آیا توافق صلح قفقاز جنوبی یک پیروزی برای آمریکا است؟!
واشنگتن تایمز در یادداشتی نوشت: لغو محدودیتهای مرزی آذربایجان با ارمنستان و رسیدن اولین محموله تجاری قزاقستان به ارمنستان از طریق باکو، نقطه عینی از موفقیت استراتژی “صلح از طریق قدرت” ترامپ است. این تحول که در چارچوب توافق صلح آگوست و کریدور ترانزیتی TRIPP صورت گرفته، نه تنها موازنه قدرت را در قفقاز تغییر داده، بلکه پایههای نفوذ بلندمدت آمریکا را در منطقهای که پیش از این تحت سلطه روسیه و ایران بود، تقویت میکند.
اندیشکده زاویه: در ۲۱ اکتبر، الهام علیاف، رئیس جمهور آذربایجان، تصمیمی گرفت که میتواند موازنه قدرت را در یکی از حیاتیترین چهارراههای استراتژیک جهان تغییر دهد: منطقهای که اروپا، آسیا و خاورمیانه را به هم متصل میکند. علیاف در جریان سفری به قزاقستان، محدودیتهای دیرینه بر تجارت و ترانزیت در مرز آذربایجان با ارمنستان را لغو کرد.
همان روز، یک محموله گندم قزاقستان از طریق آذربایجان به ارمنستان رسید. این یک اقدام کوچک اما تاریخی بود که نمادی از چیزی بود که زمانی غیرممکن تصور میشد: آشتی پس از دههها جنگ.
این اقدام، توافقنامههای صلح امضا شده با میانجیگری ترامپ در ماه آگوست را تقویت میکند. این توافقنامه، مسیر ترامپ برای صلح و رفاه بینالمللی، یک کریدور تجاری و حمل و نقل که آذربایجان را به جمهوری خودمختار نخجوان محصور در خشکی و فراتر از آن متصل میکند، را تقویت میکند. TRIPP چیزی بیش از یک زیرساخت است. این یک شاهراه ژئوپلیتیکی است که شرکای طرفدار غرب را به هم متصل میکند و به ایالات متحده نفوذ بلندمدت در منطقهای میدهد که مدتهاست تحت سلطه روسیه و ایران بوده است .
علیاف با عادیسازی روابط تجاری با ارمنستان، یکی از مهمترین نقاط بحرانی منطقه را نیز خنثی کرده است: ترس از اینکه آذربایجان ممکن است به زور کریدوری را از طریق منطقه سیونیک ارمنستان تصرف کند. این به معنای عدم جنگ، عدم بیثباتی و پایههای صلح پایداری است که ترامپ وعده داده بود، اما دستگاه سیاست خارجی واشنگتن هرگز باور نداشت که بتواند محقق شود.
اقدامات علیاف فقط مربوط به تجارت نیست؛ بلکه بخشی از یک استراتژی گستردهتر برای تجدید سازمان نیز هست. آذربایجان نشان میدهد که آیندهاش در دستان ایالات متحده و متحدانش است، نه در دستان مسکو یا تهران. نتایج این امر از قبل قابل مشاهده است. در ۱۳ اکتبر، به دعوت ترامپ و عبدالفتاح السیسی، رئیس جمهور مصر، علیاف در اجلاس شرمالشیخ شرکت کرد که به جنگ اسرائیل و حماس پایان داد. مشارکت باکو، نقش رو به رشد آذربایجان را به عنوان پلی بین کشورهای مسلمان و غرب و به عنوان یک شریک آرام اما توانمند در دیپلماسی خاورمیانه برجسته کرد. این نتیجه ملموس رویکرد ترامپ به صلح از طریق قدرت است.
آذربایجان همچنین یکی از ارزشمندترین شرکای اسرائیل در جهان اسلام است و پتانسیل تبدیل شدن به بخشی از توافقنامههای ابراهیم را دارد. این دو کشور سه دهه همکاری عمیق دفاعی و تبادل اطلاعات داشتهاند. اسرائیل فناوری نظامی را به باکو عرضه کرده است، در حالی که آذربایجان از اسرائیل حمایت اطلاعاتی کرده است. علاوه بر این، آذربایجان با وجود اینکه کشوری با اکثریت مسلمان است، پیوسته افراطگرایی را رد کرده و ثابت کرده است که یک کشور میتواند هویت اسلامی خود را بپذیرد و همچنان متحد قابل اعتماد غرب باشد. این دقیقاً همان مدلی است که واشنگتن باید به آن پاداش دهد.
