چرا نشست استانبول نمیتواند سازوکار مؤثری برای حل بحرانهای منطقهای باشد؟!
نشست استانبول با حضور چهار قدرت منطقهای و کشورهای اروپایی، پرسشهای جدی درباره کارآمدی دیپلماسی چندجانبه ایجاد کرده است. غیبت ایران، انصارالله و گروههای فلسطینی، ظرفیت این ابتکار برای حل بحرانهای خاورمیانه را محدود میسازد. آیا ترکیه واقعاً در پی مدیریت بحرانهای منطقه است یا میکوشد از این گردهمایی برای افزایش پرستیژ دیپلماتیک خود بهره ببرد؟
تحریریه اندیشکده زاویه: نشست مشترک وزرای خارجه ترکیه، عربستان سعودی، پاکستان و مصر با سه قدرت اروپایی انگلیس، فرانسه و آلمان موسوم به E3، که روز جمعه ۲۳ اکتبر ۲۰۲۶ (1 آبان 1405) با مشارکت ایتالیا در استانبول برگزار شد، از منظر تحولات دیپلماتیک خاورمیانه قابلتوجه است. با اینحال، بررسی ترکیب شرکتکنندگان، دستورکار مذاکرات و تضاد منافع بازیگران نشان میدهد که این نشست، بیش از آنکه واجد ظرفیت عملیاتی برای حل بحرانهای منطقهای باشد، یک نشست نمادین بوده و بیشتر میتواند در خدمت افزایش اعتبار دیپلماتیک و تثبیت جایگاه ترکیه بهعنوان یکی از مراکز گفتوگوی سیاسی منطقه قرار گیرد.
نخست، بحران مشروعیت و کارآمدی ناشی از غیبت بازیگران اصلی: مهمترین ضعف ساختاری نشست استانبول، غیبت طرفهایی است که مستقیماً در بحرانهای موردبحث نقش دارند. بررسی جنگ ایران و آمریکا و اسرائیل بدون حضور ایران، گفتوگو درباره یمن و امنیت دریای سرخ بدون مشارکت انصارالله، و بررسی آینده فلسطین بدون نمایندگی مستقیم گروهها و جریانهای فلسطینی، پرسشهای اساسی درباره کارآمدی چنین نشستی ایجاد میکند.
در واقع، مدیریت بحران زمانی به حلوفصل پایدار منجر میشود که طرفهای اصلی منازعه در فرایند مذاکره، تصمیمسازی و اجرای توافقات حضور مؤثر داشته باشند. در غیر این صورت، نشستها عمدتاً به صدور بیانیه، هماهنگی مواضع و توصیههای دیپلماتیک محدود خواهند شد. ازاینرو، نشست استانبول با ترکیب کنونی نمیتواند جایگزین مذاکرات مستقیم یا غیرمستقیم میان طرفهای واقعی درگیری شود.
دوم، فاصله میان اهداف اعلامی و ظرفیتهای اجرایی: بیانیه چهار کشور منطقهای بر ضرورت کاهش تنش، حمایت از راهحل دیپلماتیک، امنیت کشتیرانی و توقف درگیریها تأکید کرده است. این اهداف با توجه به پیامدهای اقتصادی جنگ، اختلال در زنجیرههای تأمین و افزایش هزینههای انرژی، برای کشورهای شرکتکننده اهمیت واقعی دارند.
بااینحال، اشتراک منافع اقتصادی لزوماً به معنای برخورداری از اراده و ابزارهای مشترک برای حل بحران نیست. کشورهای حاضر، روابط متفاوتی با آمریکا، اسرائیل، ایران و بازیگران غیردولتی منطقه دارند و درخصوص ریشههای بحران و شیوه مدیریت آن نیز از مواضع یکسانی برخوردار نیستند. بنابراین، حتی با فرض وجود نیت مثبت برای کاهش تنش، نبود سازوکار الزامآور، ضمانت اجرایی و مشارکت طرفهای منازعه، ظرفیت عملیاتی نشست را محدود میکند.
