مروری بر روند هویت علویگری در دوره جمهوریت
تحول هویت علویگری در ترکیه از آغاز دوره جمهوریت تا امروز، یکی از شاخصترین روندهای اجتماعی و مذهبی این کشور بوده است. علویان، که در طول تاریخ میان حفظ باورهای سنتی و انطباق با الزامات سیاسی و اجتماعی مدرن در نوسان بودهاند، اکنون به مرحلهای رسیدهاند که هویت آنان نه صرفاً سیاسی و نه مذهبی، بلکه ترکیبی سیال از مؤلفههای فرهنگی، فلسفی و اجتماعی است. این تحولِ چندوجهی، بازتابی از مقاومت تاریخی، فشارهای ساختاری و تلاش برای بازتعریف جایگاه خود در نظام جمهوری ترکیه است و در عین حال پرسشهای تازهای درباره ماهیت «هویت علوی» در دوران پسامدرن مطرح میکند.
دکتر حسن صادقیان، کارشناس مسائل ترکیه
اندیشکده زاویه: هویت، تعاریف و دستهبندیهای هویت و مسائل مربوط به هویت، حوزهای مطالعاتی را تشکیل میدهند که همچنان در بسیاری از رشتهها مورد مطالعه قرار میگیرد. در زمینه نامگذاری هویتهای افراد، از طبقهبندیهای کلی مانند مذهبی، قومی، فرهنگی و سیاسی استفاده میشود، یا توصیفات خاصتری توسط محققانی که بر این حوزه تمرکز دارند، ارائه میشود. در جامعه ترکیه که ویژگیهای هویتی متنوع و متفاوتی را نشان میدهد، هویت یا هویتهایی که فرد به آنها احساس تعلق میکند، از اهمیت بالایی برخوردار است.
در این زمینه، هویت علوی همچنان یک پدیده مرتبط و موضوع مطالعات و مقالات پژوهشی متعددی است. در این خصوص همواره سؤالات متعددی مطرح میشود:
– علویگری چگونه تعریف میشود، آیا ساختارهای علوی متفاوتی وجود دارد؟
– نظام اعتقادی علویگری چگونه است، عبادت و آیینهای علویگری چگونه است؟
– آیا نهادهایی مانند جمعخانهها (عبادتگاههای علوی) و دِدِلیک (رهبری معنوی علویان) هنوز هم کارآمد هستند؟ سیاستهای احزاب سیاسی در قبال علویان چگونه ارزیابی میشود؟
– نظرات جامعه علوی در مورد وضعیت جمعخانهها، مساجد، آموزش اجباری دینی چیست؟
– رویکرد اداره امور مذهبی (سازمان دیانت) در قبال علویگری به چه نحوی است؟
– روابط جامعه علوی و جامعه اهل سنت در چه شرایطی قرار دارد؟
– رویکرد جامعه علوی در قبال ساختار حکومتی و بالعکس چه روندی را طی میکند؟
با آغاز دوره جمهوریت با تضعیف ویژگیهای سنتی مذهبی علویان، آنها با نشان دادن مقاومت، به ویژه در دورههایی که شرایط برایشان حاد بوده است، به تدریج به یک وضعیت سیاسی روی آوردند. بنابراین، با تضعیف این عنصر کلاسیک علوی، هویت علویان یک ویژگی چندپاره و سیال در ابعاد مختلف مذهبی، فرهنگی، فلسفی و سیاسی خود را از خود بروز داده است.
در این میان، وضعیت جمعخانهها (عبادتگاههای علوی)، پروژههایی که جمعخانهها و مساجد را با هم ترکیب میکنند، نظرات در مورد اداره امور مذهبی و دروس اجباری فرهنگ و اخلاق مذهبی همچنان به مثابه مسائل مهم جامعه علوی بهشمار میآیند؛ زیرا منعکس کننده مباحث جاری جامعه هستند و در اصل بخش بزرگی از روند همکاری یا تقابل میان جامعه علوی و ساختار سیاسی را متأثر از این مسائل میباشد.
اگرچه علویان جمعخانهها را به عنوان عبادتگاه میبینند؛ اما یافتهها حاکی از آن است که رهبران مذهبی علوی (ددهها) عموماً به عنوان مرجع شناخته نمیشوند. علاوه بر این، به رسمیت شناختن جمعخانهها به عنوان مکانهای عبادت و پوشش هزینههای آنها توسط دولت، از انتظارات علویان است. ماهیت اجباری کلاسهای فرهنگ و اخلاق دینی نیز مورد توجه علویان است.
در این زمینه، آنها انتظار دارند که یک معلم علوی، مطالعات دینی را تدریس کند، یا اگر این امکان وجود ندارد، معلمان آموزش دینی باید دانش کافی از علویگری داشته باشند. همچنین اعتقاد بر این است که علویگری به طور خلاصه در کتابهای درسی آموزش دینی پوشش داده شده است و این باید گسترش یابد. اگر پیشرفتی در این مسائل حاصل نشود، آنها خواستار انتخابی شدن کلاسهای آموزش دینی یا حتی لغو کامل آنها هستند.
نکته مهم دیگر مربوط به دیدگاههای آنها در مورد اداره امور دینی است. اداره امور مذهبی (سازمان دیانت) که گمان میرود از هدف اصلی خود منحرف شده باشد، به عنوان نهادی که در خدمت جامعه علوی نیست، تلقی میشود و انتظار میرود که بازیگری باشد که در مورد مسائلی مانند اماکن عبادت علویان (جمعخانهها) و آموزش دینی اجباری راهحل ارائه دهد. همچنین، به زعم آنها مشورت با افراد دارای هویت علوی در مورد این مسائل، برای درک آنچه عموم مردم فراتر از برخی مقامات که در امور علویان نظر داشتند، فکر میکردند، ارزشمند است.
