چرا قفقاز جنوبی در چشم‌انداز تغییر شکل‌یافته پس از اوکراین اهمیت دارد؟

  • 2025-12-15 10:30

حل و فصل احتمالی مناقشه اوکراین، توجه ژئوپلیتیکی را به سمت قفقاز جنوبی تغییر می‌دهد. ظرفیت محدود روسیه، علاقه روزافزون غرب به کریدورهای منطقه‌ای و نقش تثبیت‌کننده آذربایجان، پویایی‌های استراتژیک جدیدی را ایجاد می‌کند. صلح پایدار با ارمنستان می‌تواند آذربایجان را به عنوان یک بازیگر مستقل کلیدی در معماری امنیتی نوظهور اوراسیا قرار دهد.

اندیشکده زاویه: همزمان با پدیدار شدن اولین نشانه‌های تحرک دیپلماتیک پیرامون پرونده اوکراین، نظام بین‌الملل در حال آماده شدن برای مرحله جدیدی از توزیع مجدد توجه و منابع است. قفقاز جنوبی به ناچار از جمله مناطقی است که قدرت‌های بزرگ ممکن است پس از سال‌ها درگیری در اوکراین، به آن بازگردند. حتی احتمال توافق، شرایط را برای یک بازآرایی استراتژیک ایجاد می‌کند و در این دوره گذار، توانایی بازیگران منطقه‌ای برای سازگاری با منطق در حال تغییر مراکز قدرت جهانی به ویژه اهمیت می‌یابد.

روسیه مدت‌هاست که فضای پس از فروپاشی شوروی را به عنوان منطقه‌ای با نفوذ ممتاز می‌بیند، با این حال قابلیت‌های فعلی آن نه تنها به دلیل هزینه‌های نظامی و اقتصادی، بلکه به دلیل نیاز به تمرکز بر آسیای مرکزی، جایی که رقابت با چین در کنار فعالیت‌های رو به رشد ایالات متحده و اتحادیه اروپا تشدید شده است، محدود شده است. این امر احتمال تلاش مسکو برای تحمیل سناریوهای جدید در قفقاز جنوبی را کاهش می‌دهد. علاوه بر این، ثبات نسبی که پس از جنگ دوم قره‌باغ پدیدار شد، به طور عینی برای خود روسیه نیز مفید است، زیرا هرگونه جرقه تنش در نزدیکی مرزهای جنوبی آن، خطر سرایت به قفقاز شمالی را به همراه دارد. در این زمینه، آذربایجان – که وضع موجود را تغییر داده و معماری منطقه‌ای جدیدی را آغاز کرده است – توسط مسکو بیشتر به عنوان منبعی برای پیش‌بینی‌پذیری دیده می‌شود تا یک چالش استراتژیک.

در این شرایط، ابتکارات ترانزیتی و زیرساختی که توسط ایالات متحده و شرکای اروپایی‌اش ترویج می‌شوند، اهمیت پیدا می‌کنند. پروژه‌ای که به عنوان «مسیر ترامپ» شناخته می‌شود، نشان دهنده قصد واشنگتن برای پیکربندی مجدد مسیرهای لجستیکی بین اروپا و آسیا و کاهش وابستگی به مسیرهای ناپایدار است. بعید است که مسکو و تهران بتوانند به طور مؤثر با این امر مقابله کنند: روسیه فرصت خود را برای اجرای کریدور پیش‌بینی شده در اعلامیه سه جانبه 2020 از دست داد، در حالی که ایران، که هم توسط فشارهای داخلی و هم محدودیت‌های خارجی محدود شده است، فاقد فضای مانور قاطع است. به همان اندازه مهم است که تماس‌های ایالات متحده و روسیه، با وجود فضای پرتنش، به رفع نقاط اصطکاک کمک می‌کند و احتمال رویارویی آشکار بر سر این پروژه را بسیار کم می‌کند.

در این پیکربندی در حال تحول، آذربایجان به عنوان یک بازیگر مستقل عمل می‌کند که از تبدیل منطقه به عرصه رویارویی نظامی-سیاسی اجتناب می‌کند و در عوض به طور مداوم همکاری اقتصادی را به جای همسویی ایدئولوژیک ترویج می‌دهد. رشد روابط با اتحادیه اروپا، ناتو و ترکیه برای مسکو تعجب‌آور نیست، زیرا باکو هرگز عضویت در نهادهای غربی را دنبال نکرده و به یک سیاست خارجی عمل‌گرایانه و چندوجهی پایبند است. اروپا، به نوبه خود، از نظر ساختاری به منابع انرژی و مسیرهای ترانزیتی آذربایجان علاقه‌مند است، که نقش این کشور را به عنوان یک جزء ضروری از اتصال اروپا-آسیا بیشتر تثبیت می‌کند.

