قفقاز ۲۰۲۶؛ گذار ژئوپلیتیکی و پیامدهای آن برای ایران
قفقاز جنوبی همزمان با آغاز سال ۲۰۲۶ به یکی از کانونهای اصلی بازآرایی نظم ژئوپلیتیکی اوراسیا تبدیل شده است. توافق صلح میان آذربایجان و ارمنستان با میانجیگری آمریکا، آغاز مرحلهای تازه از رقابت نهادی و کریدوری در منطقه است؛ تحولی که پیامدهای مستقیم و راهبردی برای موقعیت ژئوپلیتیکی جمهوری اسلامی ایران بههمراه دارد.
تحریریه اندیشکده زاویه: قفقاز جنوبی در آستانه سال ۲۰۲۶ بیش از هر مقطع دیگری به یکی از کانونهای اصلی بازآرایی موازنههای ژئوپلیتیکی در فضای گسترده اوراسیا تبدیل شده است. منطقهای که طی سه دهه گذشته، اگرچه صحنه رقابتها و منازعات مقطعی میان بازیگران منطقهای و فرامنطقهای بوده، اما در نهایت در چهارچوب نوعی نظم نسبتاً باثبات و عمدتاً روسمحور اداره میشد، اکنون وارد مرحلهای کیفی و متفاوت از تحولات شده است.
این گذار ژئوپلیتیکی با امضای توافق صلح میان جمهوری آذربایجان و ارمنستان در واشنگتن در مرداد ماه ۱۴۰۴ با حضور مستقیم رئیسجمهور آمریکا وارد مرحلهای جدید شده است؛ مرحلهای که در آن، قفقاز جنوبی نهتنها صحنه رقابت بازیگران منطقهای، بلکه بخشی از معادله کلان بازآرایی نظم امنیتی اوراسیاست. انتقال مرکز ثقل مذاکرات از فرمتهای منطقهای و روسمحور به آمریکا، نشانهای آشکار از تغییر وزن ژئوپلیتیکی این پرونده است.
قفقاز ۲۰۲۶؛ از منازعه سرزمینی به رقابت ژئوپلیتیکی نهادی و کریدوری
یکی از مهمترین ویژگیهای تحولات قفقاز در آستانه ۲۰۲۶، تغییر ماهیت منازعه است. جنگ قرهباغ پایان یک مرحله از درگیری سخت بود، اما آغاز مرحلهای پیچیدهتر از رقابت ژئوپلیتیکی، ژئواکونومیک و نهادی را رقم زد. توافق صلح اخیر، اگرچه در ظاهر گامی بهسوی ثبات تلقی میشود، اما در بطن خود حامل رقابت بر سر تعریف قواعد بازی آینده منطقه است.
در این چهارچوب، منازعه دیگر بر سر «مالکیت سرزمینی» نیست، بلکه بر سر کنترل مسیرها، نهادها و ترتیبات امنیتی است. حذف گروه مینسک و جایگزینی آن با چارچوبهای جدید، نشانهای از تلاش برای بازطراحی ساختار مدیریت بحران قفقاز و ورود بازیگران جدید به فرآیند تصمیمسازی منطقهای است.
افول نظم روسمحور و انتقال تدریجی مدیریت قفقاز به بازیگران فرامنطقهای
تا پیش از جنگ اوکراین، روسیه تنظیمگر اصلی ترتیبات امنیتی قفقاز محسوب میشد. اما تحولات سالهای اخیر نشان داد که قفقاز جنوبی دیگر «حیاط خلوت کمهزینه» مسکو نیست. تمرکز راهبردی روسیه بر جبهه اوکراین، همراه با فشارهای گسترده غرب، ظرفیت این کشور برای مدیریت فعال بحرانها در پیرامون نزدیک را کاهش داده است.
در چنین فضایی، ورود رسمی ایالات متحده به فرآیند صلح آذربایجان و ارمنستان، معنایی فراتر از میانجیگری دیپلماتیک دارد. این تحول نشاندهنده تلاش غرب برای نهادینهسازی حضور امنیتی–سیاسی در قفقاز جنوبی و کاهش نقش سنتی روسیه است. اتحادیه اروپا نیز با مأموریتهای نظارتی و دیپلماسی نهادی، در همین مسیر حرکت میکند.
گذرگاه سیونیک؛ گلوگاه ژئوپلیتیکی ایران در نظم نوظهور قفقاز
در قلب تحولات جدید، گذرگاه سیونیک قرار دارد؛ نوار باریکی در جنوب ارمنستان که تنها ۴۴ کیلومتر از مرز حیاتی این کشور با ایران را تشکیل میدهد. این مرز کوتاه، برای ایران اهمیتی بهمراتب فراتر از طول جغرافیایی خود دارد، زیرا تنها پیوند زمینی مستقیم ایران با قفقاز شمالی و اروپا محسوب میشود.
