شکنندگی امنیت دریای ترکیه در سایه جنگ پهپادی
حمله پهپادی به کشتی تجاری «اموی ریحان ساری» در دریای سیاه، زنگ خطری جدی برای امنیت دریانوردی ترکیه و زنجیره تامین منطقه است. این رویداد در بستر جنگ اوکراین، بار دیگر اهمیت ژئوپلیتیک دریاها را برای آنکارا برجسته کرد. ترکیه با تکیه بر کنوانسیون مونترو، استراتژی موازنهگرایی فعال و توسعه کریدورهای ترانزیتی همچون کریدور میانی، تلاش میکند تهدیدهای امنیتی ناتو و روسیه را به فرصتی برای تثبیت نقش هاب انرژی و تجاری خود در اوراسیا تبدیل کند.
حامد حقپناه – کارشناس مسائل ترکیه
اندیشکده زاویه: حادثه اخیر حمله پهپادی به کشتی باری ترکیهای «اموی ریحان ساری» حامل زغالسنگ از بندر تامان روسیه به ترابزون که به کشته شدن یک خدمه و زخمی شدن سه نفر دیگر انجامید و حمله پهپادی به یک کشتی باری تحت مدیریت یک شرکت ترکیهای در نزدیکی منطقه اودسا در سواحل دریای سیاه اوکراین، نمادی روشن از شکنندگی امنیت دریایی در منطقه است. اگرچه هیچ گروه یا کشوری مسئولیت این حمله را بر عهده نگرفته است، اما این رویداد در بستر جنگ اوکراین و رقابتهای میان قدرتهای بزرگ رخ داده و اهمیت حیاتی دریاها برای ترکیه را بیش از گذشته برجسته میسازد.
ترکیه با موقعیت جغرافیایی منحصر به فرد خود، همچون یک هاب دریایی عمل میکند که با کنترل تنگههای بسفر و داردانل، میان قدرتهای بزرگ تعادل برقرار کرده و از تنشها برای کسب امنیت، نفوذ و منافع اقتصادی بهره میبرد. این رویکرد که ریشه در کنوانسیون مونترو دارد، ترکیه را قادر میسازد تا در دریای آزوف، دریای سیاه، دریای مرمره، دریای اژه و مدیترانه نقشی فعال و متعادلگر ایفا کند.
دریای آزوف و دریای سیاه دروازه شمالی ترکیه به اوراسیا به شمار میروند. این پهنه آبی با منابع انرژی، غلات و مسیرهای تجاری، برای ترکیه اهمیتی حیاتی دارد. ترکیه طولانیترین خط ساحلی را در دریای سیاه در اختیار دارد و با کنترل تنگهها، دسترسی روسیه به دریاهای گرم را مدیریت میکند. حمله اخیر نشاندهنده آن است که این دریا به میدان نبرد پهپادی تبدیل شده؛ میدانی که زنجیره تأمین ترکیه را نیز تهدید میکند. ترکیه با نپیوستن کامل به تحریمها علیه روسیه و در عین حال حمایت از اوکراین، نوعی تعادل نرم و حسابشده را حفظ کرده است.
دریای مرمره کانون اصلی این سیستم است؛ پلی میان آسیا و اروپا، با استانبول به عنوان مرکز اقتصادی که نزدیک به نیمی از تولید ناخالص داخلی ترکیه را تأمین میکند. امنیت این دریا مستقیماً با ثبات اقتصادی کشور گره خورده و هرگونه اخلال در آن میتواند پیامدهایی گسترده برای تجارت، حملونقل و سرمایهگذاری در ترکیه به همراه داشته باشد.
دریاهای اژه و مدیترانه شرقی، جبهه جنوبی و غربی ترکیه را تشکیل میدهند. ادعاهای ترکیه در مدیترانه شرقی بر سر منابع هیدروکربنی با یونان و قبرس تنشزا بوده است، اما همزمان فرصتهای اکتشاف، توسعه و منفعت اقتصادی نیز ایجاد کرده است. مدیترانه مسیرهای جهانی به سوی کانال سوئز، آفریقا و خاورمیانه را میگشاید و ترکیه را به بازیگری کلیدی در تجارت بینالمللی تبدیل میکند.
از منظر امنیتی، این دریاها ترکیه را در برابر تهدیدات روسیه و نیز رقابت میان ناتو و روسیه محافظت میکنند. همکاری ترکیه با رومانی و بلغارستان در گروه مقابله با مین در سال ۲۰۲۴، نمونهای از این تعادل هوشمندانه و عملگرایانه است. ترکیه میکوشد بدون ورود کامل به بلوکبندیهای سخت، از ظرفیتهای امنیتی موجود برای تثبیت موقعیت خود بهره بگیرد.
