قبرس میان ترکیه و فرانسه؛ استقرار نظامی پاریس چه پیامدی برای مدیترانه شرقی دارد؟
توافق دفاعی فرانسه و قبرس برای حضور نیروهای فرانسوی در جزیره، بار دیگر تنشهای مدیترانه شرقی را برجسته کرده است. ترکیه این اقدام را تهدیدی علیه موازنه منطقهای و حقوق قبرس ترکنشین میداند، در حالی که پاریس آن را بخشی از همکاری دفاعی و مأموریتهای بشردوستانه معرفی میکند؛ شکافی که میتواند رقابت ژئوپلیتیکی تازهای ایجاد کند. در واکنش به این اقدام اردوغان هشدار داده که به هرگونه اقدامی که ترکیه یا قبرس ترکنشین را در مدیترانه شرقی تهدید کند، «پاسخی بسیار قاطع» خواهد داد.
اندیشکده زاویه – گزارش ویژه: تنش تازه در مدیترانه شرقی، این بار با محوریت قبرس، بار دیگر رقابت قدرتها در یکی از حساسترین مناطق پیرامونی اروپا و خاورمیانه را برجسته کرده است. دو روز پس از امضای توافقنامهای میان فرانسه و جمهوری قبرس برای تعیین چارچوب حضور نیروهای فرانسوی در این جزیره، رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه، هشدار داد که آنکارا به هر اقدامی که حقوق ترکیه یا قبرس ترکنشین را تهدید کند، «پاسخی بسیار قاطع» خواهد داد.
اردوغان بدون نام بردن مستقیم از فرانسه، از تلاش برخی بازیگران برای «شعلهور کردن آتش اختلاف» در مدیترانه شرقی سخن گفت و تأکید کرد ترکیه تحولات را با دقت دنبال میکند. این موضعگیری در شرایطی مطرح شد که نیکوس کریستودولیدس، رئیسجمهور قبرس، توافق با پاریس را گامی در جهت تعمیق همکاری دفاعی دوجانبه و کمک به تلاشهای اتحادیه اروپا برای تقویت توان دفاعی خود توصیف کرده است. امانوئل مکرون نیز پیشتر گفته بود دو کشور در حال فراهمکردن زمینه برای استقرار نیروهای فرانسوی با هدف انجام عملیات بشردوستانه در مدیترانه شرقی و خاورمیانه هستند.
با این حال، در پس این توضیحات رسمی، واقعیتی ژئوپلیتیکی نهفته است: قبرس بار دیگر به نقطه تلاقی رقابتهای راهبردی میان ترکیه، فرانسه، یونان، بریتانیا، اسرائیل و اتحادیه اروپا تبدیل شده است.
چرا قبرس دوباره مهم شده است؟
قبرس صرفاً یک جزیره در شرق مدیترانه نیست؛ این جزیره در مجاورت خاورمیانه، شمال آفریقا و مسیرهای مهم انرژی قرار دارد و از منظر امنیتی، لجستیکی و سیاسی ارزشی فراتر از اندازه جغرافیایی خود پیدا کرده است. در سالهای اخیر، کشف منابع انرژی در شرق مدیترانه، مناقشه بر سر آبهای سرزمینی و رقابت بر سر نفوذ منطقهای، اهمیت این جزیره را دوچندان کرده است.
برای فرانسه، حضور در قبرس میتواند چند هدف را همزمان تأمین کند: نمایش تداوم نقشآفرینی در شرق مدیترانه، تثبیت پیوندهای دفاعی با یکی از اعضای اتحادیه اروپا، و حفظ جایگاه خود بهعنوان بازیگری مؤثر در پروندههای امنیتی پیرامون اروپا و خاورمیانه. این مسئله برای پاریس در زمانی مهمتر شده که نفوذ سنتی فرانسه در بخشهایی از آفریقا و خاورمیانه با چالش روبهرو شده است.
نگاه آنکارا: امنیت یا مهار ترکیه؟
در آنکارا، توافق فرانسه و قبرس صرفاً یک همکاری اداری یا بشردوستانه تلقی نمیشود. بسیاری از ناظران نزدیک به محافل سیاسی ترکیه این اقدام را بخشی از روند گستردهتری میدانند که میتواند به شکلگیری یک آرایش سیاسی ـ نظامی محدودکننده علیه ترکیه در مدیترانه شرقی منجر شود.
از نگاه ترکیه، هرگونه تقویت حضور نظامی خارجی در بخش یونانینشین قبرس، بدون در نظر گرفتن ملاحظات جمهوری ترک قبرس شمالی و منافع آنکارا، بهطور مستقیم با موازنه قوا در منطقه مرتبط است. ترکیه در سالهای اخیر بارها تأکید کرده که حقوق ترکهای قبرس در منابع طبیعی و ترتیبات امنیتی منطقه نباید نادیده گرفته شود.
همزمان، سیاست خارجی و امنیتی ترکیه نیز نسبت به دو دهه گذشته تغییر کرده است. آنکارا اکنون با اتکا به توسعه صنایع دفاعی، توان دریایی و حضور فعالتر منطقهای، تمایل کمتری به اکتفا به اعتراضات لفظی دارد و میکوشد از طریق بازدارندگی، موقعیت خود را تثبیت کند.
