سفر ونس به قفقاز و معماری جدید قدرت در اوراسیا
سفر ونس که بلندپایهترین تعامل آمریکا با باکو پس از سال ۲۰۰۸ و ایروان در این سطح است، در خلاء قدرت ناشی از فرسایش نفوذ سنتی روسیه و چالشهای منطقهای ایران صورت میگیرد. رویکرد واقعبینانه حکم میکند که این تحرک را نه صرفاً در چارچوب تلاش برای «صلح ادعایی» ترامپ، بلکه بهعنوان تثبیت هژمونی اقتصادی و امنیتی ایالات متحده با محوریت طرح راهبردی «مسیر ترامپ» (TRIPP) مورد ارزیابی قرار دهیم.
برسام محمدی، کارشناس مسائل قفقاز جنوبی
اندیشکده زاویه: سفر جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، به ارمنستان و جمهوری آذربایجان که در راستای تمرکز اخیر ترامپ بر قفقاز جنوبی و بهرهبرداریهای ژئوپلیتیک و … از این منطقه مهم انجام میشود، نشانهای آشکار از خیز بلند و نظاممند واشنگتن برای مهندسی مجدد آرایش ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک قفقاز جنوبی است.
مسیر ترامپ: بیش از یک کریدور، یک ابزار انحصار
پروژه TRIPP که در کانون تمرکز سفر ونس قرار دارد، فراتر از یک طرح زیرساختی ساده، یک ابزار راهبردی برای حذف رقبای منطقهای است. این مسیر جادهای و ریلی ۴۳ کیلومتری که جمهوری آذربایجان را از طریق خاک ارمنستان به نخجوان متصل میکند، در کنار اهداف متعددی که دنبال میکند، هدف صریح «دور زدن خاک روسیه و ایران» را دنبال میکند. واشنگتن با ایجاد این کریدور جدید «شرق – غرب»، نه تنها به دنبال تضمین دسترسی حملونقلی باکو به نخجوان است، بلکه عملاً میکوشد جریان تجارت، انرژی و نفوذ را در اوراسیا بازتعریف کرده و محوریت ژئواکونومیک ایران و کریدورهای سنتی روسی را به چالش بکشد.
این طرح که بازوی اقتصادی توافق صلح آگوست ۲۰۲۵ میان ایروان و باکو محسوب میشود، متکی بر یک قرارداد ۴۹ ساله است که حق کنترل حاکمیتی ارمنستان بر این مسیر را تحتالشعاع قرار میدهد. واقعبینی ایجاب میکند که به جزئیات منتشرشده توسط مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، توجه کنیم: تأسیس شرکت توسعه TRIPP با ۷۴ درصد سهام کنترلی متعلق به آمریکا و تنها ۲۶ درصد متعلق به ارمنستان. این ساختار مالکیتی، ماهیت طرح را از «همکاری» به «کنترل عملیاتی» تغییر میدهد و ارمنستان را، علیرغم حفظ حاکمیت اسمی، به یک دولت ترانزیت تحت مدیریت واشنگتن در این بخش حیاتی تبدیل میکند. این سطح از دخالت، نشاندهنده تعهد عمیق آمریکا به تضمین اجرایی شدن طرح در درازمدت و جلوگیری از هرگونه نفوذ منطقهای رقیب است.
اهداف ژئوپلیتیک: تثبیت در خلأ و تسلط بر زنجیره تأمین
سفر ونس با اهداف دوگانهای در قبال طرفین منطقه همراه است: اول، تحکیم روابط راهبردی با آذربایجان از طریق فروش «تجهیزات دفاعی ساخت آمریکا» مانند جلیقههای ضدگلوله و قایقهای نظامی که عمق مشارکت امنیتی را افزایش میدهد؛ و دوم، امضای قراردادهای کلیدی با ارمنستان در حوزه هستهای و نیمههادیها.
انتخاب یک شرکت آمریکایی برای ساخت رآکتور هستهای مدولار جدید در ارمنستان (جایگزین نیروگاه روسی متسامور) و تمرکز بر قراردادهای نیمههادی، ارمنستان را به طور فزایندهای به فناوری و زنجیرههای تأمین غرب وابسته میسازد و عملاً جایگزین وابستگیهای تاریخی آن به مسکو میشود.
اما نکته راهبردیتر، پیوند مستقیم TRIPP با دستور کار کلانتر سیاست خارجی آمریکا برای تسلط بر زنجیره تأمین مواد معدنی حیاتی است. پروژه مسیر ترامپ پتانسیل تسهیل انتقال مواد خام آسیای مرکزی (که در حال حاضر عمدتاً به چین میرود) به بازارهای غربی را دارد. حضور نمایندگان ارمنستان، آذربایجان و قزاقستان در مراسم آغاز ابتکار جدید واشنگتن برای ایجاد بلوک تجاری ترجیحی مواد معدنی، تأکیدی بر این حقیقت است که قفقاز جنوبی اکنون به شکلی غیرمنتظره در تقاطع اصلی سیاست خارجی آمریکا قرار گرفته است. TRIPP نه تنها روسیه و ایران را دور میزند، بلکه کریدور میانی را تقویت کرده و به واشنگتن اجازه میدهد تا گرجستان را نیز که روابطش با غرب به سردی گراییده، دور بزند و تمرکز نفوذ خود را مستقیماً بر روی آذربایجان و ارمنستان متمرکز کند.
نتیجهگیری
سفر معاون رئیسجمهور آمریکا به قفقاز جنوبی را باید به عنوان یک عملیات گسترده برای «ادغام» این منطقه در ساختار اقتصادی و امنیتی غرب تلقی کرد. ایالات متحده با بهرهبرداری از اختلافات تاریخی و خلاء قدرت منطقهای، از طریق میانجیگری صلح و تزریق مشوقهای اقتصادی (مانند قراردادهای هستهای و دفاعی)، نفوذ خود را با سرعت و قاطعیت پیش میبرد. طرح TRIPPبا وجود پوشش «صلح و رفاه»، در واقع یک شاهراه تجاری تحت مدیریت آمریکا خواهد بود که هدف اصلی آن تضعیف محوریت ژئواکونومیک رقبایی چون روسیه و ایران و تضمین دسترسی غرب به منابع راهبردی اوراسیا است. این تحولات، قفقاز جنوبی را وارد مرحلهای از رقابت قدرتهای بزرگ میکند که در آن، منافع حاکمیتی کشورهای کوچک، ناگزیر تحتالشعاع طرحهای کلان هژمونیک قرار میگیرد.






