توافق دفاعی ایروان – آتن؛ بازآرایی ژئوپلیتیک در مقابل ترکیه و روسیه
امضای توافقنامه دفاعی میان ارمنستان و یونان نشان میدهد ایروان برای فاصلهگیری تدریجی از چتر امنیتی روسیه و حرکت به سمت تنوعبخشی به شرکای اروپایی است. در سوی دیگر، آتن نیز با این اقدام، میکوشد دامنه موازنهسازی خود در برابر ترکیه را از شرق مدیترانه به قفقاز جنوبی گسترش دهد و نقش خود را بهعنوان یک بازیگر فعال امنیتی بازتعریف کند.
علی خوانساری، پژوهشگر روابط بینالملل
اندیشکده زاویه: در ۱۸ دسامبر، رایزنیهای ارمنستان و یونان در مورد مسائل دفاعی در ایروان برگزار شد و دو کشور یک برنامه همکاری دفاعی دوجانبه برای سال ۲۰۲۶ امضا کردند. طرفین در مورد نتایج سال 2025 و برنامههای سال 2026 گفتگو کردند. آنها تأکید کردند که به لطف تلاشهای مشترک، همکاری به سطح کیفی جدیدی رسیده است. طبق برنامه همکاری امضا شده برای سال آینده، قرار است دهها رویداد در هر دو کشور برگزار شود.
امضای برنامه همکاری دفاعی دوجانبه میان ارمنستان و یونان برای سال ۲۰۲۶ که شامل دهها رویداد مشترک در حوزههای نظامی، آموزشی و نهادی است، صرفاً یک توافق فنی یا نمادین نیست. این اقدام در بستری از تحولات ژئوپلیتیک گستردهتر در قفقاز جنوبی و شرق مدیترانه معنا پیدا میکند؛ بستری که در آن هم نظم امنیتی سنتی دچار فرسایش شده و هم بازیگران متوسط بهدنبال بازتعریف جایگاه خود در محیطی ناپایدار و چندلایه هستند. از این منظر، توافق اخیر بیش از آنکه محصول یک نیاز کوتاهمدت باشد، بازتابدهنده تلاش دو کشور برای بازآرایی تدریجی نقش خود در معادلات منطقهای است.
زمینههای شکلگیری همکاری
برای ارمنستان، این توافق بخشی از روند تدریجی فاصلهگیری از وابستگی یکجانبه امنیتی به روسیه و حرکت به سمت تنوعبخشی به شرکای دفاعی محسوب میشود. تحولات سالهای اخیر در قفقاز جنوبی و کاهش توان یا اراده مسکو برای ایفای نقش تضمینکننده امنیت، این واقعیت را برای ایروان آشکار کرده که تداوم الگوی امنیتی گذشته پرهزینه و غیرقابل اتکاست.
در چنین شرایطی، ارمنستان بهدنبال ایجاد شبکهای از روابط مکمل با بازیگران غیرهمسایه اما همسو از نظر سیاسی است؛ کشورهایی که ضمن داشتن حساسیتهای مشترک نسبت به ترکیه و آذربایجان، فاقد موانع تاریخی یا ژئوپلیتیک جدی برای همکاری با ایروان هستند. یونان دقیقاً در همین چارچوب قابل فهم است: شریکی دور از جغرافیای مناقشه، اما نزدیک از نظر محاسبات سیاسی.
در سوی دیگر، یونان نیز همکاری با ارمنستان را در امتداد سیاست تثبیت موقعیت خود بهعنوان یک بازیگر فعال امنیتی در محورهای پیرامونی ترکیه دنبال میکند. آتن طی سالهای اخیر کوشیده شبکهای از همکاریهای سیاسی و نظامی با کشورهایی شکل دهد که یا در رقابت مستقیم یا در تنش ساختاری با آنکارا قرار دارند. از نگاه یونان، ارمنستان نه یک شریک راهبردی بزرگ با توان اثرگذاری مستقل، بلکه یک حلقه مکمل در زنجیره موازنهسازی است؛ حلقهای که میتواند دامنه جغرافیایی رقابت با ترکیه را به سطوحی فراتر از شرق مدیترانه گسترش دهد، بدون آنکه هزینههای یک تقابل مستقیم را به آتن تحمیل کند.
