چرا عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه یک پیمان دفاعی امضا کردند؟
اندیشکده شورای آتلانتیک با انتشار یادداشتی نوشت: پیمان دفاعی مکه، اتحادی شبیه ناتو نیست و نشانهای از شکلگیری یک بلوک منطقهای جدید و مجزا به شمار نمیرود. اما این بدان معنا نیست که اهمیت چندانی ندارد. برای ریاض، این توافق اهرم قدرت این کشور را تقویت میکند؛ برای پاکستان ــ کشوری با جمعیت اکثریت مسلمان و ظرفیتهای تسلیحات هستهای ــ اعتبار و نفوذ بیشتری در منطقه به ارمغان میآورد؛ برای آنکارا، این امر چتری را که از قبل برای متحدانش در قطر، سوریه و لیبی باز شده بود، گسترش میدهد و تراکم و منابع جدید عظیمی را به آنچه که به عنوان یک مکانیسم دفاع جمعی مسلمانان شناخته میشود، اضافه میکند.
اندیشکده زاویه – ترجمه اختصاصی: روز جمعه 7 اوت / 16 مرداد، رهبران عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه یک توافقنامه دفاعی جدید امضا کردند که تصریح میکند «هرگونه حمله مسلحانه علیه هر یک از این سه کشور، حملهای علیه همه آنها تلقی خواهد شد.» توافقنامه دفاع مشترک مکه، که به نام شهر مکه در عربستان سعودی نامگذاری شده است، در حالی امضا میشود که جنگ ایران در معرض خطر ازسرگیری قرار دارد، حملات حوثیها از یمن از پیش آغاز شده است و کشورهای خلیج فارس، پس از حملات متعدد پهپادی و موشکی ایران، نقش ایالات متحده بهعنوان تأمینکننده امنیت را زیر سؤال میبرند.
عربستان سعودی
این توافق، اتحادی شبیه ناتو نیست و نشانهای از شکلگیری یک بلوک منطقهای جدید و مجزا به شمار نمیرود. اما این بدان معنا نیست که اهمیت چندانی ندارد. برای ریاض، این توافق اهرم قدرت این کشور را تقویت میکند؛ زیرا هم با ایران جسورترشده مقابله میکند و هم با محدودیتهای بازدارندگی ایالات متحده در منطقه مواجه میشود. ریاض با ایجاد شبکهای از مشارکتها، ارزیابی میکند که بهتر میتواند تهدیدهای منطقهایِ در حال تغییر را پیشبینی و مدیریت کند تا اینکه به یک شریک یا بلوک واحد متکی باشد.
اما ریاض همچنین از یک دوره آشفته برای تثبیت رهبری منطقهای خود استفاده میکند: عربستان سعودی با میزبانی از امضای یک توافقنامه امنیتی جدید با قدرتی منطقهای دیگر، یعنی ترکیه، در زمانی که سایر قدرتهای بزرگ منطقهای از جمله اسرائیل، بهعنوان نیروهای بیثباتکننده دیده میشوند، خود را بهعنوان چهره ثبات منطقهای تثبیت میکند.
شایان ذکر است که عربستان سعودی از سپتامبر ۲۰۲۵ با پاکستان و از سال ۲۰۰۰ با شش کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس، توافقنامه دفاعی مشترک داشته است. در عمل، هیچیک از این توافقنامهها به آن نوع واکنشی که با ماده ۵ ناتو مرتبط است، منجر نشدهاند. در حالی که پاکستان و ترکیه ممکن است در پاسخ به تهدیدهای ایران یا حوثیها، در نتیجه این توافقنامه، حمایت امنیتی جدیدی را بسیج کنند ــ پاکستان پیشتر تعدادی نیرو و سامانه پدافند هوایی به عربستان سعودی اعزام کرده است ــ بعید است این حمایت تغییردهنده بازی باشد و بسیار به شرایط وابسته خواهد بود.
بهویژه، مقامات پاکستانی اظهار داشتهاند که توافقنامه سال ۲۰۲۵ آنها شامل چتر هستهای نبوده است. مزیت دیپلماتیکی که این توافقنامه ارائه میدهد، ممکن است از همکاری امنیتی ملموس تأثیرگذارتر باشد: در آغاز جنگ ایران، ریاض توانست از همکاری فزاینده خود با اسلامآباد برای شکلدهیِ بیسروصدا به مذاکرات و مدیریت تشدید تنش با تهران استفاده کند.
