چگونه جنگ ۴۰ روزه ایران گردشگری ترکیه را فلج کرد
جنگ ۴۰ روزه و گسترش ناامنی در منطقه، صنعت گردشگری ترکیه را با موج لغو سفرها، توقف پروازها و کاهش شدید درآمد روبهرو کرد؛ بحرانی که نشان داد اعتماد گردشگران به یک مقصد توریستی چقدر شکننده و بازسازی آن تا چه اندازه زمانبر است.
الهام حیدری – پژوهشگر مسائل ترکیه
اندیشکده زاویه: در روزهای پایانی سال ۱۴۰۴، آسمان منطقه دیگر آرامش سابق را نداشت. آنچه بسیاری آن را سناریویی دور از ذهن میپنداشتند، با حملات هماهنگ و گسترده آمریکا و اسرائیل به تأسیسات نظامی، هستهای و زیرساختهای کشورمان ایران، به واقعیتی تلخ و غیرقابل انکار تبدیل شد. جنگی ۴۰ روزه که نه تنها موازنه قدرت را در خاورمیانه بر هم زد، بلکه صنعت گردشگری ترکیه و کشورهای همسایه را نیز دستخوش تغییراتی عمیق و گاه جبرانناپذیر کرد. نکته قابل توجه این بود که آمریکا از پایگاههای نظامی خود در بحرین، امارات، قطر، عربستان و عراق برای حمله استفاده کرد؛ همین موضوع دامنه بحران را از مرزهای ایران فراتر برد و کشورهای بیطرف منطقه را نیز درگیر تنشهای امنیتی ساخت.
در چنین شرایطی، ترکیه که سالها خود را به عنوان مقصدی امن و محبوب برای گردشگری در همسایگی ایران معرفی کرده بود، ناگهان با سونامی لغو سفرها و فرار سرمایههای خارجی مواجه شد. آژانسهای مسافرتی استانبول و آنتالیا که تا پیش از جنگ، رزروهای خود را ماهها قبل پر میکردند، در عرض چند روز لغو رزرو را به ویژه از سوی ایران که همیشه مشتری ثابت هتلهای ترکیه در ایام نوروز بود، تجربه کردند.
خطوط هوایی بینالمللی نیز به دلیل ناامن اعلام شدن حریم هوایی منطقه، اکثر پروازهای خود به مقصد ترکیه را متوقف کردند و مسافران اروپایی و آسیایی که پیشتر ترکیه را گزینه اول تعطیلات خود میدانستند، ناگهان به مقاصدی دورتر مانند یونان، ایتالیا یا تونس روی آوردند. صنعت هتلداری ترکیه که تا پیش از جنگ از نرخ اشغال بالای ۸۰ درصد در شهرهای توریستی بهره میبرد، در روزهای اوج جنگ سقوط کرد و هزاران نفر از کارگران فصلی این صنعت یکباره بیکار شدند.
اما در همین بحران عمیق، بازیگران دیگری نیز وارد میدان شدند. ترکیه، پاکستان و مصر که از ابتدای جنگ میانجیگری را در دستور کار خود قرار داده بودند، تلاش کردند با دیپلماسی فشرده، فاصله میان تهران و واشنگتن را کم کنند. همین نقش میانجی، اگرچه در کوتاهمدت نتوانست از رکود صنعت گردشگری ترکیه جلوگیری کند، اما در ذهن بسیاری از تحلیلگران این پرسش را ایجاد کرد که آیا پس از آتشبس، ترکیه میتواند از سرمایه سیاسی خود برای بازسازی صنعت توریسم استفاده کند یا نه.
با اعلام آتشبس در فروردین ۱۴۰۵، نشانههای اولیه از احتیاط شدید گردشگران حکایت داشت. برخلاف تصور اولیه که ممکن بود پس از پایان جنگ، مسافران مشتاق بازگشت به ترکیه باشند، واقعیت میدانی نشان داد که اعتبار از دست رفته یک مقصد گردشگری، به سادگی و در عرض چند روز یا چند هفته قابل بازسازی نیست. گردشگران آلمانی، انگلیسی و روسی که روزگاری مشتریان وفادار هتلهای آنتالیا بودند، این بار ترجیح دادند چند ماه بیشتر صبر کنند تا وضعیت امنیتی منطقه به ثبات کامل برسد. حتی مسافران کشورهای عربی حوزه خلیج فارس که پیش از این به دلیل نزدیکی سیاسی به آمریکا از حملات انتقامی ایران در هراس بودند، همچنان سفر به ترکیه را پرریسک ارزیابی میکردند.
