چقدر باید نسبت به پانترکیسم نگران بود؟
پانترکیسم همواره بهعنوان یک تهدید امنیتی و هویتی، بهویژه در حوزه سیاست خارجی ایران در قفقاز، مطرح بوده و ابزاری در دست رقبای منطقهای و غربی علیه تهران قرار گرفته است. اما آیا این پدیده، آنطور که تصور میشود، توانایی تجزیهطلبی در مقیاس بزرگ در ایران را دارد؟ این تحلیل با بررسی دلایلی چون ادغام عمیق شهروندان آذری در تار و پود ملت ایران، عدم اتحاد استانی و فقدان زیرساختهای سازمانیافته، نتیجه میگیرد که پانترکیسم در ایران بیش از یک ایدئولوژی شورشی، یک گفتمان هویتی و یک چالش سیاسی – امنیتی مشروط است که ترس بیمورد از آن، مانع بهکارگیری ظرفیتهای ملی در منطقه میشود.
علی کاظمخانلو، کارشناس مسائل قفقاز
اندیشکده زاویه: جمهوری اسلامی ایران با تهدیدهای امنیتی زیادی، از جمله پانترکیسم مواجه است که باید برای دفع آن ـ مانند سایر تهدیدها ـ تدابیر هوشمندانه و متناسبی در نظر گرفت. هوشمندی این تدابیر در وهله اول نیازمند شناخت واقعی و درک صحیح تهدید پانترکیسم است. در واقع، برای دفع هرچه بهتر این تهدید، نخست باید ابعاد آن، بهویژه میزان و سطح واقعی آن را شناخت. در غیر این صورت، متحمل هزینههای غیرضرور شده و ظرفیتهایی که میتوانند در راستای منافع سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، امنیتی و اقتصادی کشور قرار بگیرند، خنثی میشوند.
پانترکیسم تهدیدی است که از دروازه فرهنگ و هویت وارد میشود، ادعای استقلال کرده و با حرکت به سمت جداییطلبی به امنیت ملی حمله میکند. این پدیده همواره در تصمیمها و سیاستگذاریهای خارجی ایران در حوزه قفقاز تأثیرگذار بوده است؛ بهطوری که در مذاکرات با کشورهای حامی آن در منطقه، از آنها خواسته شده است که پانترکهای ایرانی را تحریک و حمایت نکنند. از طرف دیگر، طرف مقابل نیز همواره از این عامل بهعنوان ابزار استفاده و بهصورت شفاف و آشکار اظهار کردهاند که اگر ایران ملاحظات آنها را در نظر نگیرد، آنها نیز از پانترکیسم در ایران حمایت میکنند.
به این ترتیب، این تهدید و تأثیرگذاری برخی کشورهای منطقه بر آن به یکی از موانع طراحی الگوی رفتاری مناسب در قفقاز و عامل خنثی شدن ظرفیتهای کشور تبدیل شده است. حمایت برخی بازیگران منطقه و کشورهای غربی، از جمله رژیم صهیونیستی و انگلیس از نقش حامیان این تهدید، نگرانی از پانترکیسم را افزایش داده است. این نگرانی باعث شده است که ایران نتواند از ابزارهای خود در منطقه استفاده کند؛ زیرا همیشه از تحریک و حمایت کشورهای فوق از پانترکهای داخل کشور ملاحظات جدی وجود دارد.
وجود پانترکیسم در ایران را نمیتوان منکر شد، اما به چند دلیل، میزان نفوذ و توان آن برای تجزیهطلبی در کشور بهحدی نیست که باعث واهمه و ملاحظاتی بین مقامات و بهدنبال آن ابزاری برای برخی کشورها علیه ایران شود. این دلایل عبارتند از:
نخست، قریب به اتفاق شهروندان آذری در ایران این جمله را به زبان میآورند که «من متولد شهرهای شمالغرب کشور و آذری هستم و در آنجا زندگی کردهام. مردم این منطقه با وجود مشکلات اقتصادی و گلایههایی که دارند، خواهان جدا شدن از ایران و الحاق به آذربایجان یا ترکیه نیستند».
دوم، با وجود اعتراضهای موجود پیرامون کمبودهایی که همانند سایر نقاط، در استانهای آذرینشین کشور وجود دارد، اختلافنظر میان این استانها و مردم این مناطق، مانع ایجاد اتحاد پانترکیسم با هدف تجزیه در ایران است.
