«میانجیگری» سلاح نرم ترکیه در نظم نوین جهانی
از دیدگاه دولتمردان آنکارا، هر بحران فرصتی برای اثبات کارآمدی سیاست خارجی و نشان دادن آن به عنوان بدیلی برای قدرتهای غربی است که به گفته هاکان فیدان «در حال از دست دادن کارایی خود» هستند. این نگاه در واقع ادامه همان دکترین «جهان بزرگتر از پنج قدرت است» است که رجب طیب اردوغان، رئیس جمهور ترکیه سالهاست به عنوان نقدی بر ساختار شورای امنیت سازمان ملل مطرح میکند که اکنون در قالب تلاش برای ایجاد چندجانبهگرایی، از طریق ایفای نقش میانجیگری به مرحله عملیاتی رسیده است.
اندیشکده زاویه – اختصاصی: تحولات ژئوپلیتیکی ناشی از سلسله بحرانهای منطقهای، صحنهای تازه در سیاست جهانی گشوده که در آن، برخی کشورها با بازتعریف نقش و منافع خود تلاش میکنند از حاشیه به متن تصمیمسازی بینالمللی راه یابند. در این میان، ترکیه با تکیه بر موقعیت منحصربهفرد خود در تلاقی شرق و غرب و اتخاذ سیاستی هوشمندانه، توانسته از قالب یک بازیگر صرفاً منطقهای فراتر رفته و به کنشگری فعال در شکلدهی معادلات جهانی تبدیل شود.
در حالیکه سیاست خارجی ترکیه در دهههای گذشته عمدتاً بر ارتقای جایگاه منطقهای و تلاش برای پیوستن به اتحادیه اروپا متمرکز بود، اما اکنون درصدد است با تلفیق همکاریهای اقتصادی و نظامی با نقشآفرینی فعال در بحرانهای جهانی، جایگاه خود را در نظام بینالملل ارتقا دهد. در این چارچوب، مفهوم «میانجیگری فعال» به یکی از محورهای کلیدی در گفتمان جدید سیاست خارجی آنکارا تبدیل شده است.
برای ترکیه، این سیاست پاسخی به واقعیت تغییر یافته محیط امنیتی آن است. آنکارا به خوبی دریافته که در دنیای پرتنش امروز، قدرت صرفاً از لوله تفنگ یا میزان تجارت ناشی نمیشود بلکه از ظرفیت تأثیرگذاری بر بحرانها و توانایی میانجیگری میان دشمنان نیز سرچشمه میگیرد.
از این منظر، ابتکار اخیر ترکیه برای میزبانی از کنفرانس آتشبس غزه را باید در همین چارچوب راهبردی تحلیل کرد. بحران غزه که بار دیگر غرب آسیا را در التهاب فرو برده، نه تنها محک جدی برای بیداری وجدان جامعه جهانی، بلکه عرصهای تازه از رقابت میان بازیگران منطقهای به شمار میآید. بنابراین، ترکیه با میزبانی این کنفرانس و گردهم آوردن وزیران خارجه کشورهایی چون امارات، قطر، عربستان سعودی، اردن، اندونزی و پاکستان در پی آن است تا خود را در مرکز دیپلماسی بحران فلسطین قرار دهد.
آنکارا سعی دارد تصویری از ترکیه به عنوان کشوری صلحطلب اما مقتدر ارائه دهد که هم به جهان اسلام تعلق دارد و هم توانایی تعامل با بلوکهای شرق و غرب را دارد. این کنفرانس در واقع تلاش برای بازیابی نقش سنتی ترکیه به عنوان میانجی میان جهان عرب و اسرائیل است که در دوران تنشهای منطقهای و سردی روابط با برخی کشورهای عربی تا حدی رنگ باخته بود.
علاوه بر این ابتکار دیگر ترکیه برای میزبانی از مذاکرات صلح روسیه و اوکراین نشان از رویکردی مشابه دارد. هاکان فیدان، وزیر خارجه ترکیه با اشاره به نقش مهم ترکیه در تسهیل گفتگو بین روسیه و اوکراین تاکید کرد که این کشور میزبان سه دور مذاکرات صلح بین دو طرف بوده و آماده است در مرحله چهارم نیز از مقامات دو کشور میزبانی کند. ترکیه از ابتدای جنگ اوکراین، ضمن محکوم کردن حمله روسیه به اوکراین، روابط نزدیک خود با مسکو را حفظ کرده و در عین حال تلاش کرده در روابط خود با غرب نیز خدشهای وارد نشود.
این سیاست منعطف، ترکیه را به عنوان عضوی از ناتو در موقعیتی کمنظیر قرار داده که همزمان یکی از معدود مسیرهای ارتباطی قابل اعتماد میان کییف و مسکو محسوب میشود. نقش میانجی ترکیه در تبادل زندانیان، توافق صادرات غلات از بنادر اوکراینی و دعوت مکرر دو طرف به گفتگو، همگی نشانههایی از رویکردی است که میتواند ترکیه را به مرکز ثقل دیپلماسی در بحرانها تبدیل کند.