به همین دلیل است که اقدام دولت ترامپ در بازگرداندن بند ۹۰۷ از قانون حمایت از آزادی مصوب سال ۱۹۹۲، ضروری و استراتژیک بود. بند ۹۰۷ کمکهای نظامی ایالات متحده به آذربایجان را محدود میکند، یادگاری منسوخ از سیاستهای پس از جنگ سرد که دیگر واقعیت را منعکس نمیکند. پس از ۱۱ سپتامبر، دولت جورج دبلیو بوش بند ۹۰۷ را هنگامی که باکو برای کمک به ایالات متحده در مبارزه با تروریسم پا پیش گذاشت، به حالت تعلیق درآورد. در سال ۲۰۲۳، کنگره، تحت فشار لابی ارمنی، پس از درگیریهای مجدد در قرهباغ کوهستانی، این محدودیت را دوباره برقرار کرد. این لغو، شریک وفادار ایالات متحده را مجازات کرد و در عین حال به نفوذ روسیه و ایران پاداش داد.
اقدام ترامپ در بازگرداندن این معافیت در ماه اوت گامی در مسیر درست بود، اما طرح ۹۰۷ باید از طریق اقدام قانونی کنگره به طور کامل لغو شود. این اقدام، دری را برای همکاری دائمی و عمیقتر بین واشنگتن و باکو – در زمینههای دفاعی، ضد تروریسم و امنیت انرژی – باز میکند و به دشمنان نشان میدهد که آمریکا در کنار ملتهایی که صلح و مشارکت را انتخاب میکنند، ایستاده است.
منتقدان، از جمله کمیته ملی ارامنه آمریکا، ادعا میکنند که آذربایجان همچنان بیش از حد به مسکو نزدیک است. شواهد داستان متفاوتی را روایت میکنند. پس از حمله موشکی روسیه که کریسمس گذشته منجر به کشته شدن ۳۸ غیرنظامی آذربایجانی در یک هواپیمای مسافربری شد، باکو مقامات روسی را اخراج کرد، این حمله را محکوم کرد و به واشنگتن نزدیکتر شد. روابط بین علیاف و ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه، به پایینترین حد خود در سالهای اخیر رسیده بود. این وضعیت در نهایت منجر به عذرخواهی شخصی نادر از سوی خود آقای پوتین شد. این به شما نشان میدهد که چه کسی نفوذ خود را در منطقه از دست میدهد و آن ایالات متحده نیست.
علیاف همچنین به شرکتهای آمریکایی دسترسی ترجیحی به پروژههای مرتبط با TRIPP در کریدور زنگزور داده است، که یک شکست استراتژیک دیگر برای روسیه و ایران است. تهران روابط رو به رشد آذربایجان با ایالات متحده و اسرائیل را چالشی مستقیم برای جاهطلبیهای منطقهای خود میداند. در همین حال، پکن، از طریق ابتکار کمربند و جاده خود، مشتاق است از هرگونه نشانهای از تردید آمریکا بهرهبرداری کند. تقویت روابط با باکو مانع از پر کردن این خلا توسط چین و ایران میشود.
مخاطرات نمیتوانست از این بالاتر باشد. قفقاز جنوبی دروازهای است که اروپا، خاورمیانه و آسیای مرکزی را به هم متصل میکند. قدرت جهانی که این کریدور استراتژیک را کنترل میکند، دسترسی به داراییهای کلیدی جهانی، از جمله شبکههای تجارت بینالمللی، زیرساختهای انرژی و خطوط امنیتی را دیکته میکند. این واقعیت ژئوپلیتیکی توسط آقای ترامپ درک شد، که با موفقیت یک توافق صلح را که ثبات و ادغام اقتصادی منطقهای را بر خصومت مداوم اولویت میداد، میانجیگری کرد. این یک استراتژی سیاست خارجی است که بر اساس نتایج ساخته شده است، نه لفاظی.
استراتژی «اول آمریکا»ی ترامپ، متحدان واقعی را پاداش میدهد و دشمنان را باز میدارد، منافع ایالات متحده را تضمین میکند و در عین حال صلح واقعی را تقویت میکند. آذربایجان مشارکت را به جای درگیری انتخاب کرده است و اگر مسیر ترامپ برای صلح و رفاه بینالمللی موفق شود، نفوذ آمریکا را در منطقهای بحرانی تثبیت خواهد کرد و در عین حال روسیه، ایران و چین را تضعیف خواهد کرد. صلح از طریق قدرت آقای ترامپ شعار نیست. این استراتژی در حال کار است.
منبع: واشنگتن تایمز






