سند جدید راهبرد امنیت ملی آمریکا در مورد روسیه چه میگوید؟!
درمجموع، تغییر لحن آمریکا نسبت به روسیه در سند راهبرد امنیت ملی تصمیمی هدفمند و چندبعدی است. دولت ترامپ با اتخاذ رویکرد مبتنی بر کاهش تنش و مدیریت رقابت در پی آن است که ضمن حفظ اهرمهای فشار راهبردی، از کشیده شدن روابط واشینگتن و مسکو به مرحلهای پرهزینه، بیثبات و خارج از کنترل جلوگیری کند، اقدامی که بازتاب دهنده تغییر اولویتهای آمریکا در نظم بینالمللی در حال گذار است.
فرشید پرهام، کارشناس مسائل بینالملل
اندیشکده زاویه: با انتشار سند راهبرد امنیت ملی آمریکا، گمانهزنیها و تحلیلهای زیادی درباره نقش آینده این کشور در نظام بینالملل و شیوه تعامل آن با دیگر بازیگران جهانی شکل گرفته است. اهمیت این سند تنها به محتوای آن محدود نمیشود بلکه از آن جهت قابل توجه است که چهارچوب اجرایی سیاستهای آمریکا در دوره ریاستجمهوری دونالد ترامپ را ترسیم میکند و برای کشورهایی که در جبهه مقابل واشینگتن قرار دارند، اهمیت ویژهای دارد.
مطابق رویه رایج در آمریکا هر رئیسجمهور با اتکا به دیدگاههای نهادهای سیاسی و امنیتی، سند امنیت ملی را متناسب با اولویتها و اهداف دولت خود بازنویسی میکند. ترامپ نیز در سند راهبردی امنیت ملی آمریکا دست به بازتعریف قابل توجهی در دکترین مواجهه واشینگتن با رقبای جهانی زد. بهطوری که با اولویت تمرکز بر نیمکره غربی و احیای دکترین «مونرو»، دامنه و شدت تقابل آمریکا در سایر مناطق جهان به طور محسوسی کاهش یافته است.
یکی از تغییرات برجسته در این سند راهبردی، بازنگری واشینگتن در سیاستهای خود نسبت به روسیه است که اتفاقاً با استقبال روسیه مواجه شده است. در سند امنیت ملی آمریکا اگرچه نام روسیه حدود 10 بار تکرار شده اما تقریباً در همه موارد، نام این کشور در پیوند با جنگ اوکراین و نقش اروپا در این بحران مطرح میشود. در این سند، واشینگتن از اروپا میخواهد مطابق چهارچوب طراحی شده از سوی آمریکا مسیر حلوفصل اختلافات با مسکو را دنبال کرده و کییف را نیز به گفتگو و سازش با روسیه ترغیب کند. در همین راستا، سند راهبردی جدید از بکارگیری ادبیات تند و خصمانه علیه روسیه پرهیز کرده و تلاش دارد مسکو را به کنار گذاشتن گزینه نظامی و رجوع به دیپلماسی برای تعریف نقشی باثباتتر در اروپا قانع سازد.
این تغییر لحن درحالی رخ داده که در اسناد راهبردی پیشین، روسیه در کنار چین به عنوان اصلیترین چالش امنیتی آمریکا معرفی میشد. حتی در سند راهبردی سال ۲۰۱۷ که ترامپ در نخستین دوره ریاست جمهوری خود منتشر کرد، روسیه و چین به عنوان قدرتهای تجدیدنظرطلب معرفی شده بودند ولی به نظر میرسد در دکترین تازه واشینگتن نگاه تقابلی نسبت به مسکو تا حدی تعدیل شده و جای خود را به رویکردی منعطفتر داده است.
در دوران جنگ سرد، دو طرف با ادبیاتی کاملاً ایدئولوژیک یکدیگر را توصیف میکردند، مسکو همواره آمریکا را نماد سرمایهداری فاسد و محکوم به فروپاشی میدانست و واشینگتن نیز شوروی را «امپراتوری شر» میخواند.
