تحلیلی بر لایههای تنش ترکیه، اسرائیل و تحولات مرتبط با کردها
تنها یک روز پس از آغاز عملیات اداری گسترده وزارت کشور سوریه به منظور صدور شناسنامه برای کردهای فاقد مدارک در این کشور، نتانیاهو یک بار دیگر وارد میدان شد و درباره وضعیت کردها اظهار نظر کرد. آتش تند اظهارات نخستوزیر رژیم صهیونیستی علیه رئیس جمهور ترکیه، بازتاب گستردهای در رسانههای این کشور و شبکههای اجتماعی داشت. چرا که نتانیاهو، در اظهارات خود، اردوغان را «هیتلرِ زمانه» نامیده و به این اشاره کرده که او ستیز و خصومت دیرینه با کردهای منطقه و کردهای کشور خودش دارد.
زهرا اخوانزاده – پژوهشگر مسائل ترکیه و قفقاز جنوبی
اندیشکده زاویه: تنش اخیر میان نخستوزیر اسرائیل و رئیسجمهور ترکیه، در ظاهر ادامه همان جدلهای لفظی و سیاسی چند سال اخیر میان دو طرف است؛ اما بررسی دقیقتر مجموعه اظهارات و واکنشها نشان میدهد که دامنه این کشمکش، از سطح روابط دوجانبه فراتر رفته و با چند محور منطقهای درهمتنیده شده است. آغاز طرح وزارت کشور سوریه برای صدور شناسنامه گروهی از کردهای فاقد مدارک، تنها یکی از محرکهایی بود که دوباره موضوع کردها را در مرکز توجه بازیگران مختلف قرار داد.
اظهارات تند نخستوزیر اسرائیل و اشاره او به سیاستهای ترکیه در قبال کردها، بازتاب گستردهای در رسانههای ترکیه داشت. علت این حساسیت، تنها لحن تند به کار رفته نبود؛ بلکه در برداشت بسیاری از نهادها و تحلیلگران ترکیه، این نوع اظهارنظرها میتواند نشانهای از تلاش اسرائیل برای تأثیرگذاری بر روندهای مرتبط با گروههای کُردی در منطقه باشد. مهمترین بخش این نگرانی، احتمال تأثیرگذاری خارجی بر روند گفتوگوهای ترکیه با پ.ک.ک و همچنین استفاده از تغییرات میدانی سوریه برای شکلدهی همکاریهای جدید است.
ترکیه در سالهای گذشته بارها به این اشاره کرده که هرگونه ارتباط احتمالی میان پ.ک.ک و سرویسهای اطلاعاتی خارجی، برای امنیت ملیاش اهمیت حیاتی دارد. از نگاه آنکارا، سه حوزه بالقوه برای چنین ارتباطاتی قابل شناسایی است: همکاریهای محدود در شرق اروپا و بالکان، تأثیرگذاری سیاسی یا فکری بر رهبری پ.ک.ک در قندیل، و بهرهگیری از گروههای وابسته به این سازمان در شمال سوریه. در حالی که فعالیتهای احتمالی در اروپای شرقی همچنان مورد توجه ترکیه است، اما تحولات سوریه و نقشآفرینی بازیگران مختلف در این کشور، اهمیت بیشتری یافته است.
همزمان با بالا گرفتن بحثها درباره نقش اسرائیل، برخی مقامات بلندپایه ترکیه تلاش کردهاند با اتکا بر گفتوگو با دمشق و استفاده از کانالهای موجود، از گسترش تنش یا ایجاد شکافهای جدید جلوگیری کنند. به ویژه در ارتباط با شمال سوریه، جایی که مجموعهای از گروهها و نیروهای محلی، در سالهای اخیر نقشی کلیدی در تحولات ایفا کردهاند. تلاش برای حفظ ثبات در این منطقه، بخشی از یک رویکرد چندلایه در سیاست امنیتی ترکیه است.
ابراهیم کالین رئیس سرویس اطلاعاتی میت، هاکان فیدان وزیر امور خارجه، یاشار گولر وزیر دفاع و افغان آلا معاون اردوغان در حزب عدالت و توسعه، چهار چهره مهم تیم اردوغان هستند که به منظور خنثیسازی اهداف و نقشههای اسرائیل در سوریه، دست به کار شدهاند و میخواهند با تثبیت و تحکیم توافق بین دمشق و نهادهای اقماری پ.ک.ک، ثبات شمال سوریه را حفظ کنند.
از سوی دیگر، اظهارات اخیر رئیسجمهور آمریکا درباره ارسال سلاح برای برخی گروههای کُرد و طرح اینکه چنین تسلیحاتی بهجای رسیدن به مقصد، توسط گروههای دریافتکننده نگه داشته شده، به سرعت در ترکیه بازتاب یافت. تحلیلگران ترک با دقت این بخش را دنبال کردند، زیرا آن را نشانهای از احتمال وجود برنامههای همزمانی دانستند که میتواند بر امنیت داخلی ترکیه و نیز معادلات منطقهای تأثیر بگذارد. به همین دلیل، بخشی از نهادهای امنیتی ترکیه، این موضوع را نه تنها به عنوان یک بحث مرتبط با ایران بلکه یک متغیر مهم در سیاستگذاری امنیتی ترکیه ارزیابی کردهاند.
با این حال، آنچه اهمیت بیشتری دارد، نحوه درک و تحلیل این روندها از سوی صاحبنظران ترکیه است. برخی تحلیلگران ترک معتقدند که تحولات اخیر، ممکن است شکافهایی در میان گروههای مختلف کُرد ایجاد کند و زمینه را برای بهرهبرداری بازیگران خارجی فراهم آورد. اشاره آنان به این نکته است که برخی احزاب یا گروههای کُرد، در نقد توافقات سیاسی گذشته مواضعی اتخاذ کردهاند و این خود میتواند به تشدید چندپارگیها منجر شود.
در مقابل، گروهی دیگر از تحلیلگران تأکید میکنند که برای کاهش تنش و جلوگیری از سوءبرداشت، ضروری است روابط امنیتی، روندهای سیاسی و توافقات قبلی با دقت پیگیری شود و بازیگران مختلف درگیر در این پرونده، از تشدید فضای امنیتی یا رسانهای پرهیز کنند.
در مجموع، تنش لفظی اخیر تنها یک رویه از یک معادله چندجانبه بزرگتر است؛ معادلهای که شامل روابط ترکیه و اسرائیل، تحولات شمال سوریه، نگرانیهای امنیتی مرتبط با پ.ک.ک، و بازتاب گستردهتر سیاستهای قدرتهای جهانی در منطقه میشود. اهمیت کلیدی این مجموعه اتفاقات برای بازیگران منطقهای در این است که هر تغییر کوچک در یکی از این محورهای درهمتنیده، میتواند آثار قابل توجهی بر سایر بخشها بر جای بگذارد.
از این منظر، تحلیل تحولات اخیر نشان میدهد که بازیگران مختلف، از جمله ترکیه، نسبت به پیامدهای احتمالی هر نوع تغییر در وضعیت گروههای کُردی در منطقه حساسیت ویژهای دارند. حفظ ثبات، جلوگیری از تنشهای جدید و پرهیز از شکلگیری شکافهای امنیتی تازه، از دید بسیاری از نهادهای امنیتی و تحلیلگران، در مرکز ثقل این تحولات قرار دارد.






