چرا سرمایهگذاری آمریکا در میکروالکترونیک ارمنستان یک ریسک ژئوپلیتیکی است؟
راهاندازی مرکز تولید فناوری پیشرفته، بهویژه در حوزه میکروالکترونیک و هوش مصنوعی، در ارمنستان، کشوری با نفوذ عمیق روسیه و ایران، یک اقدام کاملاً غیرمتعارف است. این حرکت آمریکایی که فراتر از یک سرمایهگذاری تجاری ساده به نظر میرسد، دو سناریوی کلیدی را مطرح میکند: یا تراشههای تولیدی از نوع کمحساسیت هستند، یا واشنگتن در حال اجرای یک استراتژی بلندمدت برای تغییر توازن نفوذ در قلب قفقاز جنوبی است؛ تصمیمی که حاکمیت و امنیت ایروان را به چالش میکشد.
اندیشکده زاویه: اظهارات جی دی ونس، معاون رئیس جمهور آمریکا، در ایروان به یکی از بحثبرانگیزترین لحظات سفر او به منطقه تبدیل شد. به گفته این مقام آمریکایی، دولت آمریکا برنامههای انویدیا برای ایجاد خط تولید تراشه در ارمنستان را تأیید کرده است – تراشههایی که به گفته او «در اکثر کشورهای جهان وجود ندارند.»
برای کشوری مانند قفقاز جنوبی که در یک محیط ژئوپلیتیکی پیچیده واقع شده و از پایگاه صنعتی محدودی برخوردار است، چنین بیانیهای نه تنها غیرمنتظره، بلکه اساساً نامتعارف به نظر میرسد. به همین دلیل، نه تنها واکنشی احساسی، بلکه تحلیلی متفکرانه و چندلایه را میطلبد..
منطقهای که ارمنستان در آن واقع شده است، به طور سنتی به عنوان عرصه رقابت بین مراکز قدرت خارجی تلقی شده است، نه به عنوان فضایی برای میزبانی از عناصر زیرساختهای فناوری جهانی بسیار مهم. قفقاز جنوبی با مناقشات حل نشده، مرزهای بسته، اتحادهای شکننده و فشار مداوم از سوی بازیگران بزرگتر مشخص میشود. در این زمینه، راهاندازی یک مرکز تولید فناوری پیشرفته مرتبط با میکروالکترونیک و هوش مصنوعی یا به عنوان یک گام بسیار خطرناک یا به عنوان بخشی از یک استراتژی بسیار گستردهتر و با دقت محاسبه شده ایالات متحده به نظر میرسد.
ارمنستان کشوری است که میزبان پایگاههای نظامی روسیه است، جایی که امنیت مرزی تا حدی توسط ساختارهای وابسته به سرویس امنیت فدرال روسیه انجام میشود، و جایی که نفوذ روسیه و ایران همچنان یک عامل سیستماتیک در سیاست داخلی و خارجی است. این شرایط، محیطی منحصر به فرد و در عین حال آسیبپذیر ایجاد میکند. هر پروژهای که شامل فناوریهای حساس باشد، به طور خودکار تحت نظارت دقیق متحدان ایالات متحده و همچنین دشمنان استراتژیک واشنگتن قرار میگیرد. بنابراین، سرمایهگذاریهای آمریکا در تولید فناوری پیشرفته در ارمنستان را نمیتوان صرفاً به عنوان یک ابتکار تجاری در نظر گرفت.
چه تراشههایی ممکن است تولید شوند ؟
مهم است که از همان ابتدا یک توضیح اساسی ارائه شود. اصطلاح «تولید تراشه» طیف گستردهای از فرآیندهای تکنولوژیکی را در بر میگیرد و لزوماً به معنای تولید پیشرفتهترین ریزتراشهها با استفاده از گرههای فرآیند ۳ تا ۵ نانومتری نیست. چنین فناوریهایی در حال حاضر در دایره بسیار محدودی از کشورها و شرکتها، عمدتاً در تایوان و کره جنوبی، متمرکز شدهاند و تحت کنترلهای سختگیرانه صادراتی و نظارت سیاسی ایالات متحده قرار دارند. با احتمال بالا، گزینههای واقعبینانهتر و از نظر سیاسی ایمنتر برای ارمنستان در نظر گرفته میشود.
اول، این ممکن است شامل شتابدهندههای تخصصی و تراشههای مرتبط باشد. اینها پردازندههای گرافیکی پرچمدار و نسل بعدی نخواهند بود، بلکه پردازندههای کمکی، کنترلکنندهها، راهحلهای شبکه و اجزای مراکز داده و سیستمهای سرور هستند. چنین ریزتراشههایی نقش مهمی در زیرساختهای دیجیتال ایفا میکنند، در حالی که به حساسترین عناصر توسعه نظامی تعلق ندارند.
دوم، تولید میتواند بر تراشههای زیرساخت هوش مصنوعی «رده دوم» متمرکز شود. اینها ریزتراشههایی هستند که در پلتفرمهای ابری، سیستمهای ذخیرهسازی و پردازش دادهها، خوشههای آموزشی هوش مصنوعی و محیطهای محاسبات شرکتی استفاده میشوند. اگرچه این فناوریها ماهیت دوگانه دارند، اما اغلب رسماً به عنوان غیرنظامی طبقهبندی میشوند.
