طرح صلح ترامپ؛ بازتعریف نظم امنیتی اروپا با هزینه اوکراین
دونالد ترامپ طرح صلح ۲۸ مادهای خود برای خاتمه جنگ اوکراین را منتشر کرد؛ طرحی که با الزام اوکراین به واگذاری سرزمینی و چشمپوشی از ناتو، خشم کییف و متحدان اروپایی را برانگیخته و در صورت اجرا، نقشه امنیتی قاره سبز را برای همیشه تغییر خواهد داد.
اندیشکده زاویه – اختصاصی: دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا که در جریان رقابتهای انتخاباتی خود بارها ادعا کرده بود میتواند جنگ اوکراین را ظرف ۲۴ ساعت خاتمه دهد، پس از آنکه سلسله تلاشهای دیپلماتیک در عربستان، ترکیه و آلاسکا به توافقی عملی منجر نشد، اکنون نسخه جدید از طرح صلح خود را منتشر کرده که قرار است مسیر جدیدی را برای مدیریت بحران اوکراین ترسیم کند.
این طرح که در قالب ۲۸ بند تنظیم شده، چشمانداز کاملاً جدیدی برای معماری امنیتی اروپای شرقی ارائه میدهد که بر اساس آن، روسیه ملزم به توقف هرگونه اقدام نظامی علیه کشورهای پیرامونی میشود و در مقابل، ناتو نیز متعهد میگردد گسترش خود به شرق را متوقف کند. در این رویکرد، اوکراین باید بخش قابل توجهی از قلمرو مورد منازعه را واگذار کند.
علاوهبراین، اصلاح قانون اساسی اوکراین برای نهادینهسازی ممنوعیت عضویت در ناتو و تعهد رسمی این ائتلاف نظامی برای عدم گشودن درهای خود به روی کییف، از مهمترین بندهای طرح ترامپ به شمار میآیند. همچنین، در این طرح سازوکارهایی مانند استفاده از داراییهای مسدود شده روسیه برای بازسازی اوکراین، رفع تدریجی تحریمهای غرب، تضمین امنیتی برای کییف و پاسخ قاطع به هرگونه حمله دوباره روسیه در نظر گرفته شده است.
ترامپ که طرح پیشنهادی خود را آخرین فرصت برای توقف فوری جنگ توصیف میکند، با لحن تند زلنسکی را تهدید کرد که کییف تنها یک هفته زمان دارد تا موضع نهایی خود را اعلام کند. او هشدار داده که هرگونه رد این ابتکار به قطع کامل کمکهای اطلاعاتی و نظامی واشینگتن منجر خواهد شد. چنین موضعگیری در عمل به عنوان اهرم فشار مستقیم سیاسی ارزیابی میشود که هدف آن واداشتن کییف به پذیرش توافقی است که از نگاه آمریکا، پایان رسمی جنگ محسوب میشود.
واکنشهای اولیه به طرح ترامپ در اروپا و اوکراین به شدت منفی بود و بسیاری از مقامات اروپایی آن را نه بهعنوان یک مسیر واقعی برای صلح بلکه بازتابی مستقیم از خواستههای کرملین ارزیابی کردند. ولودیمیر زلنسکی، رئیس جمهور اوکراین نیز در نخستین اظهارات خود تأکید کرد که کییف در اصول بنیادینی مانند استقلال، حاکمیت ملی و تمامیت ارضی کوتاه نخواهد آمد و این طرح را معادلهای پیچیده خواند که اوکراین را میان پذیرش ۲۸ شرط سنگین یا مواجهه با «زمستان سخت» قرار میدهد.
با نگاهی فراتر از دو بازیگر اصلی روشن میشود که این ابتکار تأثیرات ژئوپلیتیکی گستردهای برای آمریکا و اروپا دارد، چرا که نه تنها آینده امنیتی اوکراین را بازتعریف میکند بلکه راهبردهای ناتو برای مهار روسیه را نیز دستخوش تغییرات اساسی خواهد ساخت.
دستاوردهای بزرگ برای روسیه
برای روسیه، این طرح به مثابه تثبیت دستاوردهای میدانی و سیاسی در چند حوزه استراتژیک محسوب میشود. در این جنگ، مهمترین مطالبه مسکو توقف گسترش ناتو به شرق بود که در طرح ترامپ رسماً پذیرفته شده و قرار است در اسناد رسمی ناتو نیز ثبت شود. همچنین، یکی از خطوط قرمز اصلی کرملین، یعنی جلوگیری از عضویت اوکراین در ناتو عملاً محقق میشود و کییف باید این موضوع را در قانون اساسی خود نهادینه کند.
در بعد سرزمینی نیز روسیه کنترل مناطق تصرف شده را حفظ میکند که تاکنون از سوی کییف رد میشد اما اکنون در چارچوب یک توافق احتمالی جنبه رسمی پیدا خواهد کرد. علاوهبراین، روسیه از زیر بار تحریمهای سنگین رهایی مییابد و دوباره قادر خواهد بود به اقتصاد جهانی بازگردد.