مدیریت رقابت به جای تقابل
اگرچه پس از پایان جنگ سرد از شدت تقابل آمریکا با روسیه کاسته شد اما الحاق کریمه به قلمرو روسیه در سال ۲۰۱۴ و آغاز جنگ اوکراین در ۲۰۲۲ باعث شد نگاه تهدیدمحور واشینگتن نسبت به مسکو دوباره احیا شود. با این حال، اکنون ترامپ در استراتژی ملی تلاش کرده دامنه این تهدیدسازی را محدود کند، تغییری که نشان دهنده بازتعریف اولویتهای ژئوپلیتیکی واشینگتن در دوران جدید است.
اگرچه رفتار روسیه در اوکراین و دیگر حوزهها همچنان به عنوان تهدیدی برای واشنگتن قلمداد میشود ولی سند راهبرد ملی همزمان بر ضرورت مدیریت رقابت و جلوگیری از تشدید تنشهای غیرقابلکنترل تأکید دارد. این تغییر گفتمانی به معنای بهرسمیت شناختن جایگاه روسیه به عنوان یک قدرت بزرگ است که نه میتوان آنرا حذف کرد و نه نادیده گرفت بلکه باید با آن به طور محتاطانه و مدیریت شده تعامل نمود.
این سند به جای تمرکز بر تضعیف یا نابودی کامل روسیه، بر حفظ ثبات راهبردی، کنترل بحران و جلوگیری از درگیری مستقیم میان قدرتهای هستهای تأکید دارد. چنین رویکردی بازتاب تجربه جنگ اوکراین است که نشان داد سیاست فشار حداکثری نه تنها به فروپاشی روسیه منجر نشد بلکه در برخی حوزهها ظرفیتهای نظامی و صنعتی آنرا تقویت کرد. در این راستا، آمریکا به این جمعبندی رسیده که تقابل مستمر با روسیه هزینههای سنگینی بر امنیت اروپا و انسجام کشورهای غربی تحمیل میکند. اهمیت این رویکرد زمانی بیشتر میشود که جنگ اوکراین به یک منازعه فرسایشی بدل شده و هیچ یک از طرفین قادر به پیروزی قاطع نیست.
این تغییر در سلسله مراتب اولویتهای راهبردی ایالات متحده عملاً فضای تحرک گستردهتری برای روسیه فراهم میآورد تا اهداف ژئوپلیتیکی خود را در محیط پیرامونی با آزادی عمل بیشتری پیگیری کند. از دیدگاه مسکو، سند راهبرد امنیت ملی آمریکا به صورت غیرمستقیم مهر تأییدی بر روایت کرملین میزند نظم بینالمللی وارد مرحله گذار شده و آمریکا دیگر قادر به تحمیل اراده خود به صورت یکجانبه نیست. همین درک مشترک، زمینهساز واکنش مثبت اما محتاطانه روسیه نسبت به این سند شده است.
اگرچه راهبرد امنیت ملی واشینگتن مستقیماً تعیین کننده نتیجه جنگ اوکراین نیست اما نقش مهمی در شکلدهی به چهارچوب کلی این منازعه ایفا میکند. تمرکز این سند بر مهار دامنه بحران و صیانت از ثبات راهبردی میتواند حاکی از تمایل واشینگتن به مدیریت و حتی تثبیت وضعیت موجود باشد. از منظر مسکو، این رویکرد نشانهای از کاهش حمایت آمریکا از اوکراین تلقی میشود، برداشتی که ممکن است محاسبات کرملین را به سمت تشدید فشارهای نظامی با هدف بهبود موقعیت چانهزنی پیش از هرگونه توافق احتمالی سوق دهد.
