمیخواهد درباره مصطفی کمال آتاترک بنیانگذار جمهوری، سخن بگوید. یاووز تأکید دارد که اردوغان به دنبال آن است تا تصویری از خودش و ترکیه امروز ارائه دهد که در آن «خاطره تاریخی» با مفهوم «رهبری منطقهای» در هم بیامیزد و به این ترتیب، نقش خودش را هم برجستهتر کند.
به باور منتقدان، اردوغان با تأکید مکرر بر ضرورت درک نقش پادشاهان سلجوقی و عثمانی و بیاعتنایی آشکار به آتاترک، میخواهد این موضوع را جا بیندازد که «جمهوری ترکیه» در سال ۱۹۲۳ تأسیس نشده، بلکه باید آن را تداوم سلجوقی-عثمانی دانست. او تنها در این صورت میتواند نقش خود را به عنوان رهبر و سیاستمداری تعریف کند که همچون یک نخ تسبیح، نگاهی کلان به موجودیت سیاسی کشورش دارد و میخواهد بگوید: جمهوری ترکیه آخرین حلقه یک تاریخ هزارساله دولت و قدرت ترک-اسلامی در آناتولی است.
تحقیقات اخیر پروفسور توفیق اورکُن دَوَلی درباره گرایشهای تاریخی-اسطورهای اردوغان نشان میدهد که اشاره مکرر به اهمیت نبرد ملازگرد و سفر هر ساله او به اخلاط، بخشی از یک روایت سیاسی-تاریخی کلان و بازنمایی وقایع به نفع خود اردوغان و حزب اوست. دَوَلی میگوید: «ملازگرد به تدریج تبدیل به یکی از ستونهای روایت تاریخیای شده که پیروزیهای تاریخی ترکها را به جمهوری معاصر پیوند میدهد. با آنکه ملازگرد هیچگاه تا این اندازه سیاسی نبوده، دستگاه تبلیغاتی حزب عدالت و توسعه به درخواست اردوغان، به بازنمایی آن اهمیت ویژه داده و نوعی برساخته ایجاد کرده است.»
تحلیلگران خارج از ترکیه نیز به این دلبستگیهای تاریخی-سیاسی توجه کردهاند. ادوارد واستنیگ، محقق انگلیسی، معتقد است که در سیاست چند سال اخیر اردوغان، اشاره مکرر به تاریخ و پادشاهان قدیم، ابزاری برای خلق مشروعیت سیاسی و اجتماعی است. چتم هاوس نیز در گزارشی اشاره کرده که روایت اغراقآمیز اردوغان درباره نقش سلجوقیان و عثمانیان، صرفاً مربوط به سیاست خارجی نیست، بلکه مدتهاست که به ابزار مشروعیت داخلی تبدیل شده است.
نبرد ملازگرد در ۲۶ اوت ۱۰۷۱، با پیروزی سلجوقیان بر بیزانس، دروازه آناتولی را به روی ترکان گشود و زمینهساز فتوحات بعدی عثمانیان شد. اما امروز، این رویداد هزارساله، بیش از آنکه یک واقعیت تاریخی باشد، به آیینه تمامنمای راهبرد سیاسی اردوغان بدل گشته است. او با حضور سالانه در ملازگرد، احداث کاخ ریاستجمهوری در اخلاط، جلسه هیأت دولت در آنجا، و سخنانی که ملازگرد را به وحدت ملی و پایان ترور پیوند میزند، تلاش دارد تا از «خاطره تاریخی» برای «مشروعیت داخلی» و «رهبری منطقهای» بهره برداری کند.
اردوغان تمایل دارد ترکیه را به عنوان دولتی معرفی کند که ادامه همان زنجیره سلجوقی–عثمانی است، وابسته به غرب نیست، حاکمیت خود را بازپس گرفته، صنایع دفاعی و قدرت نظامی ساخته و جایگاه تاریخی خود را احیا کرده است. در این مسیر، ملازگرد فقط یک میدان جنگ در ۱۰۷۱ نیست؛ بلکه سنگ بنای یک روایت تازه از «ترکیه بزرگ» است که در آن، گذشته و آینده در اخلاط به هم گره میخورند و اردوغان خود را حلقه اتصال این زنجیره هزارساله معرفی میکند.





