پیمان دفاعی سهگانه ترکیه، عربستان و پاکستان؛ خوانشی واقعبینانه از انگیزهها، ظرفیتها و افقهای پیشرو
پیمان دفاعی ترکیه، عربستان و پاکستان در وهله نخست، نشاندهنده پایان دوران «اتکای صرف» کشورهای منطقه به ضامنان فرامنطقهای است. وقتی ایران درگیر جنگ مستقیم با اسرائیل و آمریکاست و پیامدهای آن به کل حوزه خلیج سرایت کرده، ریاض، آنکارا و اسلامآباد به این نتیجه رسیدهاند که «چترهای سنتی» دیگر کافی نیستند و باید شبکهای از همکاریهای درونمنطقهای ایجاد کنند. اما این شبکه هنوز در مراحل نخستین شکلگیری است و برای تبدیل شدن به یک ائتلاف پایدار، به موارد زیر نیاز دارد:
تحریریه اندیشکده زاویه: در ۷ اوت ۲۰۲۶ / 16 مرداد 1405، رجب طیب اردوغان، محمد بن سلمان و شهباز شریف در جده، پیمان همکاری دفاعی سهجانبهای را به امضا رساندند که تقریباً یک سال در دست مذاکره بود. این توافق در شرایطی نهایی شد که غرب آسیا در گیرودار پیامدهای حملات گسترده اسرائیل و آمریکا به ایران، با عمیقترین بحران منطقهای چند دهه اخیر دستوپنجه نرم میکند. مقامات آنکارا این پیمان را «تغییردهنده موازنه قدرت» خواندهاند، اما واقعیت میدانی و تاریخی نشان میدهد که این سازوکار، بیش از آنکه یک «ناتوی اسلامی» تمامعیار باشد، پاسخی عملگرایانه به خلأ امنیتی و بازچینی ائتلافها در منطقه است.
سه رکن، سه ظرفیت مکمل
هر یک از سه کشور امضاکننده، داراییهای راهبردی منحصربهفردی را به این مثلث وارد میکنند که در نگاه نخست، مکملی قابلتوجه را نشان میدهد:
- عربستان سعودی، بهعنوان تنها اقتصاد عربی عضو گروه ۲۰، میزبان دو مسجد شریف و بزرگترین صادرکننده نفت جهان، توان مالی و مشروعیت مذهبی را در اختیار ائتلاف میگذارد. در دو سال اخیر، ریاض قراردادهای کلانی برای خرید پهپادهای «بایکار» و همکاری در تولید هلیکوپتر با ترکیه منعقد کرده و نشان داده که آماده است هزینههای امنیتی خود را از طریق مشارکت صنعتی، نه صرفاً خرید تسلیحات مصرفی، مدیریت کند.
- پاکستان، تنها کشور دارای سلاح هستهای در جهان اسلام، مهمترین برگ برنده نظامی را در اختیار دارد. اسلامآباد پیشتر در سپتامبر ۲۰۲۵ با ریاض پیمان دفاع مشترک امضا کرده بود که بر اساس آن، حمله به هر یک از دو کشور، حمله به طرف دیگر تلقی میشود. الحاق ترکیه به این چارچوب، دایره تضمینها را گسترش میدهد، هرچند که پاکستان بهوضوح نمیخواهد میان روابط خود با تهران و ریاض یکی را انتخاب کند – کشوری که با ایران ۹۰۰ کیلومتر مرز خاکی دارد، هرگز نمیتواند متحدی تمامعیار علیه همسایه شرقی خود باشد.
- ترکیه با دومین ارتش بزرگ ناتو، موقعیت ژئوپلیتیک منحصربهفرد میان دو قاره و صنعت دفاعی رو به رشد، ضلع نظامی-صنعتی و اتصال به ساختارهای امنیتی غرب را به این پیمان میآورد. آنکارا هماکنون یکی از ده کشور برتر صادرکننده تسلیحات در جهان است و پهپادهایش در اوکراین، لیبی و قفقاز کارایی خود را اثبات کردهاند.
با این حال، تکمیلبودن ظاهری این سه رکن، نباید ما را نسبت به دشواریهای هماهنگی آنها غافل کند. هر سه کشور رویههای نظامی، زنجیره تأمین و ساختار فرماندهی متفاوتی دارند و هماهنگی میان یک عضو ناتو، یک پادشاهی خلیجفارسی و یک جمهوری اسلامی با ارتش بومیساز، کاری بسیار پیچیدهتر از امضای یک سند است.
