چشمانداز روابط ارمنستان با رژیم صهیونیستی
دیدار اخیر معاون وزیر امور خارجه ارمنستان با مدیرکل وزارت خارجه اسرائیل در سرزمینهای اشغالی، نشانهای از گرمتر شدن روابط ایروان و تلآویو است؛ روابطی که اگرچه سابقهای طولانی دارد، اما در سایه رقابتهای منطقهای، بهویژه مناقشه قرهباغ و جایگاه ایران، اکنون در نقطهای تازه و حساس قرار گرفته است.
تحریریه اندیشکده زاویه: واهان کاستانیان، معاون وزیر امور خارجه ارمنستان، در 06 آذر 1404/ ۲۷ نوامبر ۲۰۲۵ به سرزمینهای اشغالی رفت و با ادن بار تال، مدیرکل وزارت امور خارجه اسرائیل، دیدار کرد. طبق بیانیه مطبوعاتی منتشر شده توسط وزارت امور خارجه ارمنستان، در طول این دیدار، هر دو طرف بر آمادگی خود برای تلاش در جهت تقویت روابط بین ارمنستان و اسرائیل، از جمله در حوزههای سیاسی و اقتصادی، و همچنین فرصتهای همکاری در قالبهای دوجانبه و چندجانبه تأکید کردند. به عنوان بخشی از این سفر، دوازدهمین دور از رایزنیهای سیاسی بین وزارتخانههای امور خارجه ارمنستان و اسرائیل برگزار شد.
این در حالی است که نوع روابط تهران با ایروان از یک طرف، و دشمنی رژیم صهیونیستی با جمهوری اسلامی ایران و تلاش برای ضربه زدن به کشور به روشهای مختلف، مذاکرات مقامهای ارمنی با مقامهای صهیونیستی، روابط ارمنستان ـ رژیم اشغالگر و چشمانداز آن را به خودی خود برای ایران حائز اهمیت میکند.
ترسیم بهتر چشمانداز روابط ارمنستان با رژیم صهیونیستی نیازمند فهم و درک روابط گذشته، رویکرد مقامهای دو طرف و موانع و چالشهای این روابط است. از این رو، به طور مختصر و در حد یادداشت کوتاه به این موارد پرداخته میشود.
روابط ارمنستان با رژیم صهیونیستی موضوع جدیدی نیست. ارمنستان از فروردین 1371/آوریل 1992 رابطه خود را با این رژیم آغاز کرد. آنها از همان سالهای آغازین سفیر داشتند، اما سفارتخانههای آنها جنبه رسمی نداشت. سفیر ارمنستان در رژیم صهیونیستی مدتی در قاهره، مدتی در پاریس و مدتی نیز در ایروان مستقر بود. بنابراین، ارمنستان و رژیم صهیونیستی با یکدیگر رابطه داشتهاند؛ اما این رابطه آشکار نبود.
با به قدرت رسیدن نیکول پاشینیان، نخستوزیر ارمنستان در سال 2018، نشانههای تمایل ایروان به گسترش روابط با رژیم صهیونیستی آشکار شد؛ به طوری که ارمنستان در اسفند 1398 اعلام کرد قصد دارد سفیر خود را در سرزمینهای اشغالی مستقر کرده و روابط همهجانبهای با رژیم صهیونیستی برقرار کند. این روند مثبت در روابط دو طرف با جنگ 44 روزه قرهباغ در سال 1399، متوقف شد.
جنگ 44 روزه قرهباغ میان جمهوری آذربایجان و ارمنستان، به دلیل حمایت سیاسی و نظامی صهیونیستها از آذریها، به روابط ایروان ـ تل آویو ضربه زد؛ اما برخلاف برخی تحلیلها که به این ضربه دلخوش بودند، باید گفت که جنگ 44 روزه، روابط ارمنستان با رژیم صهیونیستی را به بحران نکشاند؛ بلکه فقط آن را به حالت تعلیق درآورد و برای مدت اندکی گسترش آن را متوقف کرد؛ زیرا رویکرد پاشینیان و تیم همراه او نسبت به رژیم صهیونیستی و روابط با آن مثبت بوده است. از جمله دلایلی که برای این رویکرد مثبت میتوان بیان کرد، عبارتند از: گرایشهای غربگرایانه دولت پاشینیان، تلاش دولت ارمنستان برای سامان بخشیدن به اقتصاد کشور، جذب سرمایهگذاری بیشتر در ارمنستان، دریافت تکنولوژی و روند افزایشی روابط کشورهای دیگر از جمله اعراب با رژیم صهیونیستی که باید از آن تحت عنوان «ارسال و دریافت علامت» به ارمنستان یاد کرد.
