اهداف راهبردی ترکیه از گشایش کانالهای پنهان ارتباطی با حزبالله لبنان
آینده مناسبات ترکیه و حزبالله به عوامل متعددی بستگی دارد. از یک سو، ترکیه به دنبال حفظ کانالهای ارتباطی خود با حزبالله است تا بتواند تحولات لبنان و سوریه را مدیریت کند. از سوی دیگر، آنکارا نمیخواهد به عنوان متحد حزبالله شناخته شود، چرا که این امر میتواند روابط آن با غرب و متحدان عرب را تضعیف کند. این یادداشت ضمن مروری بر ابعاد مناسبات ترکیه و حزبالله، اهداف ترکیه از توسعه مناسبات دوجانبه با حزبالله را مورد کنکاش قرار داده است.
برسام محمدی – کارشناس مسائل منطقه و بینالملل
اندیشکده زاویه: در روزهای گذشته (اوایل سپتامبر 2026/شهریور 1405) خبرهایی که ابتدا از رسانههای لبنانی و سپس از سوی رسانههای اسرائیلی و عربی منتشر شد، از تحولی مهم در منطقه پرده برداشت: ترکیه و حزبالله، دو بازیگری که سالها در دو سوی سنگر در سوریه ایستاده بودند، بهآرامی در حال گسترش کانالهای ارتباطی خود هستند. این تماسها میتواند اهداف مختلفی در برداشته باشد. اما این مهم نباید هرگز نادیده گرفته شود؛ تلاش ترکیه برای گسترش مناسبات دوجانبه با حزبالله، نه تلاش برای برقراری یک اتحاد راهبردی، بلکه گامی مهم برای مدیریت بحران و جلوگیری از بیثباتی در سوریه و لبنان است. آنکارا با دقت و احتیاط، در حال پیشبرد سیاستی برای تبدیل شدن به یک بازیگر کلیدی در معادلات پس از اسد است؛ بازیگری که همزمان با غرب و ناتو همکاری میکند و در عین حال از هیچ فرصتی برای گسترش نفوذ خود در منطقه غافل نمیشود.
چرا ترکیه با حزبالله وارد گفتوگو شده است؟
نخستین و مهمترین دلیل، مدیریت سوریه پس از اسد است. حزبالله مسیر اصلی تدارکات خود از طریق سوریه را از دست داده و توان نظامی آن در جنگ ۲۰۲۴ با رژیم صهیونیستی کاهش یافته است. ترکیه نمیخواهد حزبالله به دنبال احیای حضور خصمانه در سوریه باشد یا دولت جدید احمد الشرع را تهدید کند. آنچه آنکارا دنبال میکند، میانجیگری بین الشرع و حزبالله نیست، بلکه اطمینان از این است که حزبالله نقشی خصمانه علیه دولت سوریه ایفا نخواهد کرد. استقبال آنکارا از اظهارات نعیم قاسم، دبیرکل حزبالله، مبنی بر تمایل به دیدار با رهبری جدید سوریه، نشان میدهد که این استراتژی اگر یک سیاست تعاملی از سوی حزبالله در قبال سوریه است، در حال نتیجه دادن است.
دومین دلیل، میتواند بهرهمنید از نفوذ و قدرت حزبالله در معادلات منطقه باشد. با فروپاشی شبکه تدارکاتی حزبالله از طریق سوریه، ترکیه به اصطلاح فرصتی تاریخی برای ایفای نقشی میبیند که پیشتر در انحصار ایران بود. همانطور که «عمر اوزکیزیلجیک» از اندیشکده شورای آتلانتیک اشاره کرده، با خروج حزبالله از سوریه، بزرگترین حوزه اختلاف میان ترکیه و حزبالله حل شده است. اما آنکارا همچنان نسبت به رابطه حزبالله با ایران عمیقاً بدبین است. هدف ترکیه نه تقویت حزبالله، بلکه تبدیل آن به یک «دارایی ژئوپلیتیک کارکردی» است که در خدمت تثبیت نظم مورد نظر آنکارا در منطقه قرار گیرد.
سومین دلیل، مقابله با تهدید اسرائیل است. اسرائیل هشدار داده که به ترکیه اجازه نخواهد داد در مرزهایش جای پایی برای خود دست و پا کند و مقامات اسرائیلی آنکارا را «ایران جدید» لقب دادهاند. اردوغان نیز متقابلاً حملات اسرائیل به سوریه و لبنان را تهدیدی برای امنیت ترکیه خوانده و گفته است: «ما اجازه نخواهیم داد که در کشورهای برادرمان یک عمل انجام شده رخ دهد.» در این چارچوب، ارتباط با حزبالله میتواند به عنوان ابزاری برای ایجاد موازنه در برابر فشارهای اسرائیل عمل کند.
بُعد مالی: شبکهای که ترکیه را در مرکز توجه قرار داده است
در ۲۰ اوت ۲۰۲۶ / 29 مرداد 1405، وزارت خزانهداری آمریکا تحریمهایی علیه ۱۰ نفر اعمال کرد که به گفته این وزارتخانه، شبکهای از پیکها را تشکیل میدادند که صدها میلیون دلار پول نقد را از طریق پروازهای تجاری بین ایران، ترکیه، امارات و لبنان به حزبالله منتقل میکردند. در مرکز این شبکه، «یونس آلپر ییلماز»، تاجر ترک، قرار دارد که متهم است از صرافیهای مستقر در ترکیه به عنوان پوشش برای انتقال پول مرتبط با ایران استفاده میکرده است.
