پتانسیل توافقنامههای ابراهیم بدون ترکیه محقق نخواهد شد
پس از آتشبس غزه، خاورمیانه در آستانه یک تغییر شکل منطقهای قرار گرفته است. تحلیلگر فلسطینی – اسرائیلی در شورای آتلانتیک استدلال میکند که برای تضمین پایداری توافقات و موفقیت طرحهای بلندمدت مانند توافقنامههای ابراهیم، مشارکت ترکیه حیاتی است. این در حالی است که روابط آنکارا و تلآویو در پایینترین سطح قرار دارد و غرب باید با دیپلماسی ظریف، ترکیه را به عنوان یک شریک برابر در پروژههای زیرساختی و بازسازی غزه ادغام کند.
اندیشکده زاویه: غیده ریناوی زعبی سیاستمدار سابق فلسطینی – اسرائیلی است که از سال ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۳ به عنوان اولین معاون زن عرب رئیس پارلمان در کنست اسرائیل خدمت کرد، در وبسایت اندیشکده «شورای آتلانتیک» نوشت:
در روزهای پس از آتشبس غزه که در ۱۳ اکتبر در شرمالشیخ حاصل شد، خاورمیانه فرصتی نادر برای تغییر شکل منطقه دید. درگیریها فروکش کرده بود، اما ترتیبات منطقهای همچنان شکننده بود. برای غرب و متحدانش، چالش اصلی، وادار کردن اسرائیل و حماس به رعایت آتشبس و طرح بیست مادهای دولت دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده، به عنوان پایهای برای ایجاد ثبات بلندمدت است.
در این زمینه، ورود ترکیه به روند اقتصادی و دیپلماتیک را میتوان به عنوان امتداد طبیعی توافقنامههای ابراهیم دانست که چهارچوبی برای همکاری منطقهای ایجاد کرد. هرچه روند شرمالشیخ بیشتر گسترش یابد و هماهنگی امنیتی و اقتصادی با ترکیه را در بر بگیرد، احتمال اینکه آتشبس به دروازهای برای یک توافق جامع منطقهای تبدیل شود، بیشتر میشود.
مشارکت ترکیه – حتی اگر به عنوان میانجی اصلی نباشد – پیام مهمی ارسال کرد مبنی بر اینکه آنکارا حاضر نیست از بحث منطقهای کنار گذاشته شود. رجب طیب اردوغان، رئیس جمهور ترکیه، بر تعهد ترکیه به بازسازی بشردوستانه، همکاری در زمینه انرژی و هماهنگی اقتصادی منطقهای تأکید کرده است. اینها اهدافی هستند که به خوبی با روح توافقنامههای ابراهیم، که هدف آن تبدیل رقابتها به مشارکتهای منطقهای است، همسو هستند.
با این حال، واقعیت سیاسی پیچیده است. روابط بین ترکیه و اسرائیل در پایینترین سطح بیسابقهای قرار دارد. در ترکیه، فشار عمومی بر اردوغان افزایش یافته و رئیس جمهور را وادار کرده است که پس از جنگ غزه، موضع سختگیرانهای اتخاذ کند. این امر در انتخابات محلی مارس 2024، زمانی که حزب مخالف اصلی ترکیه، حزب جمهوریخواه خلق، دستاوردهای قابل توجهی کسب کرد، منعکس شد. و به دنبال چنین فشارهایی، آنکارا تصمیم گرفت تجارت با اسرائیل را در ماه اوت به حالت تعلیق درآورد.
با این حال، در دوران تنش در گذشته، روابط تجاری و انرژی بین دو کشور به دلیل منافع متقابل دوام آورد. در واقع، تجارت بین دو کشور تقریباً به هفت میلیارد دلار در سال ۲۰۲۳ رسید و ترکیه به یکی از پنج شریک تجاری برتر اسرائیل تبدیل شد.
اکنون، با باز شدن یک پنجره دیپلماتیک جدید، فرصتی برای بازگرداندن روابط به مسیری عملگرایانه به عنوان بخشی از چشمانداز وسیعتر ادغام منطقهای وجود دارد. مشارکت ترکیه در ابتکارات مربوط به توافقنامههای ابراهیم و پروژههای زیرساختی فراملی مانند مجمع گاز شرق مدیترانه و تکرارهای آینده پروژه کریدور هند – خاورمیانه – اروپا (IMEC)، به ایجاد منافع اقتصادی همپوشان کمک میکند که تقابل را محدود کرده و گفتگو را ترویج میدهد. عدم مشارکت ترکیه، خطر نهادینه شدن طرحهای ادغام رقابتی را به جای همگرایی به سمت یک چارچوب همکاری واحد به همراه دارد. در پاسخ به کنار گذاشته شدن ترکیه از پروژه IMEC، آنکارا از همکاری با عراق، قطر و امارات متحده عربی در پروژهای جایگزین به نام پروژه «جاده توسعه» خبر داد. به حاشیه راندن بیشتر احتمالاً هماهنگی آنکارا با مسکو ، تهران و پکن در مورد مسیرهای حمل و نقل و انرژی را عمیقتر خواهد کرد.