پیام به اروپا و اوکراین
هرچند اوکراین و کشورهای اروپایی همچنان به کمکهای آمریکا برای مقابله با روسیه نیاز دارند اما تغییر ادبیات واشینگتن حامل پیامی روشن است مبنی بر اینکه حمایت آمریکا از متحدانش نامحدود و بیقیدوشرط نخواهد بود. دولت ترامپ با مدیریت رقابت با روسیه عملاً اروپا را به سمت افزایش توان دفاعی مستقل و پذیرش واقعیتهای ژئوپلیتیکی رهنمون میسازد.
این رویکرد همچنین میتواند زمینهساز فشار غیرمستقیم بر کییف برای حرکت به سمت راهحلهای سیاسی باشد. آمریکا با کاهش لحن تقابلی با روسیه، امکان میانجیگری یا دستکم کاهش شدت رویارویی را برای خود حفظ میکند، گزینهای که در صورت تداوم بنبست نظامی اهمیت بیشتری خواهد یافت.
از سوی دیگر، هزینههای نظامی و مالی جنگ اوکراین، نارضایتی داخلی و فشار بر بودجه فدرال، واشینگتن را به سمت راهبردی سوق داده که در آن، اروپا مسئولیت بیشتری در قبال امنیت خود بپذیرد و آمریکا نقش مدیریت کننده و نه بازیگر خط مقدم را ایفا کند. از این رو، کاهش تنش با روسیه ولو به صورت نسبی میتواند بخشی از این انتقال بار مسئولیت باشد.
تمرکز راهبردی آمریکا بر چین
با تمرکز فزاینده آمریکا بر چین به عنوان تهدید جدی در حوزههای اقتصادی، فناورانه و ژئوپلیتیکی، واشینگتن تلاش میکند رقابت خود با روسیه را کاهش دهد تا منابع و ظرفیتهای راهبردی خود را برای مهار این رقیب نوظهور متمرکز سازد. از دید ترامپ، جلوگیری از اتحاد استراتژیک روسیه و چین در برابر غرب یکی از اولویتهای اساسی سیاست خارجی آمریکا است. او در مارس گذشته در گفتگو با فاکسنیوز تأکید کرد:«بهعنوان کسی که دانشآموخته تاریخ است و روند تحولات را دنبال کرده، اولین چیزی که میآموزید این است که نباید اجازه دهید روسیه و چین با هم متحد شوند».
بر این اساس، کاهش تنش با روسیه به معنای مدیریت هوشمندانه رقابت است، اقدامی که هم از تشدید درگیریهای مستقیم جلوگیری میکند و هم مانع شکلگیری اتحاد راهبردی میان دو رقیب بزرگ میشود. هدف نهایی ترامپ و تیم او، حفظ تعادل قدرت در جهان، جلوگیری از تقویت موقعیت چین و تضمین امنیت و انسجام متحدان غربی است. این رویکرد نشان میدهد که واشینگتن به دنبال یک سیاست واقعگرایانه و مدیریت شده است که ضمن محدود کردن تهدیدها، امکان تمرکز بر اولویتهای بلندمدت را فراهم میآورد. بنابراین، در این شرایط، ورود همزمان به یک درگیری پرهزینه با روسیه میتواند تمرکز و منابع آمریکا را از اولویت اصلی خود منحرف کند و موجب تضعیف توان مقابله با تهدید چین شود.
درمجموع، تغییر لحن آمریکا نسبت به روسیه در سند راهبرد امنیت ملی تصمیمی هدفمند و چندبعدی است. دولت ترامپ با اتخاذ رویکرد مبتنی بر کاهش تنش و مدیریت رقابت در پی آن است که ضمن حفظ اهرمهای فشار راهبردی، از کشیده شدن روابط واشینگتن و مسکو به مرحلهای پرهزینه، بیثبات و خارج از کنترل جلوگیری کند، اقدامی که بازتاب دهنده تغییر اولویتهای آمریکا در نظم بینالمللی در حال گذار است.