این تحریمها لزوماً اثبات نمیکند که دولت ترکیه در انتقال پول به حزبالله نقش دارد. حتی بنیاد دفاع از دموکراسیها، یک اندیشکده آمریکایی طرفدار اسرائیل، اذعان کرده که هیچ مدرکی دال بر تأمین مالی یا تسلیح مستقیم حزبالله از سوی آنکارا وجود ندارد. اما آنچه مسلم است، این است که ترکیه به دلیل نزدیکی جغرافیایی، ارتباطات هوایی گسترده و اقتصاد بزرگ خود، به یک نقطه ترانزیت جذاب برای شبکههای مالی حزبالله تبدیل شده است.
ابعاد منطقهای: از سوریه تا لبنان
مناسبات ترکیه و حزبالله را باید در چارچوبی گستردهتر درک کرد: رقابت راهبردی ترکیه و اسرائیل بر سر آینده سوریه و لبنان. اسرائیل از زمان سقوط اسد صدها حمله به خاک سوریه انجام داده و نیروهای خود را در منطقه حائل تحت نظارت سازمان ملل مستقر کرده است. در ماه اوت ۲۰۲۶ / مرداد 1405، اسرائیل به پایگاه هوایی ابوالظهور در ادلب حمله کرد و ادعا کرد که این حمله برای جلوگیری از استقرار نیروهای ترکیه در این پایگاه انجام شده است؛ ادعایی که آنکارا آن را رد کرد.
در سوی دیگر، ترکیه در حال تثبیت نقش خود به عنوان بازیگر اصلی در بازسازی سوریه و شکلدهی به نظم جدید منطقهای است. فیدان در سفر اخیر خود به دمشق، اسرائیل را «جدیترین مانع» در برابر تحولات مثبت در سوریه خواند. این اظهارات نشان میدهد که آنکارا خود را مدافع حاکمیت سوریه و در تقابل با سیاستهای بیثباتساز اسرائیل میبیند.
در لبنان نیز ترکیه در حال ایفای نقشی فزاینده است. لبنان و اسرائیل در ۲۶ ژوئن ۲۰۲۶ / 5 تیر 1405 توافق چارچوبی با میانجیگری آمریکا امضا کردند که بر اساس آن، عقبنشینی تدریجی اسرائیل از جنوب لبنان مشروط به خلع سلاح حزبالله و استقرار ارتش لبنان در این منطقه شده است. جوزف عون، رئیسجمهور لبنان، در سفر خود به آنکارا از ترکیه خواست تا در پیشبرد این توافق نقش حمایتی ایفا کند و گفته است: «هماهنگی با ترکیه یک ضرورت راهبردی است، نه یک گزینه موقت.» در همین چارچوب، ترکیه با سوریه، لبنان، ایالات متحده و متحدان خلیج فارس همکاری میکند تا خلع سلاح حزبالله را تسهیل کند.
چشمانداز ماجرا
آینده مناسبات ترکیه و حزبالله به عوامل متعددی بستگی دارد. از یک سو، ترکیه به دنبال حفظ کانالهای ارتباطی خود با حزبالله است تا بتواند تحولات لبنان و سوریه را مدیریت کند. از سوی دیگر، آنکارا نمیخواهد به عنوان متحد حزبالله شناخته شود، چرا که این امر میتواند روابط آن با غرب و متحدان عرب را تضعیف کند. «بوراک جان چلیک»، تحلیلگر ژئوپلیتیک مستقر در استانبول، تأکید میکند: «آنکارا به دنبال یک استراتژی موازنهای است. از یک سو، عضو ناتو با روابط اقتصادی و امنیتی قوی با غرب باقی میماند و از سوی دیگر، تلاش میکند اهرم دیپلماتیک خود در خاورمیانه را از طریق تعامل با بازیگران مختلف حفظ کند.»
با این حال، خطرات نیز قابل توجه هستند. نتانیاهو غیرقابل پیشبینی است و ممکن است به دلایل انتخاباتی دست به اقداماتی بزند که تنشها را تشدید کند. اوزکیزیلچیک در این باره گفته است: «ژئوپلیتیک پیشبینی میکند که درگیری مستقیم بعید است، اما نتانیاهو غیرقابل پیشبینی است.»
در مجموع، مناسبات ترکیه و حزبالله نه یک اتحاد جدید، بلکه تلاشی حسابشده برای مدیریت یک توازن منطقهای بهشدت پیچیده است. آنکارا حزبالله را شریک قابل اعتمادی نمیداند و علاقهای به تقویت نظامی آن ندارد، اما با توجه به اینکه حزبالله هنوز یک بازیگر مهم لبنانی است، ترکیه به باز نگه داشتن کانالها علاقهمند است؛ بهویژه در حالی که به دنبال جلوگیری از رویارویی با سوریه، فشار برای عقبنشینی اسرائیل و گسترش نفوذ خود در لبنان و سوریه است.
آنچه در حال شکلگیری است، نه یک اتحاد راهبردی، بلکه یک «مدیریت بحران هوشمندانه» است که در آن ترکیه میکوشد همزمان با حفظ روابط با غرب، نفوذ خود را در قلب خاورمیانه تثبیت کند. موفقیت یا شکست این استراتژی، نه تنها بر آینده سوریه و لبنان، بلکه بر کل معماری امنیتی منطقه تأثیر خواهد گذاشت.