عادی‌سازی روابط بین باکو و ایروان همچنان عنصر کلیدی داخلی ثبات منطقه‌ای است. روند صلح با فشارهایی بر رهبری ارمنستان از منابع داخلی و خارجی روبرو است که آن را در معرض مکث‌ها و نوسانات قرار می‌دهد. با این وجود، منافع اساسی هر دو طرف به طور فزاینده‌ای روشن است: ارمنستان به دنبال کاهش عدم قطعیت ژئوپلیتیکی و تضمین‌های قابل اعتماد است، در حالی که آذربایجان قصد دارد نظم پس از جنگ را تثبیت کند و راهروهای ارتباطی منطقه‌ای را قادر سازد بدون انسداد سیاسی عمل کنند. تفاهمات سه‌جانبه حاصل شده با میانجیگری ایالات متحده، همراه با پیشرفت تدریجی در تعیین حدود مرزی، پایه‌های توافق صلح را نه تنها به یک سند رسمی، بلکه به یک واقعیت سیاسی پایدار تبدیل می‌کند.

اگر حل و فصل مناقشه اوکراین واقعاً آغازگر بازسازی نظام بین‌المللی گسترده‌تر باشد، قفقاز جنوبی می‌تواند دریچه‌ای از فرصت‌های بی‌نظیر را به دست آورد. تضعیف نسبی اهرم روسیه، علاقه روزافزون غرب به کریدورهای منطقه‌ای، نقش منطقه‌ای در حال تحول ترکیه و گسترش قالب‌های همکاری، فضایی را برای آذربایجان ایجاد می‌کند تا جایگاه خود را به عنوان یک مرکز قدرت مستقل تقویت کند. در این زمینه، صلح پایدار با ارمنستان نه تنها یک موفقیت دیپلماتیک، بلکه یک ستون استراتژیک است که می‌تواند به منطقه – پس از دهه‌ها بی‌ثباتی مکرر – اجازه دهد تا به سمت یک مسیر توسعه متعادل‌تر و قابل پیش‌بینی‌تر حرکت کند.

منبع: انجمن خزر آلپ

مطالب بیشتر:

کریدور ریلی ازبکستان – ترکیه؛ دور زدن روسیه و اتصال آسیای مرکزی به اروپا

توافق ازبکستان و ترکیه برای راه‌اندازی قطارهای کانتینری از مسیر ترکمنستان و ایران، تحول مهمی است که افزون بر ابعاد فنی خود، نه‌تنها می‌تواند تجارت و لجستیک منطقه را متحول…

اهداف راهبردی گرجستان از تمرکز بر کشورهای خلیج فارس

گرجستان با حرکتی هدفمند از نیمه دهه ۲۰۲۰ به‌طور فزاینده‌ای روابط خود را با کشورهای حاشیه خلیج فارس، به‌ویژه امارات متحده عربی، گسترش داده است. این سیاست تازه بخشی از…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب پیشنهادی

کریدور ریلی ازبکستان – ترکیه؛ دور زدن روسیه و اتصال آسیای مرکزی به اروپا

کریدور ریلی ازبکستان – ترکیه؛ دور زدن روسیه و اتصال آسیای مرکزی به اروپا

اهداف راهبردی گرجستان از تمرکز بر کشورهای خلیج فارس

اهداف راهبردی گرجستان از تمرکز بر کشورهای خلیج فارس

نقش آذربایجان در گفتگوی ایران و آمریکا

نقش آذربایجان در گفتگوی ایران و آمریکا

چشم‌انداز و چالش‌های همکاری راهبردی ترکیه و کانادا

چشم‌انداز و چالش‌های همکاری راهبردی ترکیه و کانادا

حضور رو به گسترش ترکیه و شفافیت استراتژیک در هند و اقیانوسیه

حضور رو به گسترش ترکیه و شفافیت استراتژیک در هند و اقیانوسیه

چرا ترکیه تداوم نظام سیاسی ایران را به تغییر ترجیح می‌دهد؟

چرا ترکیه تداوم نظام سیاسی ایران را به تغییر ترجیح می‌دهد؟