آیا پروژه TRIPP تولد نظم جدید در قفقاز جنوبی است؟!
پروژه TRIPP در بهترین حالت، یک آزمایش ژئوپلیتیک برای جایگزینی “حضور نظامی” با “سرمایهگذاری اقتصادی” به عنوان عامل بازدارنده و تضمینکننده صلح است. با این حال، همانطور که اشاره شد موفقیت آن به عوامل متعددی بستگی دارد: نتیجه انتخابات ارمنستان، توانایی آمریکا در جذب شرکتهای خصوصی برای سرمایهگذاری در منطقهای پرریسک و مهمتر از همه، مانع ایران و تمایل مسکو به پذیرش نقش جدید خود یا تلاش برای احیای نفوذش از طریق بحرانآفرینی. در حال حاضر، تنها چیزی که تغییر کرده، شروع یک بازی جدید با قواعد نانوشته است.
تحریریه اندیشکده زاویه: نشست ۸ آگوست ۲۰۲۵ نخستوزیر ارمنستان و رئیسجمهور آذربایجان در کاخ سفید، اگرچه با حاشیهرسانیهای تبلیغاتی به عنوان یک توافق تاریخی صلح معرفی شد، اما در عمل بیش از آنکه یک “پیمان نهایی” باشد، یک “آغاز نمادین” برای پروژهای بزرگتر به نام “مسیر ترامپ برای صلح و رفاه” (TRIPP) بود. این نشست بیش از آنکه مناقشه قرهباغ را فینفسه حل کرده باشد، معمای ژئوپلیتیک “کریدور زنگزور” را وارد فاز تازهای از رقابت قدرتهای بزرگ کرد.
پروژه TRIPP: از بلاغت سیاسی تا مدل عملیاتی نامتعارف
آنچه در واشنگتن رخ داد، امضای یک توافقنامه حقوقی الزامآور نبود، بلکه اعلام یک چارچوب اقتصادی – سیاسی با محوریت آمریکا بود. مدل پیشنهادی برای کریدور زنگزور که مبتنی بر “اجاره ۹۹ ساله” مطرح شده توسط دونالد ترامپ بود، به سرعت در بیانیههای رسمی تعدیل شد و به مدل “دفتر مرکزی – دفتر پشتیبانی” تبدیل گردید.
این مدل تلاشی هوشمندانه برای غلبه بر پارادوکس اصلی مناقشه است: اصرار آذربایجان بر ترانزیت “بیمانع” از حاکمیت ارمنستان، و حساسیت ایروان نسبت به حفظ حاکمیت کامل خود بر قلمروی سیونیک. در این مدل، شرکت توسعه TRIPP (با مالکیت ۷۴ درصدی آمریکا) خدمات سطح اول را ارائه میدهد، در حالی که مقامات ارمنی در سطح دوم (دفتر پشتیبانی)، نظارت امنیتی و گمرکی را اعمال میکنند. این ابتکار عملاً یک رژیم حقوقی ویژه و بدون سابقه در منطقه ایجاد میکند که نزدیکترین مشابه تاریخی آن، کریدور ترانزیت آلمان غربی به برلین غربی از خاک آلمان شرقی است که بین سالهای ۱۹۷۲ تا ۱۹۹۰ از جمهوری دموکراتیک آلمان (GDR) عبور میکرد.
شباهتها فراوان است. ساکنان سرزمینهای تقسیمشده (برلین غربی و جمهوری فدرال آلمان) مجبور به عبور از قلمرو دولتی شدند که عملاً دشمن تلقی میشد. هر دو توافقنامه نیاز به میانجیگری خارجی داشتند: در مورد جمهوری دموکراتیک آلمان، توسط مسکو (که عملاً از سال ۱۹۴۵ به بعد آلمان شرقی را کنترل میکرد)؛ در مورد قفقاز جنوبی، توسط واشنگتن. نکته قابل توجه این است که هر دو رژیم ترانزیت از اصطلاح «بدون مانع» در اسناد استفاده میکردند.
تغییر در معادلات میانجیگری: عبور از فرمول مسکو
مهمترین تحول راهبردی نشست واشنگتن، نه در محتوای پروژه TRIPP، بلکه در حذف عملی روسیه از چرخه تصمیمگیری بود. بیانیه سهجانبه ۹ نوامبر ۲۰۲۰ (پوتین، علیاف، پاشینیان) که در بند ۹ آن کنترل کریدور زنگزور را به مرزبانان روسی واگذار کرده بود، عملاً توسط ابتکار آمریکایی منسوخ شد.
