چهار محور قدرت ایران برای مهار نفوذ غرب در قفقاز جنوبی
این تحلیل بر تلاش تلآویو برای دور زدن ایران و تقویت محور آمریکا – آذربایجان متمرکز است، اما متن حاضر نشان میدهد که ایران با تکیه بر چهار ستون استراتژیک شامل موقعیت جغرافیایی دروازهای، روابط عمیق با ارمنستان، تواناییهای امنیتی نامتقارن، و ائتلاف با روسیه، دست خالی نیست و میتواند اجرای کامل طرح زنگزور را با چالشهای جدی مواجه کند.
حامد حقپناه، کارشناس مسائل ترکیه و قفقاز
اندیشکده زاویه: در گزارش اخیر مؤسسه استراتژی و امنیت اورشلیم، کریدور زنگزور به عنوان فرصتی نویدبخش برای اسرائیل توصیف شده است. این مؤسسه تأکید دارد که اسرائیل این کریدور را ابزاری برای تقویت همکاریهای اقتصادی منطقهای میبیند، با تمرکز بر حمایت از اهداف آمریکا و آذربایجان، و دور زدن تهران.
این رویکرد میتواند به نظارت ایالات متحده بر مرز ایران با ارمنستان منجر شود. همچنین، ارمنستان نسبت به حمایت اسرائیل از آذربایجان، که شامل مشارکت استراتژیک در زمینههای اقتصادی و امنیتی است، محتاطانه رفتار میکند. سفر اخیر معاون وزیر امور خارجه ارمنستان به اسرائیل نیز نشاندهنده تلاش رهبری ارمنستان برای پیشبرد صلح با آذربایجان، همزمان با فاصلهگیری از ایران و روسیه است.
این گزارشها، تصویری از تلاشهای اسرائیل برای گسترش نفوذ در قفقاز جنوبی ارائه میدهند، جایی که زنگزور به عنوان پلی میان آذربایجان و نخجوان دیده میشود. اما این تحلیلها اغلب موقعیت استراتژیک، ژئوپلیتیک و امنیتی ایران را دستکم میگیرند. در این یادداشت، با بررسی چهار نکته برجسته، نشان داده شده است که برخلاف تصور اسرائیلیها، دست ایران خالی نیست و منطقه زنگزور برای آنان نقطه قوت و حیاط خلوت نخواهد بود. هر نکته با استناد به کتابهای معتبر ترجمهشده به فارسی، تقویت میشود تا پایههای تحلیلی محکمی داشته باشد.
نکته اول، موقعیت جغرافیایی ایران به عنوان دروازه قفقاز و کنترل بر مسیرهای انرژی
ایران با مرزهای طولانی با ارمنستان و آذربایجان، نقش کلیدی در کنترل جریان انرژی و تجارت منطقهای دارد. کریدور زنگزور، اگرچه میتواند مسیرهای جایگزین ایجاد کند، اما نمیتواند وابستگی منطقه به مسیرهای ایرانی را کاملاً حذف کند. ایران از طریق خلیج فارس و دریای خزر، دسترسی به بازارهای جهانی را فراهم میکند و هر تلاشی برای دور زدن آن، با چالشهای لجستیکی روبرو خواهد شد.
این موقعیت، ایران را به بازیگری مرکزی تبدیل کرده که میتواند با ابزارهای دیپلماتیک و اقتصادی، تعادل را حفظ کند. برای مثال، در کتاب “ژئوپولیتیک خاورمیانه” نوشته گراهام فولر ، تأکید شده که موقعیت جغرافیایی ایران به عنوان پلی میان آسیای مرکزی و خاورمیانه، آن را به قدرتی غیرقابل چشمپوشی تبدیل کرده است. فولر توضیح میدهد که کنترل ایران بر تنگه هرمز و مسیرهای شمالی، هر طرحی مانند کریدورهای جایگزین را تحت تأثیر قرار میدهد و اسرائیل نمیتواند بدون در نظر گرفتن این عامل، نفوذ پایداری ایجاد کند.
نکته دوم، روابط تاریخی و فرهنگی ایران با ارمنستان و تأثیر آن بر امنیت منطقهای
ایران روابط دیرینهای با ارمنستان دارد که ریشه در تاریخ مشترک و منافع امنیتی متقابل دارد. ارمنستان، به عنوان کشوری محاط در خشکی، به ایران برای دسترسی به دریا و تجارت وابسته است. هرچند سفر معاون وزیر خارجه ارمنستان به اسرائیل نشاندهنده تمایل به تنوعبخشی روابط است، اما این نمیتواند پیوندهای عمیق با ایران را قطع کند.
