پشت پرده چرخش گرجستان به سمت آسیای مرکزی
همزمان با انسداد در مسیر همگرایی غربی و تعلیق کمکهای اتحادیه اروپا، تفلیس با تحرکات فشرده دیپلماتیک، چرخش بیسابقهای را به سمت آسیای مرکزی آغاز کرده است. اگرچه این رویکرد تحت عنوان سیاست چندوجهی و توسعه کریدورهای ترانزیتی تبلیغ میشود، اما تحلیل دادههای اقتصادی و ماهیت تجاری روابط نشان میدهد این تلاشها بیش از آنکه یک انتخاب راهبردی پایدار باشد، واکنشی انفعالی برای جبران انزوای سیاسی ناشی از بنبست با غرب است.
تحریریه اندیشکده زاویه: در فضای سرد و راکد روابط با اتحادیه اروپا، گرجستان با شتابی بیسابقه به سمت آسیای مرکزی چرخش کرده است؛ چرخشی که در ظاهر با منطق اقتصادی و ترانزیتی توجیه میشود، اما در باطن، بیش از هر چیز بیانگر یک عقبنشینی جدی و تلاشی برای پر کردن خلأ سیاسی ناشی از بنبست با غرب است.
نخستوزیر گرجستان در کمتر از دو ماه تابستان ۱۴۰۵، با روسای جمهور هر پنج کشور آسیای مرکزی دیدار کرده، با قزاقستان و ازبکستان بیانیه مشارکت راهبردی امضا کرده و برای نخستین بار پای خود را به قرقیزستان و تاجیکستان گشوده است. ترکمنستان نیز که سالها در انزوای دیپلماتیک به سر میبرد، رئیسجمهور خود را برای اولین بار به تفلیس فرستاد. این تحرکات، اگرچه در قالب «سیاست چندوجهی» روایت میشود، اما پرسش اساسی اینجاست: آیا گرجستان واقعاً به دنبال جایگاهی جدید در نظم اقتصادی اوراسیاست، یا صرفاً در حال ساخت یک توهم راهبردی برای جبران شکست در مسیر اروپاست؟
ریشههای چرخش؛ غرب بسته و شرق گشوده
آنچه گرجستان را به این چرخش واداشته، نه جذابیتهای آسیای مرکزی، که ناامیدی از بروکسل است. اتحادیه اروپا به بهانه «پسرفت دموکراتیک»، تماسهای سیاسی با تفلیس را به حداقل رسانده، کمکهای مالی مستقیم را تعلیق کرده و روند الحاق را عملاً به حالت انجماد درآورده است.
در گزارش رسمی سال ۲۰۲۶ اتحادیه اروپا، حتی به برگزاری هیچ گفتوگوی سیاسی با گرجستان اشاره نشده است. در چنین شرایطی، دولت کوباخیدزه مجبور شده است برای حفظ مشروعیت داخلی و نشان دادن پویایی در سیاست خارجی، به سمت شرق دست دراز کند. اما این دستدرازی، بیش از آنکه بر پایه منافع اقتصادی متقابل استوار باشد، ریشه در ضرورت «داشتن یک داستان خارجی» برای آرام کردن افکار عمومی دارد؛ داستانی که بگوید «ما تنها نیستیم» و «اروپا پایان جهان نیست.»
دادههای اقتصادی؛ توهم صادرات در سایه ریاکسپورت خودرو
اگر به آمارهای تجاری نگاه کنیم، تصویر درخشان همکاریهای اقتصادی با آسیای مرکزی به سرعت رنگ میبازد. صادرات گرجستان به قرقیزستان در پنج ماه نخست ۲۰۲۶، حدود ۳۵۵ میلیون دلار بوده، اما بیش از ۹۵ درصد آن را خودروهای سواری تشکیل میدهد؛ خودروهایی که گرجستان نه تولید میکند و نه ارزش افزودهای بر آنها دارد، بلکه صرفاً نقش واسطه در خرید و فروش مجدد را ایفا میکند. وضعیت در تاجیکستان نیز تفاوتی ندارد؛ سفر تاریخی کوباخیدزه به دوشنبه با امضای ۱۱ توافقنامه همراه بود، اما سرمایهگذاری مستقیم تاجیکستان در گرجستان تقریباً صفر است. به عبارت دیگر، این صادرات، «ریاکسپورت» است، نه «صادرات واقعی» و این الگو، بیش از آنکه نشان از قدرت تولیدی گرجستان داشته باشد، نشان از موقعیت جغرافیایی آن به عنوان یک ویترین برای کالاهای ثالث دارد. حقیقت تلخ این است که گرجستان با این رویکرد، نه یک شریک تجاری، بلکه یک دلال ترانزیتی باقی میماند.