فرانسه به دنبال چیست؟
یکی از مهمترین پرسشها این است که پاریس از حضور نظامی در قبرس دقیقاً چه میخواهد. پاسخ کوتاه این است: حفظ نفوذ در منطقهای که هنوز برای فرانسه امکان بازیگری راهبردی فراهم میکند.
در دوره ریاستجمهوری امانوئل مکرون، فرانسه کوشیده است تصویری از یک قدرت اروپایی فعال با برد جهانی حفظ کند. اما عقبنشینی یا تضعیف موقعیت پاریس در برخی مناطق، بهویژه در آفریقا، این راهبرد را با فشار روبهرو کرده است. در چنین شرایطی، مدیترانه شرقی یکی از معدود عرصههایی است که فرانسه هنوز میتواند در آن نقش سیاسی و امنیتی پررنگی ایفا کند.
حضور در قبرس برای پاریس چند مزیت دارد: نزدیکی به بحرانهای خاورمیانه، دسترسی به فضای شرقی مدیترانه، ارتباط نزدیکتر با یونان و قبرس، و امکان اثرگذاری بر ترتیبات امنیتی و انرژی منطقه. بنابراین، استقرار احتمالی نیروهای فرانسوی را میتوان بخشی از تلاش پاریس برای جلوگیری از کاهش بیشتر وزن ژئوپلیتیکی خود دانست.
مدیترانه شرقی؛ منطقهای با بازیگران متراکم
مشکل اینجاست که مدیترانه شرقی از پیش نیز منطقهای اشباعشده از رقابتهای امنیتی بوده است. ترکیه، یونان، قبرس، اسرائیل، بریتانیا، ایالات متحده و چند کشور اروپایی هر یک منافع خاص خود را در این پهنه دنبال میکنند. افزون بر این، قبرس خود دارای ساختاری امنیتی پیچیده است: حضور نیروهای ترکیه در شمال جزیره، نیروهای یونانی، مأموریت حافظ صلح سازمان ملل و همچنین پایگاههای نظامی قدیمی بریتانیا، این فضا را بسیار حساس کرده است.
در چنین محیطی، ورود رسمی و فعالتر فرانسه میتواند موازنههای شکننده موجود را تحت فشار قرار دهد. این حضور شاید بهتنهایی آغازگر بحران نباشد، اما میتواند بر سطح بدگمانی، رقابت و صفبندیهای منطقهای بیفزاید.
نقش بریتانیا و اسرائیل؛ دو متغیر تعیینکننده
در کنار ترکیه و فرانسه، دو بازیگر دیگر نیز اهمیت ویژهای دارند: بریتانیا و اسرائیل.
بریتانیا اگرچه از اتحادیه اروپا خارج شده، اما قبرس همچنان بخشی از حوزه سنتی نفوذ راهبردی لندن محسوب میشود. پایگاههای نظامی بریتانیا در این جزیره از دوران استعمار باقی ماندهاند و همچنان برای عملیات و رصد تحولات منطقهای اهمیت دارند. از این رو، گسترش نقش فرانسه در منطقهای که لندن سالها در آن نفوذ داشته، میتواند حساسیتهایی پنهان اما واقعی ایجاد کند.
اسرائیل نیز طی سالهای اخیر همکاریهای خود را با یونان و قبرس توسعه داده است، اما در عین حال روابطش با فرانسه همواره بدون تنش نبوده است. از این منظر، ورود پررنگتر پاریس به شرق مدیترانه ممکن است محاسبات تلآویو را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
آیا خطر رویارویی مستقیم وجود دارد؟
در حال حاضر، احتمال درگیری مستقیم نظامی میان ترکیه و فرانسه پایین ارزیابی میشود. هر دو کشور عضو ناتو هستند و هرگونه برخورد آشکار میان آنها میتواند تبعاتی فراتر از منطقه داشته باشد و انسجام امنیتی غرب را زیر سؤال ببرد. با این حال، پایین بودن احتمال جنگ مستقیم به معنای نبود خطر نیست.
آنچه محتملتر به نظر میرسد، افزایش رویارویی سیاسی، نمایش قدرت دریایی، رقابت بر سر نفوذ دیپلماتیک و تشدید جنگ مواضع در مدیترانه شرقی است. در چنین فضایی، حتی یک استقرار محدود نظامی نیز میتواند بهعنوان نماد تغییر موازنه تعبیر شود و واکنشهای زنجیرهای تولید کند.
جمعبندی
تحولات اخیر نشان میدهد مسئله قبرس بار دیگر از سطح یک اختلاف قدیمی فراتر رفته و به بخشی از بازآرایی بزرگتر قدرت در شرق مدیترانه تبدیل شده است. فرانسه میکوشد جایگاه خود را در منطقهای راهبردی تثبیت کند؛ ترکیه این روند را با سوءظن امنیتی مینگرد و حاضر نیست تغییرات جدید را بدون واکنش بپذیرد.
در کوتاهمدت، استقرار نیروهای فرانسوی در قبرس احتمالاً به جنگ یا بحران فوری منجر نخواهد شد، اما میتواند سطح تنش را افزایش دهد و مدیترانه شرقی را وارد مرحله تازهای از رقابت ژئوپلیتیکی کند. به همین دلیل، آنچه امروز در قبرس رخ میدهد، صرفاً یک توافق دوجانبه دفاعی نیست؛ بلکه نشانهای از شکلگیری توازن قدرتی تازه در تقاطع اروپا و خاورمیانه است.





