چرا هند و چین با احتیاط در قفقاز قدم برمیدارند؟
با احیای نقش ترانزیتی قفقاز جنوبی، نگاه قدرتهای بزرگ آسیایی به این منطقه جلب شده است. اما چرا هند و چین ــ با وجود منافع گسترده در اوراسیا ــ با احتیاط و فاصله با این منطقه تعامل میکنند؟ در این گفتگو پروفسور «اوسامو یوشیدا» استاد دانشگاه هیروشیما و تحلیلگر ژاپنی، رویکردهای متفاوت دهلینو و پکن و درسهای شرق آسیا برای ثبات قفقاز را بررسی کرده است.
اندیشکده زاویه: همزمان با ترسیم مجدد نقشه اوراسیا توسط پروژههای ارتباطی، هند و چین به قفقاز جنوبی توجه میکنند، اما از فاصلهای محتاطانه. پروفسور اوسامو یوشیدا از دانشگاه هیروشیما در مورد چگونگی نگاه قدرتهای بزرگ آسیا به منطقه و درسهایی که قفقاز میتواند از تجربه خود شرق آسیا در زمینه همکاری و رقابت بیاموزد، میگوید،
قفقاز جنوبی دوباره به عنوان یک فضای ترانزیتی بین آسیا و اروپا ظهور کرده است. همه، از اتحادیه اروپا گرفته تا بازیگران منطقهای، به دنبال مسیرهایی هستند که از تنگناهای ژئوپلیتیکی عبور کنند. در این شرایط، طبیعی است که بپرسیم: آسیا در کجا قرار دارد؟
به گفته پروفسور اوسامو یوشیدا که در زمینه روابط بینالملل و جنوب آسیا تحقیق میکند، هند و چین هر دو منطقه را از نزدیک زیر نظر دارند اما عجلهای برای ورود به آن ندارند. او میگوید احتیاط آنها به همان اندازه که در مورد خود قفقاز صدق میکند، در مورد استراتژیهای جهانی آنها نیز گویای همه چیز است.
هند: تماشا، اما نه مسابقه
حضور هند در سراسر اوراسیا عمدتاً از طریق کریدور حمل و نقل بینالمللی شمال – جنوب (INSTC) صورت میگیرد که بمبئی را از طریق ایران و دریای خزر به روسیه و شمال اروپا متصل میکند. با این حال، علیرغم نزدیکی این کریدور، نقش عملی هند در قفقاز جنوبی همچنان ناچیز است.
یوشیدا میگوید: «هند هنوز ظرفیت لازم برای حضور قدرتمند در قفقاز را ندارد. سازمان همکاری شانگهای به آن اجازه میدهد تا به آسیای مرکزی نفوذ کند، اما نه فراتر از آن.»
توجه استراتژیک دهلی نو بین همسایگانش، منطقه هند و اقیانوسیه و همکاری دیرینهاش با روسیه تقسیم شده است. با توجه به این پیشینه، دیپلماسی هند در قبال قفقاز به جای آزمایش و تجربه، به سمت تعادل و تداوم گرایش دارد.
حتی ایدههای بلندپروازانهای مانند طرح موسوم به «مسیر ترامپ برای صلح و رفاه بینالمللی» (TRIPP) نیز این رویکرد را تغییر نداده است. او توضیح میدهد: «هند محتاط است. حتی اگر TRIPP شروع به کار کند، بعید است که هند به سرعت اقدام کند – سیاست آن همچنان مبتنی بر نظارت دقیق است.» در اصل، هند حضور دارد – اما با شرایط خودش.
چین: زیرساختها بر سیاست ارجحیت دارند
در مقابل، چین به طور قابل توجهی در زیرساختهای اوراسیا فعال بوده است. از طریق ابتکار کمربند و جاده، چین پیوندهای حمل و نقل از آسیای مرکزی به سمت قفقاز جنوبی و دریای سیاه را تأمین مالی و ساخته است.
با این حال، یوشیدا تأکید میکند که منافع پکن در درجه اول سیاسی نیست. او توضیح میدهد: «اولویت چین، اتصال است – به ویژه در بخش غربی قاره اوراسیا. این موضوع مربوط به زیرساختها و کارایی تجاری است، نه نفوذ.»
تحلیلهای اخیر این جهتگیری عملگرایانه را تأیید میکنند. شرکتهای چینی در مراکز لجستیک و حمل و نقل در گرجستان و قزاقستان سرمایهگذاری کردهاند، در حالی که حجم تجارت با این منطقه همچنان در حال افزایش است. با این حال، تعامل چین همچنان به حوزه اقتصادی محدود است.
او اضافه میکند: «چین خواهان صلح است. از دیدگاه پکن، طرح TRIPP خطرناک به نظر میرسد. کشورهای شمالی ممکن است به مصالحهای برسند، اما چین مسیری را که ثبات را تهدید میکند، دنبال نخواهد کرد.»
این منطقی است که با سبک کلیتر پکن سازگار است: تعامل اقتصادی، سکوت سیاسی.
منطقهای تحت نظارت
بنابراین، هند و چین، هر دو به دلایل خاص خود، با احتیاط به قفقاز جنوبی نزدیک میشوند. یوشیدا میگوید: «آنها نظارهگر خواهند بود، اما رهبری نخواهند کرد. خود منطقه باید تعادل را پیدا کند تا آسیا آن را به عنوان یک شریک امن ببیند.»
این محدودیت همچنین نشان دهنده یک الگوی گستردهتر است: قفقاز جنوبی در استراتژی آسیایی بیشتر یک چهارراه است تا یک مقصد. تا زمانی که همکاریهای محلی تعمیق نشود، بعید است که قدرتهای خارجی آن را به عنوان یک سرمایهگذاری بلندمدت و پایدار ببینند.
درسهایی از شرق آسیا
وقتی از یوشیدا پرسیده شد که قفقاز چه درسهایی از شرق آسیا میتواند بگیرد، او به همزیستی متزلزل رقابت و وابستگی متقابل در آنجا اشاره کرد. او اذعان کرد: «شرق آسیا هرگز همکاری خیلی خوبی بین همسایگان خود ایجاد نکرده است.» ژاپن و چین زمانی تبادلات تکنولوژیکی فشردهای داشتند که به نفع هر دو اقتصاد بود – اما این همکاری از آن زمان به دلیل اختلاف اولویتهای ملی تضعیف شده است.
یوشیدا میگوید: «امروزه چین ترجیح میدهد راه خودش را برود. دیگر آن نوع همکاری که زمانی داشت را نمیخواهد.»
برای قفقاز جنوبی، پیام واضح است: رشد اقتصادی میتواند با رقابت همزیستی داشته باشد، اما بدون اعتماد نهادی، شکننده باقی میماند. او میگوید: «این درسها باید آموخته شوند. وقتی میتوانید همکاری کنید، رقابت نکنید.»
نگاه به آینده
نه هند و نه چین عجلهای برای گسترش حضور خود در قفقاز جنوبی ندارند، با این حال هر دو همچنان محتاط هستند. خویشتنداری آنها آشکار است – این نشان میدهد که تعامل خارجی از انسجام داخلی پیروی میکند.
یوشیدا میگوید قفقاز جنوبی هنوز فرصت دارد تا تصمیم بگیرد که میخواهد چه نوع پلی باشد: پلی که بر اساس جاهطلبیهای موازی یا منافع مشترک ساخته شده باشد. اهمیت آینده آن ممکن است نه به اینکه چه کسی اول میرسد، بلکه به این بستگی داشته باشد که بازیگران خودش چقدر خوب یاد میگیرند که با هم همکاری کنند.