واکنش مسکو به این تحول، نشاندهنده تغییر تاکتیک در سیاست خارجی روسیه است. به جای مخالفت صریح یا کارشکنی مستقیم، مقامات روسی مانند سرگئی لاوروف راهبرد “بیاعتبارسازی از طریق انتظار” را در پیش گرفتهاند؛ با این روایت که پروژه TRIPP «هنوز توافقی ناقص و غیرقابل اجرا» است و نهایتاً بدون مشارکت روسیه با شکست مواجه خواهد شد. این رویکرد، تلاشی برای حفظ وجهه و اجتناب از پذیرش نقش حاشیهای روسیه در منطقهای است که زمانی حیات خلوت آن محسوب میشد.
بازیگران منطقهای: ترکیه در انتظار، ایران در حاشیه
موقعیت ترکیه در این معادله، پیچیدهتر از گذشته شده است. آنکارا که خود را حامی اصلی باکو در مناقشه قرهباغ معرفی کرده بود، اکنون با پروژهای مواجه است که آمریکا آن را رهبری میکند. بازگشایی مرز ارمنستان-ترکیه، که ایروان بارها بر آن تأکید کرده، هنوز محقق نشده است، زیرا آنکارا سیاست خود را با اولویتهای باکو هماهنگ میکند. آذربایجان تمایلی به دادن امتیازات زودهنگام (از جمله عادیسازی روابط ترکیه-ارمنستان) پیش از تثبیت شرایط کریدور ندارد.
ایران نیز بهعنوان همسایه مستقیم این کریدور (که دقیقاً در امتداد مرز شمالی آن با ارمنستان کشیده میشود)، با حساسیت راهبردی موضوع را دنبال میکند. هرگونه تغییر در موازنه قدرت در مرزهای شمالی یا تضعیف نقش مرزبانان روسی در منطقه، برای تهران نگرانکننده است، اما فعلاً واکنش آشکاری از خود نشان نداده است.
چالشهای پیش رو: از اقتصاد تا سیاست داخلی ارمنستان
پروژه TRIPP علیرغم جذابیتهای ژئواکونومیک (به عنوان بخشی از کریدور میانی)، علاوه بر مخالفتهایی که در منطقه با آن وجود دارد، با موانع جدی دیگری از داخل مواجه است. نخست، فقدان زیرساختهای فیزیکی در سمت ارمنستان (جاده خاکی و خطوط آهن برچیده شده) در مقابل پیشرفت سریع آذربایجان، یک عدم توازن فنی ایجاد کرده است.
دوم و مهمتر، موانع سیاسی – حقوقی در داخل ارمنستان است. اجرای این پروژه نیازمند اصلاح قانون و ایجاد رژیم حقوقی ویژه است. با توجه به انتخابات پارلمانی ژوئن ۲۰۲۶ در ارمنستان، دولت نیکول پاشینیان تمایلی به هزینهکردن سیاسی برای این پروژه پیش از انتخابات ندارد. ظهور سامول کاراپتیان، الیگارش نزدیک به روسیه، به عنوان رقیب اصلی پاشینیان، میتواند آینده پروژه را در صورت تغییر دولت با خطر جدی مواجه کند. سفر جی دی ونس به ایروان و ابراز امیدواری برای پیروزی پاشینیان، نگرانی واشنگتن را از این سناریو نشان میدهد.
نتیجهگیری
نشست واشنگتن قفقاز جنوبی را به حوزه نفوذ انحصاری آمریکا تبدیل نکرده، اما میخواهد معماری امنیتی آن را که پیشتر بر پایه نقش محوری روسیه استوار بود، برای همیشه تغییر دهد؛ این که چنین سیاستی آیا موفق خواهد شد یا نه به عوامل متعددی بستگی دارد که باید آن را در جای دیگری مورد بحث قرار داد.
پروژه TRIPP در بهترین حالت، یک آزمایش ژئوپلیتیک برای جایگزینی “حضور نظامی” با “سرمایهگذاری اقتصادی” به عنوان عامل بازدارنده و تضمینکننده صلح است. با این حال، همانطور که اشاره شد موفقیت آن به عوامل متعددی بستگی دارد: نتیجه انتخابات ارمنستان، توانایی آمریکا در جذب شرکتهای خصوصی برای سرمایهگذاری در منطقهای پرریسک و مهمتر از همه، مانع ایران و تمایل مسکو به پذیرش نقش جدید خود یا تلاش برای احیای نفوذش از طریق بحرانآفرینی. در حال حاضر، تنها چیزی که تغییر کرده، شروع یک بازی جدید با قواعد نانوشته است.