طرح آذربایجان برای اتصال خاک اصلی خود به نخجوان از طریق این منطقه، صرفاً یک پروژه زیرساختی نیست، بلکه حامل پیامدهای ژئوپلیتیکی عمیق است. هرگونه تغییر در وضعیت این گذرگاه که به تضعیف حاکمیت ارمنستان یا محدودسازی دسترسی ایران منجر شود، بهمثابه تغییر ژئوپلیتیک پیرامونی ایران تلقی خواهد شد.
کریدورها؛ از ابزار اتصال تا ابزار اعمال قدرت
توافق اخیر بر «رفع انسداد مسیرهای ارتباطی» تأکید دارد، اما تجربه قفقاز نشان میدهد که کریدورها همواره فراتر از مسیرهای حملونقل عمل کردهاند. آنها ابزار اعمال نفوذ، بازتوزیع قدرت و مهندسی آینده منطقه هستند.
تغییر نام گذرگاه از «زنگزور» به «مسیر صلح ترامپ» و واگذاری حقوق توسعه انحصاری و بلندمدت به یک شرکت نظامی و امنیتی آمریکایی، خود نشاندهنده سطح بالای حساسیت ژئوپلیتیکی این پروژه است. برای ایران، اصل موضوع نه نام کریدور، بلکه حفظ حاکمیت ملی کشورها، جلوگیری از تغییر مرزها و تداوم دسترسی ژئوپلیتیکی است.
دو سناریوی ژئوپلیتیکی؛ ثبات نمادین یا بازآرایی پرهزینه؟
تحلیل تحولات اخیر، دو سناریوی اصلی را پیشروی ایران و منطقه قرار میدهد:
سناریوی خوشبینانه: توافق صلح و بیانیه هفتبندی، اقدامی نمادین برای تثبیت آتشبس و کاهش تنش است؛ بدون استقرار نیروهای خارجی، بدون تغییر ژئوپلیتیک منطقه و در چارچوب احترام به حاکمیت ملی کشورها.
سناریوی بدبینانه: توافق، آغازی برای نهادینهشدن حضور بازیگران فرامنطقهای، تغییر تدریجی ترتیبات امنیتی و تضعیف نقش بازیگران منطقهای از جمله ایران و روسیه است. انحلال گروه مینسک، اصلاحات قانون اساسی ارمنستان و انتقال مدیریت کریدورها به بازیگران ثالث، شواهد این سناریو محسوب میشوند.
موضع و کنشگری ایران؛ تثبیت خطوط قرمز ژئوپلیتیکی
واکنش رسمی جمهوری اسلامی ایران نشاندهنده رویکردی حمایتگرایانه اما مشروط نسبت به توافق صلح است. تهران از اصل صلح استقبال میکند، اما تأکید دارد که هرگونه رفع انسداد مسیرهای ارتباطی باید:
در چهارچوب حاکمیت ملی و تمامیت ارضی کشورها بدون مداخله خارجی و بدون تغییر ژئوپلیتیک منطقه باشد. تأکید بر سازوکار ۳+۳، تماسهای دیپلماتیک فعال با ایروان و باکو، و تصریح مقامات عالیرتبه بر عدم قطع مسیرهای ارتباطی ایران با اروپا، نشاندهنده تلاش تهران برای مدیریت فعال پیامدهای نظم نوظهور قفقاز است.
جمعبندی
قفقاز جنوبی در آستانه ورود به سال ۲۰۲۶ به صحنهای تبدیل شده که در آن صلح، کریدور و ژئوپلیتیک بهطور همزمان بازتعریف میشوند. توافق صلح آذربایجان و ارمنستان، اگرچه میتواند نقطه پایانی بر یک منازعه تاریخی باشد، اما همزمان آغاز رقابتی جدید بر سر نظم آینده منطقه است.
برای ایران، قفقاز نه صرفاً یک همسایه شمالی، بلکه یکی از کانونهای اصلی تعیینکننده امنیت ملی و جایگاه منطقهای کشور است. آینده این منطقه، به میزان کنشگری ایران، توان حفظ خطوط قرمز ژئوپلیتیکی و ایفای نقش فعال در ترتیبات منطقهای بستگی دارد. قفقاز ۲۰۲۶، آزمونی است که نتیجه آن یا تثبیت ایران بهعنوان بازیگر غیرقابلحذف خواهد بود، یا آغاز روندی از فشار ژئوپلیتیکی تدریجی در پیرامون شمالی کشور.