سوم، همانگونه که برخی از کارشناسان خارجی که از بیرون به تحولات و مسائل داخل ایران مینگرند، معتقدند «جامعه آذری عمیقاً در تار و پود ملت ایران ادغام شده است و هیچ نشانی از گرایشهای تجزیهطلبانه در مقیاس بزرگ در آن دیده نمیشود». در واقع، آذریهای ایران عمیقاً در جامعه سیاسی، اقتصادی و نظامی ایران ادغام شدهاند.
چهارم، پانترکیسم در ایران فاقد زیرساختهای سازمانی، از جمله رهبری و جناح مسلح جداییطلب متحد است. به عبارت دیگر، هیچ جنبش سازمانیافته جداییطلبانه جمعی در داخل ایران وجود ندارد. از این رو، میتوان گفت پانترکیسم در ایران بیش از آنکه یک ایدئولوژی شورشی بسیجشده باشد، یک گفتمان هویتی است.
براساس این دلایل است که هم مردم ساکن استانهای آذرینشین، هم بسیاری از کارشناسان داخلی و خارجی نقش این عامل را کمرنگ میدانند. در این میان برخی کارشناسان خارجی نیز وجود دارند که مسئله پانترکیسم در ایران را بسیار مهم تلقی میکنند و آن را ابزاری علیه ایران میدانند؛ اما این بهمعنای تأیید صحت ادعای آنها نیست. اهمیت دادن این کارشناسان به این موضوع منطقی است؛ زیرا این کارشناسان براساس واهمهای که در مقامهای ایرانی وجود داشته و دارد به چنین عاملی اهمیت میدهند و این امری طبیعی است که وقتی فرد یا دولتی به درست یا غلط، از پدیدهای واهمه دارد، یعنی اهمیت دادن به پدیده موردنظر و برجسته کردن آن، روی آن فرد یا دولت تأثیرگذار است و میتوان از این عامل علیه آن فرد یا دولت استفاده کرد. به عبارت دیگر، اگر جمهوری اسلامی ایران از این پدیده واهمه نداشته باشد، این دسته از کارشناسان در ادعای خود تجدیدنظر خواهند کرد.
با وجود اینکه تهدید پانترکیسم برای امنیت ملی ایران عمیق و گسترده نیست، اما تقویتکننده ثانویه رقابتهای منطقهای، عامل مزاحم و آزاردهنده در روابط ایران و برخی کشورهای منطقه و یک پوشش گفتمانی برای گسترش استراتژیک برخی رقبای ایران در محیط پیرامون کشور است. به همین دلیل، نباید آن را به طور کامل نادیده گرفت.
از سوی دیگر، این پدیده زمانی که با قدرت دولتی ترکیب شود، ضریب تهدید امنیتی آن برای ایران افزایش مییابد. تأثیر آن به شدت به این موضوع بستگی دارد که چه کسی آن را تحریک میکند و ترویج میدهد، چه کسانی و با چه سطحی از قدرت دولتی پشت آن قرار دارند. از این رو، این پدیده به جای یک تهدید وجودی فوری، یک چالش سیاسی ـ امنیتی، غیرمستقیم و مشروط برای منافع ملی ایران ایجاد میکند.
برای مقابله با آثار منفی پانترکیسم باید سه نکته را درنظر گرفت: نخست، مقاومسازی فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی آذریهای ایران در برابر این پدیده؛ دوم، عدم ترس از گرایشهای پانترکی و نفوذ برخی کشورهای منطقه بر این پدیده و سوم، شناسایی افراد پانترک که رویکردهای تجزیهطلبانه دارند در جامعه و برخورد قانونی با آنها.
عدم ترس از پانترکیستها نباید مانع از برخورد قانونی با آنها شود. این افراد در جامعه وجود دارند و نمیتوان منکر آن شد. فعالیت پانترکیستها هر چند محدود، نه تنها قابلیت زمینهسازی برای رفتارهای خلاف منافع ملی را در آینده دارد، بلکه در حال حاضر نیز در تصمیمسازیهای صحیح و مناسب درباره برخی کشورهای منطقه اخلال ایجاد میکند. به همین دلیل، مراجع قانونی باید با هر گونه فعالیت پانترکیستی برخورد قانونی کنند.