در این زمینه، مسئولیت نیز بر عهده غرب است. تعامل سازنده با ترکیه به معنای حمایت کامل از سیاستهای آن نیست، بلکه به معنای به رسمیت شناختن اهمیت آن برای ثبات منطقهای است. غرب باید برای مشارکت دادن آنکارا در طرحهای بازسازی غزه، توسعه مسیرهای حمل و نقل و پروژههای مشترک انرژی اقدام کند. این امر میتواند از تجزیه اقتصادی جلوگیری کند و منطق همکاری ناشی از توافقنامههای ابراهیم را تعمیق بخشد. در عمل، این فرصتی برای بهروزرسانی توافقنامههای ۲۰۲۰ و تبدیل آنها از یک چارچوب عادیسازی دوجانبه به یک ترتیب چندجانبه برای ادغام منطقهای است.
چالش اصلی، اعتماد است. ترکیه به دنبال اطمینان از این است که به حاشیه رانده نشود، در حالی که اسرائیل و کشورهای عربی که توافقنامه ابراهیم را امضا کردند، از نفوذ بیش از حد ترکیه میترسند. در اینجا، ایالات متحده، اتحادیه اروپا و کشورهای خلیج فارس باید دیپلماسی ظریفی با ترکیه داشته باشند. همکاری هدفمند در حوزههای اقتصادی و مدنی، انرژی سبز، آب، دیجیتالسازی و زیرساختها میتواند بستری برای ایجاد تدریجی اعتماد فراهم کند. مشارکت ترکیه در چنین ابتکاراتی، پیام شرکا به فلسطینیها را نیز تقویت میکند که بازسازی غزه فقط یک پروژه اسرائیلی-غربی نیست، بلکه بخشی از یک ترتیبات منطقهای گستردهتر است. مشارکت ترکیه در چنین ابتکاراتی، پیام بینالمللی به فلسطینیها را نیز تقویت میکند که بازسازی غزه فقط یک پروژه اسرائیلی-غربی نیست، بلکه بخشی از یک ترتیبات منطقهای گستردهتر است.
تجربه توافقنامههای ابراهیم نشان داده است که وقتی رقبای سابق کانالهای ارتباطی و تجاری را باز میکنند، سازوکارهای خویشتنداری متقابل ایجاد میشود. از این نظر، ادغام ترکیه در حلقه کشورهای شرکتکننده در این توافقنامهها گامی طبیعی و ضروری است. فراتر از آن، حضور ترکیه در پروژههای منطقهای، بُعد ژئوپلیتیکی کلیدی به سیستم توافقنامهها اضافه میکند و در نتیجه روابط ژئوپلیتیکی آنکارا با ایران را متعادل کرده و به مشروعیت گستردهتر در جهان عرب کمک میکند. بنابراین، غرب، ایالات متحده، اسرائیل و کشورهای خلیج فارس علاقه آشکاری به مشارکت ترکیه، نه به عنوان یک دشمن، بلکه به عنوان یک شریک منطقهای دارند. همکاری اقتصادی با آنکارا میتواند به عنوان موتور رشد عمل کند و تکیهگاهی برای ثبات سیاسی فراهم کند. در عین حال، میتواند منطق استراتژیک توافقنامههای ابراهیم را تقویت کند و از تبدیل شدن امضاکنندگان به یک باشگاه بسته که خطوط جدید اختلاف ایجاد میکند، جلوگیری کند.
در نهایت، خاورمیانه پس از جنگ به سازوکارهای جدید همکاری نیاز دارد. ادغام ترکیه در این چارچوب، نه به عنوان یک بازیگرِ قابل مدیریت، بلکه به عنوان یک شریک برابر، میتواند توافقنامههای ابراهیم را به نسخهای پیشرفته از ادغام منطقهای تبدیل کند که در آن بازسازی غزه، انرژی و اتصال حمل و نقل عناصر کلیدی هستند که به عنوان اهرمی برای همکاری واقعی عمل میکنند. اگر غرب و متحدانش این رویکرد را اتخاذ کنند، توافقنامه شرمالشیخ نه تنها به عنوان یک آتشبس، بلکه به عنوان اولین گام به سوی خاورمیانهای یکپارچهتر، باثباتتر و مرفهتر به یاد خواهد ماند.