سوم، بهرهبرداری پرستیژی ترکیه از دیپلماسی چندجانبه: یکی از مهمترین ابعاد نشست، منافع اعتباری آن برای آنکاراست. ترکیه طی سالهای اخیر کوشیده با میزبانی مذاکرات بینالمللی، ایفای نقش میانجی و ایجاد چارچوبهای چندجانبه، جایگاه خود را در معادلات منطقهای ارتقا دهد.
بیشتر بخوانید: دیپلماسی پرتحرک ترکیه و محدودیتهای تحقق اهداف استراتژیک
نشست استانبول نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی است. ابتکار گردهمآوردن کشورهای R4 و E3 از سوی ترکیه مطرح شد و حضور وزرای خارجه قدرتهای منطقهای و اروپایی، فرصت مناسبی برای نمایش ظرفیت دیپلماتیک آنکارا فراهم ساخت. همچنین دیدار رجب طیب اردوغان با شماری از وزرای خارجه شرکتکننده، بر اهمیت سیاسی و نمادین این رویداد برای دولت ترکیه افزود.
از این منظر، حتی اگر نشست به دستاورد ملموسی در حل بحرانها منجر نشود، برگزاری آن میتواند برای ترکیه منافعی نظیر افزایش دیدهشدن بینالمللی، تقویت تصویر میانجیگری و تثبیت نقش میزبانی مذاکرات منطقهای داشته باشد. البته این ارزیابی به معنای نفی تمامی اهداف صلحجویانه آنکارا نیست، بلکه بیانگر تمایز میان منافع سیاسی میزبان و کارآمدی واقعی نشست است.
چهارم، تناقض میان ادعای مالکیت منطقهای و ترکیب مشارکتکنندگان: ترکیه سازوکارR4 را بر مبنای مفهوم مسئولیتپذیری و مالکیت منطقهای معرفی میکند؛ اما دعوت از قدرتهای اروپایی در کنار غیبت برخی بازیگران اصلی منطقه، محدودیتهای این رویکرد را آشکار میسازد.
مطالعه بیشتر: پیمان دفاعی مکه؛ امید یا تهدید؟ نگاهی به بازتاب آن در رسانههای ترکیه
حضور اروپا فینفسه مانع حل بحران نیست؛ مسئله اصلی آن است که ترتیبات منطقهای بدون مشارکت فراگیر بازیگران مؤثر و برخورداری از استقلال نسبی در تصمیمگیری، با دشواریهای جدی مواجه میشوند. همچنین اختلاف رویکرد کشورهای اروپایی با برخی قدرتهای منطقه درباره ایران و مسئله فلسطین، دستیابی به تصمیمات مشترک اجرایی را پیچیدهتر خواهد کرد.
پنجم، چشمانداز و پیامدهای منطقهای نشست: محتملترین کارکرد این چارچوب در کوتاهمدت، تداوم رایزنیهای سیاسی، هماهنگی مواضع دیپلماتیک و تبادل دیدگاه درباره بحرانهای مشترک است. تبدیل آن به سازوکاری مؤثر برای حل منازعات، مستلزم مشارکت طرفهای درگیری، ایجاد دستورکار عملیاتی و تعریف ضمانتهای اجرایی خواهد بود.
برای ایران نیز اهمیت نشست بیش از آنکه در تصمیمات فوری آن باشد، در امکان شکلگیری هماهنگیهای سیاسی درباره مسائل مرتبط با تهران، بدون حضور مستقیم ایران، نهفته است.
در مجموع، نشست استانبول را بیش از آنکه نقطه آغاز معماری جدید امنیت منطقهای بدانیم، میتوان جلوهای از دیپلماسی اعتبارسازی ترکیه ارزیابی کرد. این نشست ممکن است در کاهش سوءتفاهم میان برخی دولتها مؤثر باشد، اما بدون حضور بازیگران اصلی بحرانها، ظرفیت بهشدت محدودی برای دستیابی به صلح پایدار دارد.
در چنین شرایطی، مهمترین دستاورد قابلشناسایی برای آنکارا، تقویت موقعیت دیپلماتیک و افزایش پرستیژ منطقهای و بینالمللی آن خواهد بود؛ دستاوردی که باید آن را از موفقیت واقعی در حل بحرانهای خاورمیانه متمایز ساخت.