تصمیم ارمنستان برای گسترش روابط با صهیونیستها، بیش از عامل سیاسی و امنیتی، متأثر از عامل اقتصادی بود. به عبارت دیگر، در اتخاذ این تصمیم نیازهای اقتصادی بیش از نیازهای سیاسی نقش ایفا کردند؛ زیرا، نیازهای سیاسی ـ امنیتی ارمنستان از طریق رژیم صهیونیستی مرتفع نمیشد. چرا که مهمترین مشکل ارمنستان، مناقشه با جمهوری آذربایجانی بود که روابط عمیق سیاسی، اقتصادی، نظامی و امنیتی با رژیم صهیونیستی دارد؛ رژیمی که اولویت اول آن در قفقاز جنوبی، جمهوری آذربایجان است؛ نه ارمنستان.
این نگاه دولت ارمنستان، در کنار رویکرد مثبت صهیونیستها به برقراری روابط با ارمنستان مکمل یکدیگرند. اما به نظر میرسد، دلیل اصلی رژیم صهیونیستی برای نگاه مثبت به این روابط، برعکس ارمنستان، سیاسی، امنیتی و ژئوپلیتیکی است. ارمنستان بیش از آنکه بتواند منافع تجاری و اقتصادی برای رژیم صهیونیستی داشته باشد، منافع سیاسی، امنیتی و ژئوپلیتیکی برای آن دارد. حضور در این کشور برای تنگ کردن فضا برای ایران، فعالیتهای اطلاعاتی و امنیتی، تخریب روابط اجتماعی و سیاسی ارمنستان با ایران و تغییر فضای ضد یهودی از جمله مهمترین این منافع هستند.
وجود پیشینه مثبت روابط ارمنستان و رژیم صهیونیستی و همینطور رویکرد مثبت دولت پاشینیان و نتانیاهو به برقراری روابط، این سؤال را متبادر به ذهن میکند که چرا این روابط تا به امروز گسترش نیافته است؟ وجود موانع و چالشها، اصلیترین پاسخ به این سؤال است.
یکی از چالشهای برقراری روابط آشکار و جامع میان ارمنستان با رژیم صهیونیستی، ج.ا.ایران بود. در واقع، ایروان به دلایل مختلفی که به آن اشاره شد به برقراری روابط با این رژیم تمایل داشت، اما برای ارامنه، واکنش ایران و پیامدهای آن نیز حائز اهمیت بود. در واقع، زیانهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی احتمالی ناشی از واکنش ایران در به تأخیرانداختن تقویت روابط بیتأثیر نبود.
مانع مهم دیگر، مناقشه قرهباغ میان جمهوری آذربایجان و ارمنستان بود. با وجود تمایل ارمنستان به تقویت روابط با رژیم صهیونیستی، روابط گسترده و عمیق این رژیم با جمهوری آذربایجان، مانع از انجام این امر میشد. صهیونیستها نمیخواستند تقویت روابط با ارمنستان، به قیمت از دست دادن جمهوری آذربایجان تمام شود؛ زیرا، از نظر آنها جمهوری آذربایجان به دلایلی همچون نگاه مثبت این کشور به عنوان کشوری شیعه به رژیم صهیونیستی و روابط پرتنش با ایران، یک دارایی راهبردی است.
امروز، این چالشها و موانع برطرف شدهاند. به نظر میرسد ارمنستان، وضعیت موجود منطقه، بهویژه وضعیت جمهوری اسلامی ایران را متفاوت از قبل میبیند. گامهای دولت پاشینیان در مسیری برخلاف منافع و ملاحظات جمهوری اسلامی ایران، به این معناست که ایروان نقش و تأثیرگذاری ایران را در حال حاضر کمتر از گذشته میداند. این نگاه ناشی از فشارهای همهجانبه سیاسی و اقتصادی آمریکا و متحدانش بر تهران است.
علاوه بر این، با بازگردان قرهباغ به جمهوری آذربایجان و نزدیک شده به توافق صلح میان باکو و ایروان، مانع دوم نیز برطرف شده است. به گونهای که اگر صهیونیستها روابط خود را با ارامنه تقویت کنند، آذریها آزرده خاطر نخواهند شد.
گفتنی است اگرچه برخی سیاستهای ارمنستان در سطح منطقه، از جمله به رسمیت شناختن فلسطین، در روابط میان این کشور با رژیم اشغالگر چالش ایجاد میکند، اما این چالش عمیق نیست و اهداف کلانتر صهیونیستها از برقراری روابط با ارمنستان این چالش را پوشش میدهد.
نتیجه ای که به دست میآید این است که وقتی ارمنستان و رژیم صهیونیستی پیشینه بدی در روابط نداشتند، مقامهای دو طرف نسبت به گسترش روابط نگاه مثبتی دارند و موانع اصلی موجود از میان برداشته شده است، دور از انتظار نیست این روابط گسترش یابد و چشمانداز آن به نفع دو طرف مثبت باشد.