محرک اصلی: تهدید مشترک، اما با درجههای مختلف
بیتردید، مهمترین عامل شکلگیری این پیمان، تحولات و درگیریهای چند ماه اخیر در منطقه است. فروپاشی نسبی موازنه بازدارندگی در خلیجفارس و دریای سرخ، ریاض را به هراس انداخته است، چراکه نفتکشهای سعودی مستقیماً در معرض تهدید قرار گرفتهاند. آنکارا نیز بنا به دلایل مختلف از جمله تنشهای امنیتی سوریه و عراق آن مواجه است، از بیثباتی در مرزهای جنوبی خود نگران است. اسلامآباد اما جایگاه متفاوتی دارد: در حالی که از همکاری با ریاض برای فشار بر هند و دریافت کمکهای مالی سود میبرد، نمیخواهد با تهران درگیر شود و در گذشته چندین بار میانجیگری بین ایران و عربستان را بر عهده داشته است.
این اختلاف در «نقشه تهدید» به این معناست که اگر تنشهای منطقه کاهش یابد، احتمالاً هماهنگی سهجانبه نیز سست خواهد شد. پیمانی که بر «موضوع مشترک» استوار باشد، به اندازه دوام موضوع مذکور که آن را تعریف کرده، دوام دارد. از این حیث، چشمانداز میانمدت این توافق تا حد زیادی به تحولات منطقه گره خورده است.
«ناتوی اسلامی» یا ائتلافی مقطعی؟
پس از اعلام خبر، برخی تحلیلگران این پیمان را «ناتوی اسلامی» نامیدهاند. این قیاس از چند جنبه گمراهکننده است:
- ناتو دارای ساختار فرماندهی یکپارچه، بودجه مشترک، استانداردهای تسلیحاتی یکسان و تعهد اتوماتیک به دفاع از هر عضو است. در پیمان جده، حتی مقامات آنکارا نیز تأیید نکردهاند که قطعاً بند دفاع متقابل (مشابه ماده ۵ ناتو) در آن گنجانده شده است. یک منبع ترکی هشدار داده که «شرایط نهایی هنوز تأیید نشده» که این خود نشاندهنده انعطافپذیری عمدی در متن توافق است.
- تعهدات موازی سه کشور، بهویژه عضویت ترکیه در ناتو، به این معناست که آنکارا نمیتواند در صورت برخاستن تعارض میان منافع ریاض یا اسلامآباد با منافع اعضای غربی ناتو، بهسادگی جانب نخست را بگیرد. خود منابع ترکی هم تصریح کردهاند که این پیمان «هیچ یک از تعهدات دیگر این سه کشور در قبال اتحادها را تغییر یا تضعیف نخواهد کرد» که ترجمهاش این است: این یک قرارداد افزایشی است، نه جایگزین.
- نبودِ دشمنی مشخص و مورد اجماع درباره «همه ابعاد» (مثلاً اختلاف نظر ترکیه و عربستان درباره اخوانالمسلمین یا نگاه متفاوت به اسرائیل) نیز مانع از نهادینهشدن این ائتلاف به سبک ناتو میشود. ترکیه و عربستان تا همین چند سال پیش در لیبی، مصر و سوریه در دو سوی میدان قرار داشتند و بهبود روابط آنها از ۲۰۲۱ بهاینسو، هرچند واقعی است، اما همچنان سطحیتر از آن است که بتوان بر آن یک اتحاد نظامی دیرپا بنا کرد.
میراث اختلافات و بهبود نسبی
نمیتوان از پیشینه تنشهای آنکارا-ریاض چشم پوشید. اردوغان در سالهای پس از انقلابهای عربی، از جنبشهای مردمی حمایت میکرد که ریاض آنها را تهدیدی برای مشروعیت خاندان سعودی میدانست. در لیبی، ترکیه در برابر نیروهای تحت حمایت امارات و عربستان ایستاد و در مصر، آنکارا تا همین اواخر عبدالفتاح السیسی را به رسمیت نمیشناخت. این اختلافات ریشهدار، تنها از حدود سال ۲۰۲۱ و با میانجیگری عراق و برخی کشورهای حوزه خلیج، رو به ترمیم نهاده است.
اما آنچه امروز این دو را در کنار هم قرار داده، بیش از هر چیز «تهدید وجودی» ناشی از گسترش جنگ غزه به لبنان، سوریه و ایران است. بهعبارت دیگر، همگرایی در برابر یک خطر فوری، اختلافات راهبردی قدیمی را به حاشیه رانده، نه اینکه حل کرده باشد. اگر فشار خارجی فروکش کند، نمیتوان بعید دانست که رقابتهای دیرینه بار دیگر سر برآورند – به ویژه در پروندههایی مانند قطر، اخوانالمسلمین یا آینده سوریه.
