چشمانداز پروژه طرح ترامپ موسوم به TRIP در بحبوحه تهاجم نظامی اخیر به ایران
تهاجم نظامی آمریکا و رژیم صیهونیستی به ایران اثبات نمود، اتکای بیش از حد به طرحهای تجاری و اقتصادی آمریکا در قالب پروژههای جدید برای منطقه، نهتنها سودآوری و امنیت لازم را نداشته، بلکه موجب بینظمی و اخلال در ترانزیت نفت و انرژی جهانی شده است. افزایش قیمت انرژی از یک سو و تلاشهای برخی کشورها از جمله هند و چین برای توافق اصولی با ایران جهت عبور امن کشتیهای خود از تنگه هرمز، نشان میدهد که امنیت در منطقه مشروط به عدم دخالت قدرتهای بیگانه و اتکا به توانمندیهای کشورهای منطقه و الزامِ رعایت منافع مشترک است.
دکتر داوود احمدزاده – تحلیلگر مسائل سیاسی و بینالملل
اندیشکده زاویه: طرح مشهور ترامپ (تریپ – TRIP) در شرایطی مطرح شد که پیش از آن، بازیگران جهانی چون چین و روسیه و همچنین بازیگران منطقهای (ایران و ترکیه) با اتکا به توانمندیهای اقتصادی و سیاسی خود، در قالب طرحهای خویش بهدنبال حداکثرسازی منافع در آسیای میانه و قفقاز برآمده بودند. هر یک از این بازیگران، دستور کار ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک مشخصی را دنبال میکنند.
تلاش چین و روسیه از یک سو و همزمانی حضور سنتی ایران و ترکیه در معادلات منطقهای، ایالات متحده را در برابر یک معمای استراتژیک قرار داد. روسیه و چین بهعنوان رقبای جهانی، بهدنبال کسب منافع بیشتر از طریق همکاریهای اقتصادی و ارائه طرحِ کریدورهای جدید برای اتصال کشورهای منطقه به بازارهای جهانی هستند. از سوی دیگر، ترکیه نیز بهعنوان عضوی متحد اما غیرقابل پیشبینی در این معادلات حضور دارد. همچنین بهرغم تحریمهای آمریکا، حضور پررنگ ایران در منطقه و تلاش همزمان هند بهعنوان قدرتی نوظهور برای ورود به معادلات از طریق همکاری با ایران در قالب طرح شمال – جنوب (پروژه بندر چابهار)، باعث گردید که آمریکاییها برای تنوعبخشی به مسیرهای ترانزیتی و به زعم خود برای کاهش وابستگی به رقبای جهانی و منطقهای اقدام کنند.
در شدتیافتن رقابت بر سر کریدورها، این مؤلفه بیش از گذشته آشکار شده است که نظم جدید عمدتاً بر محور «ژئواکونومیکِ اتصال» در حال شکلگیری است. چشمانداز پروژه ترامپ با سه کریدورِ کشورهای بهاصطلاح میانی یا همان قدرتهای منطقهای با چالش روبرو است:
الف) ترکیه: متحدی نزدیک اما غیرقابل پیشبینی که با استفاده از ابزار دیپلماتیک «سازمان کشورهای ترک» (OTS)، در حال ترویج کریدور (TITR) است.
ب) ایران: بهدلیل موقعیت جغرافیایی منحصربهفرد خود، ارزانترین و مستقیمترین مسیر برای اتصال کشورهای محصور در خشکی (مانند تاجیکستان و ازبکستان) به آبهای آزاد است. این امر از طریق طرح جایگزین شمال – جنوب و توسعه بندر چابهار برای کاهش وابستگی به قدرتهای خارجی دنبال میشود.
ت) هند: بهرغم ملاحظات سیاسی، با انگیزه مهار رقبایی چون چین و پاکستان وارد منطقه شده و در تلاش است راهی برای تنظیم مناسبات خوب با ایران از طریق سرمایهگذاری در توسعه بندر چابهار، بهرغم تحریمها و تنگناهای موجود، پیدا کند.
بهنظر میرسد بهرغم تبلیغات رسانهای بر سر توفیق پروژه ترامپ، بیشتر کارشناسان به فرجام این طرح با شک و تردید نگاه میکنند؛ چراکه به باور آنان، عصر «بازی بزرگ» کلاسیک با محوریتِ صِرف سیاسی و اقتصادی به پایان رسیده و دوره جدید، یک بازی چندلایه است که علاوه بر مؤلفههای سیاسی و اقتصادی، عناصر فرهنگ و هویت نیز در آن نقش خواهند داشت. در این میان، قدرتهای منطقهای قواعد اتصال و تجارت را بازنویسی خواهند کرد. ترامپ نیز بهرغم خوشبینی، بایستی واقعیتهای جدید ژئواکونومیک و ژئوکالچرال (ایران و منطقه) را بپذیرد.
در مورد تأثیر پیروزیهای ایران با بهرهگیری از ژئوپلیتیک تنگه هرمز در تداوم مقاومت در قبال جنگافروزی اخیر آمریکا و رژیم صهیونیستی و حفظ کریدورهای جایگزین، باید گفت: بهرغم تهدیدهای آمریکا برای تسلط بر تنگه هرمز بهعنوان یک دارایی استراتژیک، راهبرد تعیینشده مبنی بر عدم اجازه به کشتیهای نفتی و تجاری دشمن برای عبور امن از این تنگه، این نکته را تأیید کرد که ایران دارای قدرت تعیینکنندگی در حوزه مسائل اقتصادی و تجاری است. اتکایِ صِرف آمریکاییها به قدرت نظامی برای پیشبرد اهداف سیاسی و اقتصادی، به آنان توان بازیگریِ کامل را نمیدهد.
بنابراین، اتکای بیش از حد به طرحهای تجاری و اقتصادی آمریکا در قالب پروژههای جدید برای منطقه، نهتنها سودآوری و امنیت لازم را نداشته، بلکه موجب بینظمی و اخلال در ترانزیت نفت و انرژی جهانی شده است. افزایش قیمت انرژی از یک سو و تلاشهای برخی کشورها از جمله هند و چین برای توافق اصولی با ایران جهت عبور امن کشتیهای خود از تنگه هرمز، نشان میدهد که امنیت در منطقه مشروط به عدم دخالت قدرتهای بیگانه و اتکا به توانمندیهای کشورهای منطقه و الزامِ رعایت منافع مشترک است.
پایداری در شرایط اخیر و حفظ راهبرد مقاومت با تسلط بر تنگه استراتژیک هرمز، میتواند کشورهای حوزه آسیای میانه و قفقاز را به این نکته واقف سازد که بهجای رقابت بیثمر و تلاش برای حذف ایران از معادلات منطقهای با اتکا به قدرتهای خارجی، میتوان از طریق همکاریهای مشترک در حوزه کریدورهای جدید، نسبت به تأمین منافع مشترک در درازمدت اقدام نمود.