سوم، ارمنستان میتواند به عنوان بستری برای تحقیق و توسعه، مونتاژ، آزمایش و بستهبندی پیشرفته و همچنین ایجاد مراکز مهندسی و خطوط تولید آزمایشی مورد توجه باشد. در این صورت، تمرکز بر چرخه کامل لیتوگرافی نخواهد بود، بلکه بر مراحل حیاتی است که بدون آنها میکروالکترونیک مدرن نمیتواند کار کند. بنابراین، حتی اگر تراشههای تولید شده واقعاً «در اکثر کشورهای جهان وجود نداشته باشند»، این به معنای سطحی قابل مقایسه با توسعههای ایالات متحده که به شدت کنترل میشوند و از نظر استراتژیک حساس هستند، نیست.
جایی که از چنین تراشههایی استفاده میشود
حتی ریزتراشههایی که کاملاً در لبه فناوری قرار ندارند، کاربردهای بسیار مهمی دارند. آنها در سیستمهای هوش مصنوعی و یادگیری ماشینی – از تجزیه و تحلیل کلانداده گرفته تا فناوریهای پیشبینی و تشخیص – استفاده میشوند. آنها زیربنای خدمات ابری و مراکز داده هستند که بدون آنها اقتصاد دیجیتال مدرن نمیتواند وجود داشته باشد. آنها در فناوریهای دفاعی و دوگانه، از جمله لجستیک، مدلسازی، امنیت سایبری و مدیریت سیستمهای پیچیده، به کار میروند. در نهایت، آنها در سیستمهای خودران و رباتیک، از جمله پلتفرمهای بدون سرنشین و راهحلهای صنعتی، استفاده میشوند. بنابراین، مسئله اصلی نه تنها سطح فناوری خود تراشهها، بلکه همچنین این است که چه کسی زیرساختها، پرسنل، زنجیرههای تأمین و کانالهای دسترسی به این فناوریها را کنترل میکند.
چرا ارمنستان؟
ایالات متحده ممکن است ارمنستان را از چندین زاویه مختلف به طور همزمان ببیند. عامل اول سرمایه انسانی است. این کشور در واقع دارای یک سنت قوی مهندسی و ریاضی، یک بخش فناوری اطلاعات توسعه یافته و هزینههای عملیاتی نسبتاً پایین نسبت به اتحادیه اروپا یا ایالات متحده است. عامل دوم ژئوپلیتیکی است. راهاندازی تولید فناوری پیشرفته آمریکایی صرفاً یک سرمایهگذاری نیست – بلکه یک لنگر نفوذ است. چنین پروژههایی ناگزیر نیاز به ارزیابی مجدد ترتیبات امنیتی، دسترسی به زیرساختهای استراتژیک و نقش حضور کشورهای ثالث دارند. عامل سوم سیگنالدهی سیاسی است. حتی اعلام عمومی برنامههای NVIDIA هم به عنوان یک عنصر فشار و هم به عنوان آزمایشی برای آمادگی ایروان برای تغییر بالقوه در تعادل سیاست خارجی خود عمل میکند.
دو سناریوی محتمل
در نتیجه، دو سناریوی اساسی پدیدار میشود. سناریوی اول از نظر فناوری محدود است. در این حالت، این پروژه شامل تراشههایی خواهد بود که ارزش استراتژیک حیاتی ندارند و تولید در حوزه فناوریهای غیرنظامی و تجاری باقی خواهد ماند. سناریوی دوم از نظر سیاسی قاطع است. در اینجا، واشنگتن با این فرض عمل میکند که ارمنستان ممکن است به مرور زمان از زیر نفوذ غالب روسیه و ایران خارج شود و تولید تراشه به بخشی از یک استراتژی بلندمدت برای تثبیت حضور ایالات متحده در قفقاز جنوبی تبدیل شود.
تصادفی نیست که راسیم موسیبایوف، تحلیلگر سیاسی آذربایجانی، مستقیماً به تناقض موجود در این وضعیت اشاره میکند: چنین اظهاراتی در کشوری که مملو از حضور روسیه و ایران است، مطرح میشود. این نشان میدهد که یا تراشههای مورد بحث جزو حساسترین تراشههای فناوری نیستند، یا اینکه ایالات متحده در حال آماده شدن برای تغییر اساسی در موازنه نفوذ در ارمنستان است.
تولید تراشه صرفاً مربوط به اقتصاد یا فناوری نیست. این موضوع به حاکمیت، امنیت و انتخاب استراتژیک مربوط میشود. اگر برنامههای انویدیا در ارمنستان اجرا شود، به یکی از واضحترین نشانههای چگونگی قصد ایالات متحده برای تغییر شکل معماری نفوذ در قفقاز جنوبی و نقشی که برای ایروان در این فرآیند متصور است، تبدیل خواهد شد. تنها سوال باقی مانده این است که آیا خود ارمنستان برای عواقبی که ناگزیر از چنین تصمیماتی ناشی میشود، آماده است یا خیر.
منبع: کاسپین پست