قزاقستان؛ شریکی جدی اما با چشماندازی محدود
در میان کشورهای آسیای مرکزی، قزاقستان جدیترین همکاری را با گرجستان دارد. توافق برای افزایش ترانزیت نفت از خط لوله باکو-تفلیس-جیهان و نیز علاقه آستانه به پروژه بندر آناکلیا، بخشی از این همکاری است. اما حتی این روابط نیز با چالشهای اساسی روبروست. قزاقستان به دنبال کاهش وابستگی به مسیرهای روسی است، اما این به معنای جایگزینی کامل گرجستان به جای روسیه نیست؛ بلکه قزاقستان صرفاً به دنبال «تنوعبخشی» است، نه «تغییر محور». همچنین، پروژه بندر آناکلیا که برای سال ۲۰۲۹ برنامهریزی شده، هنوز با ابهامات جدی در زمینه تأمین مالی و مدل عملیاتی مواجه است و موفقیت آن به حجم بار تضمینشده بستگی دارد که آسیای مرکزی به تنهایی نمیتواند آن را تأمین کند.
ترکمنستان و ازبکستان؛ رویاهایی که در پسزمینه ناتوانی محو میشوند
سفر رئیسجمهور ترکمنستان به تفلیس و گفتوگو درباره پروژه خط لوله گاز ترانسخزر، اگرچه در سطح کلان راهبردی به نظر میرسد، اما این پروژه دهههاست که به دلیل مخالفتهای روسیه و مسائل حقوقی دریای خزر، در هالهای از ابهام باقی مانده است. ازبکستان نیز که خواهان دسترسی به بنادر گرجستان است، هنوز هیچ سرمایهگذاری مشخصی در زیرساختهای گرجستان انجام نداده است. به عبارت دیگر، آسیای مرکزی برای گرجستان، بیشتر «حوزه نفوذ اعلامی» است تا «حوزه همکاری بالفعل.»
هشدار کارشناسان
نکته کلیدی که مقامات تفلیس ترجیح میدهند نادیده بگیرند، هشدار صریح کارشناسان گرجی است. رتی تسیکلاوری، اقتصاددان، تأکید میکند که مشارکت با آسیای مرکزی مثبت است، اما نباید آن را جایگزین روابط با اروپا دانست. نیکا آلاویدزه، معاون پیشین وزیر اقتصاد، این رویکرد را «خودفریبی خطرناک» مینامد و میگوید: «ارزش اصلی گرجستان برای آسیای مرکزی، پیوند آن با نظام غربی است، نه صرفاً جغرافیای خشک آن. اگر گرجستان به یک جاده ترانزیتی ساده تقلیل یابد، هیچ ارزش افزودهای برای شرکای آسیایی خود نخواهد داشت.» به عبارت دیگر، جذابیت گرجستان برای قزاقستان و ازبکستان، دقیقاً به دلیل دسترسی آن به بازارها و استانداردهای اروپایی است. اگر این پیوند از بین برود، گرجستان به یک کشور حاشیهای با بنادری متوسط تبدیل میشود که آسیای مرکزی میتواند از ترکیه یا حتی روسیه نیز آن را تأمین کند.
جمعبندی
چرخش شرقی تفلیس، در بهترین حالت، یک اقدام تاکتیکی برای حفظ چهره بینالمللی در دوره انجماد روابط با غرب است. اما این چرخش، فاقد عمق اقتصادی و زیرساختی است و بیش از آنکه به توازن راهبردی گرجستان کمک کند، آن را در موقعیتی شکنندهتر قرار میدهد.
گرجستان برای تبدیل شدن به پل ارتباطی آسیای مرکزی با اروپا، باید خود پارهای از اروپا باقی بماند؛ وگرنه، فقط یک کشور ترانزیتی خواهد بود که ارزشش با جادههای موازی کاهش مییابد. آسیای مرکزی بازار خوبی است، اما درمانی برای زخم عمیق گرجستان در روابط با غرب نخواهد بود. سیاست خارجی، وقتی از سر ناچاری شکل میگیرد، نه از روی آگاهی، به سرنوشت محکوم است؛ و گرجستان امروز، بیش از آنکه یک استراتژیست باشد، یک واکنشدهنده است.