برای مسکو، شاید چشمگیرترین نتیجه طرح صلح ترامپ این است که ثابت میکند در نخستین رویارویی جدی با ناتو توانسته استقامت نشان دهد، مواجههای که حتی بزرگترین بلوک نظامی جهان نیز نتوانست جایگاه روسیه را تضعیف کند. تحلیلگران غربی اذعان دارند که روند جنگ در سال چهارم نشان دهنده تغییر توازن میدانی به نفع روسیه است و این موفقیت، اعتبار مسکو را در میان قدرتهای نوظهور افزایش داده و امکان معرفی آن به عنوان بازیگری مؤثر در نظم جهانی جدید را فراهم کرده است. از این رو، از منظر بسیاری از کشورها موفقیت روسیه نشانهای از افول هژمونی تکقطبی غرب و آغاز دورهای جدید در روابط بینالملل تلقی میشود.
شکست کییف و ناتو
برای کییف، این طرح در واقع سندی است که پیامدهای فاجعهبار چهار سال جنگ را رسمی میکند. اوکراین در صورت پذیرش طرح، نه تنها بخشهای مهمی از سرزمین خود را از دست خواهد داد بلکه از دستیابی به مهمترین هدف راهبردی یعنی عضویت در ناتو برای همیشه محروم میشود. همین هدف، انگیزه اصلی کییف برای ایستادگی در برابر روسیه و تحمل هزینههای سنگین انسانی و اقتصادی بوده است.
تضمین امنیتی ارائه شده توسط غرب نیز برای کییف عملاً چندان ارزشمند نیست، زیرا اگر این تضمینها واقعاً مؤثر بودند مسیر جنگ در سالهای گذشته به شکل دیگری رقم میخورد. غربیها در عین حمایت تسلیحاتی، هیچگاه حاضر به ورود مستقیم به جنگ با روسیه نشدند و این واقعیت امروز نیز تغییری نکرده است.
برای آمریکا نیز ابعاد این طرح متفاوت خواهد بود، در سطح سیاسی داخلی، ترامپ میتواند خود را قهرمانی معرفی کند که بزرگترین درگیری اروپا پس از جنگ جهانی دوم را متوقف کرده اما در سطح راهبردی، بسیاری از سیاستمداران و مراکز مطالعاتی آمریکا نگرانند که پذیرش این طرح به معنای رسمیت بخشی به شکست راهبردی غرب در مهار روسیه باشد. چرا که شکست ناتو در جلوگیری از پیشروی روسیه پیامدهایی جدی برای اعتبار آمریکا دارد که سنگ بنای نظم امنیتی پس از جنگ سرد بوده است.
از سوی دیگر، اروپا نیز خود را به عنوان یکی از بازندگان کلیدی در میان اضلاع چهارگانه این پازل امنیتی میبیند. هدف اصلی اروپا در حمایت از کییف، تضعیف تدریجی روسیه و ایجاد یک حائل امنیتی در برابر مسکو بود اما نتیجه واقعی جنگ دقیقاً برخلاف این انتظار ظاهر شده است. اکنون روسیه با تقویت موقعیت نظامی و دست برتر در عرصه میدانی بیش از هر زمان دیگری به مرزهای ناتو نزدیک شده است.
درحال حاضر، امنیت اروپا نسبت به چهار سال پیش به شکل قابل توجهی آسیبپذیرتر شده و کشورهای لهستان و حوزه بالتیک آشکارا نسبت به آینده خود احساس نگرانی میکنند. از اینرو، در صورت اجرای طرح ترامپ، اروپا این پیام را دریافت خواهد کرد که واشینگتن بدون هماهنگی با متحدان خود، راهبردی مستقل را پیش گرفته و این میتواند اتحادیه اروپا را به سمت ایجاد ساختار دفاعی مستقل یا حتی تاسیس ناتوی اروپایی سوق دهد.
موانع و چالشهای طرح
طرح ترامپ با مجموعهای از موانع سیاسی و ژئوپلیتیکی جدی مواجه است که احتمال موفقیت آن را محدود میکند. یکی از مهمترین چالشها، ملزم کردن اوکراین به واگذاری بخشهایی از خاک خود به روسیه و اصلاح قانون اساسی برای ممنوعیت همیشگی عضویت در ناتو است که این فشارها نه تنها هزینههای سنگینی به این کشور تحمیل میکند بلکه مشروعیت کییف را نیز تهدید مینماید. مخالفت کشورهای اروپایی نیز مانعی جدی برای اجرایی شدن طرح به شمار میرود و بسیاری از مقامات آن را امتیازی یکجانبه به مسکو و ناسازگار با امنیت قاره اروپا ارزیابی میکنند و نبود اجماع غربی، پیچیدگی اجرای طرح را افزایش داده و تردید کییف را برای پذیرش آن تقویت میکند.
در خاتمه، اگر جنگ اوکراین بر اساس طرحی مشابه پیشنهاد ترامپ خاتمه یابد ساختار تازهای از محدودیتهای ناتو و تغییر موازنه قدرت در اروپا شکل خواهد گرفت. این بحران نشان داد که اتکای کشورها به حمایت غرب، الزاماً به معنای تضمین امنیتی کامل نیست و بسیاری از دولتها ناچار میشوند در محاسبات راهبردی خود تجدیدنظر کنند. همزمان، روسیه با وجود هزینههای هنگفت نقش خود را به عنوان قدرتی اثرگذار بر موازنه ژئوپلیتیکی تحکیم خواهد کرد. بدینترتیب، نظم امنیتی گذشته دیگر قابل بازگشت نیست و شرق اروپا سالها با بیثباتی مواجه خواهد شد، وضعیتی که ناتو تاکنون راهحل مشخصی برای آن ارائه نکرده و مناسبات آینده امنیت اروپا را در هالهای از ابهام قرار میدهد.