فراتر از این مسائل جاری، موضوعاتی که بر تکامل هویت علوی از یک هویت صرفاً سیاسی به یک هویت پراکنده و سیال نور میافکنند نیز اهمیت پیدا میکنند:
– در حالی که علویگری یک سیستم اعتقادی مبتنی بر الله، محمد و علی را اتخاذ میکند، یک ساختار اعتقادی و عبادی التقاطی متشکل از عناصری از ادیان مختلف را نیز آشکار میکند.
– جنبه مذهبی علویگری به دلیل تأثیراتی مانند شهرنشینی و مدرنیزاسیون تضعیف شده است؛ حفاظت از بشریت و طبیعتی که بخشی از آن است، عشق به انسانها، حیوانات و طبیعت به عناصری تبدیل شدهاند که اهمیت بیشتری نسبت به عبادت دارند.
– علویگری به عنوان یک باور، فلسفه یا فرهنگ تعریف میگردد و نتیجه گرفته میشود که «ماهیت آزادیخواهانه علویگری، تغییر شرایط زندگی و سیاستهای استحاله اعمال شده بر علویان در ایجاد این تعاریف مختلف تأثیرگذار بودهاند».
در نتیجه این عوامل، مشخص میشود که هویت علوی را نمیتوان صرفاً به عنوان یک باور، یک سیاست یا یک فرهنگ در نظر گرفت و علویگری در دوران پسامدرن، شخصیتی سیال و چندرگهای پیدا کرده است. علویگری امروز «نه کاملاً مذهبی است و نه کاملاً سیاسی؛ بلکه هویتی سیال است که با ویژگیهای مذهبی و سیاسی و همچنین ویژگیهای فرهنگی و فلسفی آمیخته شده است».
بهعنوان مثال، طراحی داخلی جمعخانهها مبتنی بر نمادهای فرهنگی علوی-بکتاشی است و این نمادها در چیدمان فضایی به گونهای منعکس میشوند که با رفتارهای افراد و تعاملات آنها در جامعه سازگار باشد. استفاده از دوازده عنصر ساختاری که نمایانگر دوازده امام معصوم(ع) هستند، یا ترکیب عملکرد و نمادگرایی در رنگها و نقوش خاص در فضا، نشان میدهد که کدهای رفتاری جامعه به بیان فضایی تبدیل میشوند. علاوه بر این، جمعخانهها نه تنها مکانهایی برای انجام مراسم هستند، بلکه فضاهایی هستند که افراد هویت اجتماعی و فرهنگی خود را ابراز میکنند و با جامعه تعامل دارند و نقش آفرنی میکنند.
تغییر ماهیت هویتی هر جامعه و ملیتی در هر دوره و عصری امری طبیعی است؛ با این وصف آنچه مهم است مراقبت از روند تغییر و الگوپذیریهای نوین است که نسل جدید را با هویت جدید و با عناصر نوین و متفاوتی مواجه میکند. به نظر میرسد در خصوص مراقبت از روند تغییر ماهیت هویتی جامعه علوی ترکیه و دیگر نقاط جهان، توجه به چند نکته مهم خالی از لطف نیست:
– با توجه به «در اقلیت بودگی» جامعه علوی در ترکیه و دیگر نقاط جهان، روند تغییر و دگرگونی ماهیت هویتی این جامعه همواره در طول تاریخ بیشتر متأثر از اجبار خارجی بوده و نتیجتاً دچار انحرافات در ابعاد مختلف عبادی و آیینی شده است و این روند همچنان با کمی تغییر در شدت و ضعف، ادامه دارد؛
– ساختارهای سیاسی فعلی، همانند دوران امپراتوری عثمانی به دنبال تغییر مطبوع در ماهیت هویتی جامعه علوی هستند و در این خصوص اقدامات فرهنگی و دینی، سیاسی و … لازم را بعمل میآورند؛
– در دوره کنونی با بهرهمندی جامعه علوی از تحولات و پیشرفتهای دموکراتیک و مدرنیسم در ترکیه و دیگر نقاط جهان، بخشی از رهبران علوی به دنبال تغییر دلبخواهانه از ماهیت هویتی علوی هستند که تداوم این وضعیت در کنار سیالیت و چندپارگی سیاسی، شاکله مذهبی و آیینی این جامعه را هم دچار همان مسئله و بحران خواهد کرد؛
– جهان غرب با محوریت برخی از کشورهای اتحادیه اروپا، به دنبال تعریف هویتی جدید از علویگری هستند و قصد تأسیس مدل سومی از مذاهب اسلامی به عنوان «مذهب علویگری» هستند که هدف اصلی آن ایجاد تحرکات علیه جوامع شیعی و اهل سنت میباشد؛
– در برخی مناطق نظیر بالکان و غرب آسیا استعمار نوین به دنبال اتحاد با اقلیتها و تأسیس دولتهای جدید تحت عناوین علوی – بکتاشی و … است که تحقق آن قدمی دیگر برای ایجاد تحریفات در ماهیت هویتی و سیالیت در بینش سیاسی و سیاستورزی در عرصه میدان است؛ طبیعی است همکاری میان ساختارهای سیاسی و نهادهای دینی در جوامع اسلامی به ویژه در کشورهایی که دارای هویتهای اقلیتی مذهبی و قومی هستند، امر مهم «حفاظت از تهدیدات موجود و احتمالی و مراقبت از تغییرات عمدی و منحرفانه» را جامه عمل خواهد پوشاند.






