پلهای صلح در قفقاز جنوبی؛ دیپلماسی مدنی در آستانه انتخاباتی سرنوشتساز
نشست ابتکار مدنی «پل صلح» در شهر قبله آذربایجان، در حالی برگزار شد که سایه انتخابات پیشروی ارمنستان و تحولات پرشتاب منطقهای بر آن سنگینی میکرد. این نشست فرصتی برای گفتوگویی صریح میان جوامع دو کشور، تلاشی برای عبور از خطوط قرمز ذهنی و آغاز مرحلهای تازه از اعتمادسازی میان ملتهای گرفتار در یک مناقشه تاریخی بود.
تحریریه اندیشکده زاویه: برگزاری نشست ابتکار مدنی «پل صلح» در شهر قبله جمهوری آذربایجان، بیش از آنکه یک رویداد دیپلماتیک مرسوم باشد، نشانهای از تلاش برای گشودن دریچهای نو در روابط میان دو ملت است که دههها درگیر مناقشهای عمیق و خونین بودهاند. این نشست که با حضور نمایندگان جوامع ارمنستان و آذربایجان برگزار شد، در شرایطی صورت میگیرد که منطقه قفقاز جنوبی با متغیرهای پیچیدهای در سطوح داخلی و بینالمللی روبروست.
دیپلماسی در سایه سیاست داخلی
یکی از وجوه تمایز این نشست، تقارن زمانی آن با فضای انتخابات پارلمانی در ارمنستان است. تحلیلگران به درستی اشاره میکنند که این انتخابات نه تنها تعیینکننده مسیر سیاسی ایروان، بلکه متغیری استراتژیک برای آینده صلح منطقه است. همانطور که «روبِرت گِووندیان» اشاره کرده، بسیاری از توافقات عملی در این نشستها با نوعی «عدم قطعیت سیاسی» روبرو هستند. در واقع، کنشگران مدنی ناچارند فعالیتهای خود را با «تقویم سیاسی» دو کشور تنظیم کنند؛ امری که نشاندهنده شکنندگی روند صلح است؛ چرا که در جوامع پس از مناقشه، پذیرش ایدههای صلحطلبانه نزد افکار عمومی، همچنان روندی دردناک و حساسیتبرانگیز محسوب میشود. با این حال، پافشاری بر تداوم این گفتگوها در چنین برهه حساسی، حکایت از ارادهای دارد که فراتر از شعارهای معمول، به دنبال بسترسازی برای تغییرات ساختاری است.
عبور از مرزهای ذهنی
پیشرفت چشمگیر در نشست قبله، فراتر از افزایش تعداد شرکتکنندگان، در تغییر کیفیِ گفتمانها نهفته است. نکته حائز اهمیت در سخنان کنشگران هر دو سو، رسیدن به «درک متقابل» است. در دیپلماسی رسمی، دولتها اغلب درگیر بازیهای برد-باخت هستند، اما در این «پل صلح»، تمرکز بر شناسایی نقاط تلاقی منافع و مرزهای اخلاقی طرفین بوده است. این به معنای نادیده گرفتن دردها و زخمهای گذشته نیست، بلکه به معنای مهندسی فضایی است که در آن «مشترکات» بر «اختلافات» پیشی میگیرند. چنین رویکردی میتواند بستری برای پروژههای اقتصادی و فرهنگی ایجاد کند که در صورت موفقیت، لایههای زیرین جامعه را به سمت همگرایی سوق خواهد داد.
نقشآفرینی مقامات عالیرتبه
ورود چهرههای کلیدی مانند «حکمت حاجیاف» به این گفتوگوها، نقطه عطفی در دیپلماسی عمومی منطقه است. حضور یک مقام ارشد سیاست خارجی جمهوری آذربایجان در نشستی که اساساً مدنی است، حامل پیامی دوگانه است: نخست، این که دولت باکو اهمیت ویژهای برای این روند قائل است و دوم، این که کانالهای دیپلماسی رسمی برای «شفافسازی» دغدغههای جوامع مدنی گشوده شده است. پاسخگویی مستقیم به پرسشهای جامعه ارمنستان توسط مقام ارشد آذربایجانی، میتواند از شدتِ بیاعتمادی تاریخی بکاهد و این فرآیند را از یک «گفتوگوی نخبهگرایانه» به یک «گفتوگوی ملی-منطقهای» ارتقا دهد.
ضرورت صلح در جهان متلاطم
در شرایطی که جهان با درگیریهای گسترده و تلاطمهای سیاسی روبروست، قفقاز جنوبی دیگر نمیتواند در خلأ عمل کند. «کماله ممدووا» به درستی اشاره میکند که حوادث نگرانکننده در مرزهای پیرامونی، ضرورت صلح پایدار میان باکو و ایروان را فوریت بخشیده است. برای کشورهای درگیر در مناقشه، صلح دیگر یک انتخاب ایدئولوژیک نیست، بلکه یک ضرورت برای بقا و توسعه در نظم نوین جهانی است. امضای یک توافقنامه صلح جامع، تنها راه برای مصون ماندن از آسیبهای ناشی از تنشهای قدرتهای بزرگ در منطقه است.
چشمانداز آینده
نشست «پل صلح» در قبله ثابت کرد که با وجود سنگینی سایه سیاستهای کلان و زخمهای تاریخی، پویاییِ «دیپلماسی مدنی» میتواند لایههایی از اعتماد را میان جوامع متخاصم ایجاد کند که دیپلماسی رسمی قادر به ایجاد آن نیست. با این حال، تداوم این مسیر مستقیماً با نتایج صندوقهای رای در ارمنستان و همچنین میزان انعطافپذیریِ ساختارهای سیاسی در آذربایجان گره خورده است.
در نهایت، آنچه در قبله رخ داد، آغاز یک گذار دشوار از «دوران مناقشه» به «دوران اعتمادسازی» است. اگرچه این روند همچنان آسیبپذیر است و با موانع جدی روبروست، اما تشکیل این پلهای مدنی، اولین گام ضروری برای جلوگیری از بازگشت به خشونت و گشودن راهی به سوی ثبات پایدار است. موفقیت این ابتکارات نه در سرعت رسیدن به نتایج سیاسی، بلکه در تداوم گفتگوهای صریح و گسترشِ حلقهی مشارکت اجتماعیِ دو ملت نهفته است. قفقاز جنوبی بیش از هر زمان دیگری به «شجاعت صلح» نیاز دارد؛ شجاعتی که این کنشگران مدنی اکنون در حال تمرین آن هستند.