ایران میتواند با تقویت حمایتهای اقتصادی و نظامی از ارمنستان، مانع از تبدیل زنگزور به ابزاری برای نفوذ اسرائیل شود. این روابط، امنیت مرزهای شمالی ایران را تضمین میکند و هر تغییری در آن، میتواند به بیثباتی منجر شود که به نفع ایران نیست، اما ابزارهایی برای مقابله فراهم میکند.
در کتاب “ایران و همسایگان: سیاست خارجی جمهوری اسلامی” نوشته هوشنگ امیراحمدی، به تفصیل توضیح داده شده که روابط ایران با ارمنستان بر پایه منافع ژئوپولتیک مشترک بنا شده و ایران میتواند از این پیوندها برای جلوگیری از نفوذ قدرتهای خارجی مانند اسرائیل استفاده کند. امیراحمدی تأکید دارد که تاریخ فرهنگی مشترک، ابزاری قدرتمند برای حفظ نفوذ ایران در قفقاز است.
نکته سوم، تواناییهای نظامی و امنیتی ایران در مقابله با تهدیدهای خارجی
ایران با نیروهای مسلح پیشرفته و شبکههای اطلاعاتی گسترده، قادر است هر تلاشی برای نظارت بر مرزهایش را خنثی کند. کریدور زنگزور، اگر به ابزاری برای نظارت آمریکا و اسرائیل تبدیل شود، با واکنشهای امنیتی ایران روبرو خواهد شد. ایران تجربه مقابله با تحریمها و تهدیدها را دارد و میتواند با توانمندیهای نامتقارن، تعادل را برقرار کند. این تواناییها، دست ایران را در برابر تصورات اسرائیلیها پر نگه میدارد.
کتاب “امنیت ملی ایران: چالشها و راهبردها” نوشته حسین سیفزاده، به بررسی این موضوع میپردازد. سیفزاده توضیح میدهد که ساختار امنیتی ایران، بر پایه دفاع نامتقارن و شبکههای منطقهای بنا شده و میتواند تهدیدهایی مانند کریدورهای نفوذی را مدیریت کند، بدون اینکه به درگیری مستقیم نیاز باشد.
نکته چهارم، نقش ایران در تعادل ژئوپولتیک قفقاز و روابط با روسیه
ایران با همکاری نزدیک با روسیه، میتواند هر طرحی که به ضرر منافع مشترک باشد را مهار کند. روسیه، به عنوان قدرت اصلی در قفقاز، نسبت به گسترش نفوذ اسرائیل و آمریکا حساس است و ایران میتواند از این همگرایی برای حفظ وضعیت موجود استفاده کند. زنگزور، اگرچه فرصتی برای آذربایجان است، اما بدون توافق ایران و روسیه، در نهایت پایدار نخواهد ماند.
این تعادل ژئوپولتیک، ایران را در موقعیتی قرار میدهد که بتواند با دیپلماسی چندجانبه، منافع خود را پیش ببرد. در کتاب “ژئوپولیتیک قرن بیست و یکم” نوشته کالین گری، به نقش قدرتهای منطقهای مانند ایران در حفظ تعادل در مناطق حساس مانند قفقاز اشاره شده است. گری تأکید دارد که همکاری ایران با روسیه، هر تلاشی برای تغییر نقشه ژئوپولتیک را پیچیده میکند و اسرائیل نمیتواند بدون در نظر گرفتن این عامل، موفقیت پایداری کسب کند.
نتیجهگیری
با بررسی این چهار نکته، روشن میشود که موقعیت استراتژیک، ژئوپولتیک و امنیتی ایران، بسیار قویتر از آن است که اسرائیلیها تصور میکنند. کریدور زنگزور، هرچند فرصتی برای نفوذ به نظر میرسد، اما با چالشهای جدی از سوی ایران روبرو است. دست ایران خالی نیست؛ با تکیه بر موقعیت جغرافیایی، روابط تاریخی، تواناییهای نظامی و تعادل ژئوپولتیک، میتواند این دالان را به چالشی برای اسرائیل تبدیل کند. آنجا برای اسرائیل عروسی نگرفتهاند، بلکه میتواند به میدانی برای رقابتهای پیچیده تبدیل شود که ایران در آن دست بالا را دارد. این تحلیل نشان میدهد که سیاستگذاران ایرانی باید با هوشیاری، از این ابزارها برای حفظ منافع ملی استفاده کنند.