از سوی دیگر، خود شهروندان ترک نیز به دلیل جو روانی ناشی از جنگ و همسایگی با ایران، ترجیح میدادند تعطیلات خود را در خانه بمانند یا به کشورهای اروپایی سفر کنند تا اینکه مقاصد داخلی را انتخاب کنند. این تغییر رفتار جمعی، ضربه مهلکی به کسبوکارهای وابسته به گردشگری در شهرهای ساحلی ترکیه وارد کرد. رستورانها، فروشگاههای صنایع دستی، راهنمایان تور و حتی شرکتهای حملونقل محلی، همگی با کاهش بیسابقه مشتری مواجه شدند.
در سوی دیگر ماجرا، کشورهایی که پایگاه نظامی آمریکا در آنها مستقیماً مورد استفاده قرار گرفته بود، یعنی بحرین، امارات، قطر، عربستان و عراق، وضعیتی به مراتب بدتر از ترکیه داشتند. این کشورها نه تنها گردشگران خارجی را از دست دادند، بلکه با تهدیدات امنیتی و حملات تلافیجویانه احتمالی ایران نیز روبرو بودند. تصویر این کشورها به عنوان مقاصد لوکس و امن گردشگری در خلیج فارس، برای همیشه خدشهدار شد و بسیاری از برندهای بینالمللی هتلداری، سرمایهگذاریهای خود را در این منطقه به حالت تعلیق درآوردند.
در مقابل، پاکستان و مصر که نقش میانجی را ایفا میکردند، حداقل موفق شدند چهره خود را به عنوان کشورهای صلحخواه و بیطرف در افکار عمومی جهان تثبیت کنند، هرچند صنعت گردشگری خود آنها نیز به دلیل ترس از سرایت جنگ، دچار افت محسوسی شد. آمارهای میدانی نشان میدهد که در طول ۴۰ روز جنگ، درآمد ماهانه ترکیه از محل گردشگری خارجی از حدود ۴ میلیارد دلار سقوط کرد. هتلداران ترکیهای که سالها به رشد پیوسته صنعت توریسم عادت کرده بودند، این بار با واقعیت تلخی مواجه شدند: جنگ، برخلاف برخی تحلیلهای خوشبینانه پیشین، نه تنها فرصتی برای ترکیه ایجاد نکرد، بلکه آن را سالها در رقابت با یونان و اسپانیا عقب انداخت.
درس بزرگ این جنگ برای سیاستگذاران ترکیه و منطقه این است که گردشگری، برخلاف برخی صنایع دیگر، تابآوری بسیار پایینی در برابر شوکهای امنیتی و نظامی دارد و اعتماد گردشگران کالایی بسیار شکننده و زمانبر برای بازسازی است. حتی بهترین دیپلماسی و میانجیگری نیز نمیتواند در کوتاهمدت جای خالی مسافران فراری از جنگ را پر کند. از این رو، اگر مذاکرات آینده ایران و آمریکا به نتیجه نرسد و تهدید جنگ زمینی و طولانیمدت جدی شود، نه تنها ترکیه، بلکه تمام کشورهای منطقه باید خود را برای دوران طولانی رکود در صنعت گردشگری آماده کنند.
تنها امیدواری موجود به این نکته بازمیگردد که نقش فعال ترکیه، پاکستان و مصر در برقراری آتشبس، دستکم این پیام را به جهان مخابره کرد که هنوز صداهای عاقلی در منطقه وجود دارند که میتوانند مانع از فروپاشی کامل نظم منطقهای شوند. اما تحقق این امید به زمان نیاز دارد و تا آن زمان، صنعت گردشگری ترکیه و همسایگانش در انتظار روزهای بهتر، نفسهایش را به شماره خواهد انداخت.