ابعاد سیاسی و نظامی همکاری
اگرچه محتوای رسمی توافق بر آموزش، تبادل تجربیات، رزمایشهای محدود و همکاریهای نهادی متمرکز است، اما پیام سیاسی آن بهمراتب مهمتر از بعد نظامی است. این همکاری بیش از آنکه بهدنبال تغییر فوری توازن قوا باشد، حامل یک سیگنال سیاسی روشن است: ارمنستان میخواهد نشان دهد که در انزوای راهبردی قرار ندارد و قادر است روابط امنیتی خود را فراتر از چارچوبهای سنتی تعریف کند؛ یونان نیز میکوشد اثبات کند که نقش امنیتیاش محدود به جغرافیای کلاسیک شرق مدیترانه نیست.
از منظر نظامی، باید واقعبین بود. ظرفیتهای دفاعی یونان هرچند در مقایسه با ارمنستان پیشرفتهتر است، اما این همکاری در کوتاهمدت به انتقال فناوریهای حساس، ایجاد بازدارندگی مستقیم یا تغییر موازنه میدانی منجر نخواهد شد. اهمیت اصلی توافق در سطح نهادی و انسانی نهفته است: آموزش افسران، آشنایی با الگوهای سازمانی غربی، ارتقای هماهنگی میان نهادهای دفاعی و ایجاد کانالهای ارتباطی پایدار. این مؤلفهها در بلندمدت میتوانند کیفیت تصمیمسازی دفاعی ارمنستان را بهبود دهند و انعطافپذیری راهبردی آن را افزایش دهند، هرچند اثر فوری و نمایان نداشته باشند.
پیامدهای منطقهای
در سطح منطقهای، این نزدیکی بهطور طبیعی با حساسیت ترکیه و آذربایجان مواجه خواهد شد، اما بعید است واکنشی تند یا فوری در پی داشته باشد. همکاری ارمنستان و یونان در حال حاضر بیشتر در سطح «سیاسی نمادین با پشتوانه نظامی محدود» قرار دارد و به همین دلیل از آستانه تحریکآمیز عبور نمیکند. با این حال، در کنار گسترش روابط ارمنستان با فرانسه و برخی دیگر از بازیگران اروپایی، میتواند نشانهای از شکلگیری یک گرایش تدریجی به سمت اروپا در سیاست امنیتی ارمنستان باشد؛ گرایشی که اگر تداوم یابد، پیامدهای بلندمدتتری برای جایگاه این کشور در معادلات قفقاز خواهد داشت.
برای یونان نیز این توافق بخشی از تصویر بزرگتری است که در آن آتن میکوشد خود را نه صرفاً یک بازیگر ملی، بلکه یک گره ارتباطی در شبکههای امنیتی چندمنطقهای معرفی کند. چنین نقشی هم برای افزایش وزن یونان در اتحادیه اروپا اهمیت دارد و هم در رقابت راهبردی این کشور با ترکیه، کارکرد سیاسی و نمادین قابلتوجهی ایجاد میکند.
برآیند تحولات
در مجموع، توسعه روابط سیاسی نظامی ارمنستان و یونان بیش از آنکه یک نقطه عطف امنیتی تعیینکننده باشد، یک حرکت حسابشده ژئوپلیتیک است. این همکاری نه توان تغییر فوری معادلات قفقاز جنوبی را دارد و نه بهتنهایی میتواند موازنهای جدید خلق کند، اما نشانهای مهم از تغییر الگوی رفتاری ارمنستان در حوزه امنیت و تداوم راهبرد موازنهسازی یونان در قبال ترکیه است.
اگر این مسیر با عمق نهادی، تداوم سیاسی و پیوند مؤثر با سایر بازیگران اروپایی همراه شود، میتواند در میانمدت وزن ژئوپلیتیک هر دو طرف را افزایش دهد. در غیر این صورت، این همکاری در سطح یک ابتکار نمادین باقی خواهد ماند؛ ابتکاری که بیش از آنکه اثر نظامی ملموس داشته باشد، حامل پیام سیاسی و راهبردی است.