چشمانداز پیمان: فرصتها و محدودیتها
در خوشبینانهترین سناریو، این پیمان میتواند به بستری برای همکاریهای عملی در حوزههای زیر تبدیل شود:
- اشتراک اطلاعات درباره تحرکات در مرزهای شرقی عربستان و جنوبی ترکیه؛
- رزمایشهای مشترک در دریای سرخ و خلیج عمان که هماکنون با حضور ناوگانهای سه کشور در حال برنامهریزی است؛
- انتقال فناوری و سرمایهگذاری متقابل در صنایع دفاعی، از جمله موشکهای دوربرد و سامانههای پدافند هوایی؛
- هماهنگی در سازمانهای منطقهای مانند اتحادیه همکاریهای خلیجفارس (بهعنوان ناظر) و سازمان همکاری اسلامی.
اما محدودیتهای جدی نیز بر سر راه است:
- واکنش هند: دهلی نو پیشتر نسبت به پیمان دوجانبه ریاض-اسلامآباد در ۲۰۲۵ ابراز نگرانی کرده بود. گسترش این پیمان به ترکیه، آن را به ائتلافی فراگیر در غرب آسیا تبدیل میکند که میتواند بهعنوان اهرم فشاری علیه منافع هند در منطقه قلمداد شود. انتظار میرود دهلی نو با تقویت همکاریهای نظامی خود با اسرائیل و امارات، به نوعی «موازنهسازی» در برابر این مثلث دست بزند.
- ابهام در بند دفاع متقابل: تا زمانی که متن نهایی منتشر نشود، نمیتوان درباره اتوماتیک بودن تعهدات نظامی قضاوت کرد. اگر این بند بهصورت مشروط یا با تفاسیر ملی گنجانده شود، ارزش بازدارندگی پیمان به شدت کاهش مییابد.
- هزینههای داخلی: عربستان با چالشهای اقتصادی ناشی از کاهش قیمت نفت و هزینههای سنگین پروژه «چشمانداز ۲۰۳۰» روبروست. پاکستان نیز درگیر بحران مالی و تنش با طالبان در مرزهای افغانستان است. ترکیه با تورم مزمن و فشارهای سیاسی پس از انتخابات مواجه است. این سه اقتصاد نمیتوانند بدون تأمین منابع پایدار، تعهدات سنگین نظامی را بهدوش بکشند.
- ابهام در نقش آمریکا: واشنگتن تاکنون واکنش رسمی نشان نداده، اما بهیقین نگاه مثبتی به همکاری نظامی یکی از اعضای کلیدی ناتو (ترکیه) با پاکستان – که روابطی پیچیده با چین دارد – و عربستان (که همچنان شریک استراتژیک آمریکا در انرژی است) ندارد، بهویژه اگر این همکاری با بند دفاع متقابل همراه شود و در منطقه خلیجفارس، جایی که پایگاههای اصلی نیروی دریایی آمریکا در آن قرار دارد، دست به ایجاد ساختاری موازی بزند.
جمعبندی: پیمانی که بیش از آنکه راهگشا باشد، روایتگر است
پیمان جده در وهله نخست، نشاندهنده پایان دوران «اتکای صرف» کشورهای منطقه به ضامنان فرامنطقهای است. وقتی ایران درگیر جنگ مستقیم با اسرائیل و آمریکاست و پیامدهای آن به کل حوزه خلیج سرایت کرده، ریاض، آنکارا و اسلامآباد به این نتیجه رسیدهاند که «چترهای سنتی» دیگر کافی نیستند و باید شبکهای از همکاریهای درونمنطقهای ایجاد کنند.
اما این شبکه هنوز در مراحل نخستین شکلگیری است و برای تبدیل شدن به یک ائتلاف پایدار، به موارد زیر نیاز دارد:
- شفافسازی درباره سازوکارهای اجرایی، فرماندهی و هزینهها؛
- تفکیک حوزههای همکاری از حوزههای اختلاف، تا اختلافات سیاسی موجب فلج شدن همکاریهای نظامی نشود؛
- مدیریت هوشمند واکنش سایر قدرتها (هند، چین، روسیه و آمریکا) و اطمیناندهی به آنها که این پیمان ماهیت «ائتلاف بسته» علیه هیچ طرف خاصی را ندارد.
در نهایت، سنجه موفقیت این پیمان، نه در مراسم امضای آن در جده، بلکه در نخستین آزمایش عملی آن مشخص خواهد شد: آیا سه کشور میتوانند در یک بحران واقعی – مثلاً حمله به تأسیسات نفتی عربستان یا درگیری مرزی پاکستان و ایران – واکنشی هماهنگ و سریع نشان دهند؟ تا پیش از آن، این پیمان بیش از یک وعدهنامه نیکو نیست. اما در خاورمیانهای که تمام معادلات پیشین آن در حال فروپاشی است، حتی همین وعدهنامه نیز میتواند به نقطه آغاز بازچینی بزرگ امنیتی در غرب آسیا بدل شود، به شرط آنکه اراده سیاسی سه پایتخت، دوام بیشتری از بحرانهای زودگذر داشته باشد.