این توافق جدید همچنین گواه دیگری بر آن است که ریاض از تلاش خود برای دریافت تضمین امنیتی مشابه ماده ۵ از واشنگتن دست کشیده است. اما نباید آن را بهعنوان رد همکاری ریاض با ایالات متحده تلقی کرد. در واقع، این توافق میتواند با تلاشهای ایالات متحده برای تنظیم مجدد نقش نظامی خود در منطقه و تغییر جایگاهش از یک ضامن امنیت به یک عامل ادغامکننده، سازگار باشد.
پاکستان
این توافق، پاکستان را بیشازپیش در معماری امنیتیِ نوظهور خاورمیانه جای میدهد. این توافق مدت کوتاهی پس از نهاییشدن پیمان دفاعی مشترک جدید اسلامآباد با عربستان سعودی و در زمانی حاصل شده است که این کشور در حال برداشتن گامهایی برای تعمیق همکاریهای دفاعی با سایر متحدان خود در منطقه، مانند مصر و اردن، است.
این توافق همچنین برای پاکستان ــ کشوری با جمعیت اکثریت مسلمان و ظرفیتهای تسلیحات هستهای ــ اعتبار و نفوذ بیشتری در منطقه به ارمغان میآورد. این امر به دلایل ساده روابط عمومی اهمیت دارد: رهبران پاکستان میخواهند جهان، کشورشان را بهعنوان بازیگری جهانی، مفید و تأثیرگذار ببیند، نه کشوری که در آن سطوح بالایی از سرکوب و تروریسم وجود دارد. اما با توجه به اهمیت خاورمیانه برای منافع راهبردی پاکستان، مزایای استراتژیک نیز برای این کشور وجود دارد. این منطقه محل زندگی بسیاری از متحدان اصلی پاکستان، تأمینکننده بخش قابلتوجهی از واردات هیدروکربنی آن و محل سکونت چندین میلیون مهاجر پاکستانی است.
علاوه بر این، این توافق میتواند به روابط اسلامآباد با ایالات متحده کمک کند. دولت ترامپ، که خواهان مشاهده تقسیم بار مسئولیت بیشتر از سوی متحدان ارشد ایالات متحده است، احتمالاً به پیمانی که برای پیشبرد بازدارندگی منطقهای جمعی و با نگاه به ایران طراحی شده است، با دیدی مثبت نگاه خواهد کرد. افزون بر این، پاکستان میتواند در آینده این توافق را، مانند پیمان خود با عربستان سعودی، بهعنوان یادآوریِ سودمندی گستردهتر خود در خاورمیانه به دولت ترامپ ارائه دهد؛ بهویژه اگر جنگ در ایران پایان یابد و دیگر نیازی به میانجیگری پاکستان نباشد، یا اگر جنگ دوباره شعلهور شود و پاکستان با انتقاد واشنگتن مواجه شود.
ترکیه
برای آنکارا، این امر چتری را که از قبل برای متحدانش در قطر، سوریه و لیبی باز شده بود، گسترش میدهد و تراکم و منابع جدید عظیمی را به آنچه که به عنوان یک مکانیسم دفاع جمعی مسلمانان شناخته میشود، اضافه میکند. این امر این اصل را که قدرتهای خارجی نباید به طور یکجانبه نظمهای سیاسی منطقهای را تغییر دهند یا اصلاح کنند، عملیاتی میکند، یک اصل ژئوپلیتیکی وضع موجود که توسط هر سه امضاکننده پذیرفته شده است.
عربستان سعودی وزنههای تعادل مهمی در برابر ایران و پاکستان و هند میبیند، اما برای آنکارا، افزودن یک غول اقتصادی و یک قدرت هستهای به تیم خود، بازدارندگی در برابر اسرائیل را به شدت افزایش میدهد، همسایهای که رهبران آن به طور فزایندهای از دشمنی و درگیری بالقوه با ترکیه صحبت میکنند. در پی حمله هوایی سال گذشته اسرائیل به دوحه، کشورهای منطقه ممکن است نیاز به دفاع هوایی جمعی و سایر اقدامات امنیتی برای مقابله با ایران و اسرائیل را احساس کنند.
مزایای عملیاتی نظامی، صنعتی دفاعی و دیپلماتیک برای هر کشور وجود خواهد داشت. صنایع دفاعی ترکیه مطمئناً از فرصتهای تجاری گسترشیافته بهرهمند خواهند شد. شاید از همه مهمتر، توافقنامه مکه (و گسترش بالقوه آن به سایر اعضا در آینده) جایگاه ترکیه را در شبکههای انرژی و تجارت بین هند و اروپا تأیید میکند، زیرا مشارکتهای دفاعی، روابط تجاری و نوع شبکههای مورد نظر را تقویت و تقویت میکنند.
منبع: اندیشکده شورای آتلانتیک