از منظر اقتصاد سیاسی، ترکیه به هاب انرژی و ترانزیت تبدیل شده است. جنگ اوکراین وابستگی به مسیرهای شمالی را کاهش داد و موقعیت ترکیه را به عنوان مسیر جایگزین تقویت کرد. حملات پهپادی بیتردید ریسکها را افزایش میدهد، اما در عین حال نیاز به نقش محوری ترکیه را نیز برجستهتر میسازد. در نتیجه، ناامنی موجود نه فقط تهدید، بلکه زمینهای برای افزایش اهمیت ژئوپلیتیک این کشور نیز هست.
در این چارچوب، ترکیه از موقعیت جغرافیایی خود برای دستیابی به استقلال راهبردی بهره میبرد؛ نه کاملاً در اردوگاه غربی قرار میگیرد و نه در اردوگاه شرقی حل میشود. کنترل تنگهها برای آن اهرم فشار و چانهزنی در برابر روسیه و ناتو ایجاد میکند. مناطق ساحلی بیش از شصت درصد جمعیت و ثروت ترکیه را در بر گرفتهاند و همین امر، به صورت راهبردی، ترکیه را به بازیگری کلیدی در اوراسیا تبدیل کرده است که میتواند میان چین، روسیه و اروپا نقش میانجی و موازنهگر ایفا کند. حادثه کشتی، زنگ خطری جدی است، اما همزمان فرصتی برای تقویت نقش ترکیه نیز به شمار میرود.
امتیازات ترکیه در این ژئوپلیتیک، عمدتاً به ائتلافهای زیر گره خورده است. همکاری با پیمان آتلانتیک شمالی و کشورهای اروپایی مانند رومانی و بلغارستان، امنیت دریای سیاه را تقویت کرده و دسترسی به فناوری و بازارها را فراهم میسازد. پیوندهای نزدیک با آذربایجان، گرجستان و کشورهای ترکزبان در سازمان کشورهای ترک، محور اصلی کریدور میانی را شکل میدهد. روابط اقتصادی با روسیه در حوزه انرژی و تجارت ادامه دارد، در حالی که تعادل امنیتی نیز حفظ میشود. همکاری با چین نیز از طریق ادغام در ابتکار کمربند و راه و همچنین کریدور میانی، تقویت شده است.
کریدورهای کلیدی در دسترس ترکیه عبارتند از کریدور میانی که سریعترین و امنترین مسیر اتصال آسیا به اروپا از طریق قفقاز و ترکیه است و جایگزینی مناسب برای مسیر شمالی روسیه به شمار میرود. همچنین کریدور جنوبی انرژی برای انتقال گاز قفقاز به اروپا، و نیز مسیرهای دریایی مدیترانه، امکان اتصال به بازارهای جهانی، خاورمیانه و آفریقا را فراهم میسازند. این شبکه کریدوری، ترکیه را از یک کشور پیرامونی به یک گره ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی مؤثر بدل کرده است.
حادثه اخیر نشان میدهد که دریاها برای ترکیه هم تهدید هستند و هم فرصت. با پیگیری سیاست تعادل فعال، تقویت نیروی دریایی، سرمایهگذاری در زیرساختهای حملونقل مانند راهآهن باکو–تفلیس–قارص و نیز بهرهگیری از دیپلماسی هوشمند، ترکیه میتواند به قدرت محوری اوراسیا تبدیل شود. این رویکرد نه تنها امنیت ملی را تأمین میکند، بلکه منافع بلندمدت اقتصادی و سیاسی را نیز برای ترکیه به ارمغان میآورد. در دنیای پرتنش و پُرزدوخورد امروز، هاب تعادل دریایی ترکیه میتواند الگویی برای قدرتهای میانه باشد؛ قدرتهایی که با هوشمندی، موقعیت جغرافیایی خود را به اهرم قدرت تبدیل میکنند.
ترکیه با مدیریت هوشمند تنشها در دریای سیاه، میتواند از حملات مشابه در آینده پیشگیری کند و نقش خود را به عنوان نگهبان تنگهها و امکانساز تجارت اوراسیایی تثبیت نماید. آینده این کشور تا حد زیادی به میزان موفقیت آن در حفظ این تعادل حساس، پویا و راهبردی بستگی خواهد داشت.