علاوهبر این، میانجیگری برای ترکیه تنها یک اقدام اخلاقی یا انساندوستانه نیست بلکه ابزاری برای کسب مشروعیت بینالمللی و تقویت قدرت نرم تلقی میشود. در جهانی که رقابت نظامی و اقتصادی به اشباع رسیده، توان ایجاد گفتگو و مدیریت بحران شکلی از قدرت است که هزینهای کمتر اما بازدهی دیپلماتیک بالاتری دارد.
در جهانی که رقابتهای نظامی و اقتصادی به نقطه اشباع رسیدهاند، قدرت واقعی در توانایی ایجاد گفتگو، کاستن از تنشها و مدیریت هوشمندانه بحرانها تجلی مییابد، ظرفیتی که هزینهای اندک اما بازدهی دیپلماتیک چشمگیری به همراه دارد.
از دیدگاه دولتمردان آنکارا، هر بحران فرصتی برای اثبات کارآمدی سیاست خارجی و نشان دادن آن به عنوان بدیلی برای قدرتهای غربی است که به گفته هاکان فیدان «در حال از دست دادن کارایی خود» هستند. این نگاه در واقع ادامه همان دکترین «جهان بزرگتر از پنج قدرت است» است که رجب طیب اردوغان، رئیس جمهور ترکیه سالهاست به عنوان نقدی بر ساختار شورای امنیت سازمان ملل مطرح میکند که اکنون در قالب تلاش برای ایجاد چندجانبهگرایی، از طریق ایفای نقش میانجیگری به مرحله عملیاتی رسیده است.
ترکیه به این مسئله واقف است که میانجیگری موفق حتی اگر به توافق نهایی و صلح نینجامد میتواند اعتبار بینالمللی قابل توجهی به همراه داشته باشد. زیرا در عرصه سیاست جهانی، بازیگری که میزبان گفتگو بین طرفهای متخاصم باشد اغلب صاحب روایت نیز میشود. آنکارا با ایفای این نقش نه تنها میتواند بر تصویر خود در رسانههای بینالمللی اثر بگذارد بلکه زمینهساز گسترش نفوذ خود در حوزههای اقتصادی و امنیتی نیز میشود.
بنابراین، هرچه تعداد بحرانهایی که ترکیه در آنها نقش فعال دارد بیشتر شود، وزن ژئوپلیتیکی آن در چشم قدرتهای بزرگ نیز افزایش مییابد. همانگونه که سوئیس در دو قرن گذشته با اتخاذ سیاست بیطرفی و ایفای نقش میانجی میان قدرتهای بزرگ نه تنها تصویری صلحطلبانه از خود ارائه کرده بلکه از رهگذر دیپلماسی آرام و متوازن توانسته اعتماد بازیگران بینالمللی را کسب کند.
آنکارا با فاصلهگیری از گفتمان ایدئولوژیک «عمق استراتژیک» احمد داووداوغلو، اکنون سیاستی عملگرایانه را در پیش گرفته که بر منافع ملموس و تعاملات چندوجهی استوار است. از این رو، ترکیه دیگر صرفاً به دنبال صدور هویت اسلامی یا احیای امپراطوری نئوعثمانی نیست بلکه درصدد است خود را به عنوان کشوری تاثیرگذار در هر معادله بینالمللی معرفی کند. از نگاه آنکارا، در نظم چندقطبی، قدرت در پیوند و تعامل میان بازیگران شکل میگیرد و میانجیگری ابزاری کارآمد برای گسترش و تعمیق این شبکه از روابط به شمار میآید.
در عین حال، میانجیگری ترکیه بازتاب نوعی انتقاد از ساختار سنتی قدرت در جهان نیز هست. وقتی فیدان میگوید «قدرتهای بزرگ در حال از دست دادن کارایی خود هستند»، در واقع بر ناکارآمدی نظام تصمیمگیری جهانی در مهار بحرانها انگشت میگذارد. این گزاره همزمان حامل دو پیام است، یکی برای قدرتهای غربی که باید بپذیرند بازیگران متوسط چون ترکیه نقش فعالتری در نظم جدید ایفا میکنند و دیگری برای کشورهای در حال توسعه که میتوانند در سایه چنین قدرتهایی، صدای خود را در مجامع بینالمللی بلندتر کنند.
در نهایت، میانجیگری برای ترکیه نه صرفاً راهی برای کسب اعتبار بلکه ابزاری برای تعریف دوباره نظم منطقهای است. در جهانی که مرز میان قدرت سخت و نرم در حال فروریختن است کشورهایی موفقتر هستند که بتوانند خود را به عنوان تسهیلگر گفتگو معرفی کنند.
ترکیه با میزبانی نشستهای غزه و اوکراین در تلاش است تا از انفعال دیپلماتیک فاصله بگیرد و خود را به عنوان قدرتی ضروری برای صلح و ثبات بینالمللی مطرح سازد. این سیاست اگرچه هنوز در آغاز راه است اما نشانهای از گذار ترکیه از یک بازیگر منفعل به بازیگری کنشگر در عرصه جهانی است که به جای تبعیت از معادلات قدرت تلاش میکند بخشی از این معادله باشد.






