میانجیگری پراکنده و آینده روابط ارمنستان و آذربایجان
روند صلح ارمنستان و آذربایجان به دلیل میانجیگریهای خارجی رقیب، محدودیتهای سیاسی داخلی در ارمنستان و بیاعتمادی متقابل مداوم، همچنان شکننده است. در حالی که گفتگوی مستقیم و گامهای فنی پیشرفت را نشان میدهند، دستیابی به توافق نهایی نیازمند یک محیط بینالمللی منسجمتر و اجماع داخلی قویتر برای حفظ تعهدات بلندمدت است.
اندیشکده زاویه: روند صلح بین ارمنستان و آذربایجان وارد مرحلهای شده است که در آن خطوط اصلی یک توافق احتمالی تا حد زیادی قابل شناسایی است. با وجود این، گذار به یک توافق نهایی هنوز ناقص است. محیط ژئوپلیتیکی پس از سال 2020 به طور قابل توجهی پویایی منطقهای را تغییر داد: آذربایجان حاکمیت کامل خود را دوباره برقرار کرد، نفوذ روسیه کاهش یافت و بازیگران غربی دخالت خود را افزایش دادند.
حتی با وجود این تغییرات، مذاکرات همچنان شکنندگی ساختاری خود را نشان میدهد. این شکنندگی ناشی از رقابت ژئوپلیتیکی و محدودیتهای سیاسی داخلی است که بهطور مشترک مانع از تثبیت مسیر دیپلماتیک میشوند.
یکی از ویژگیهای بارز مرحله فعلی، چندپارگی میانجیگری خارجی است. ایالات متحده، اتحادیه اروپا، روسیه و ایران ابتکارات همپوشانی را پیش بردهاند که اغلب برای برتری رقابت میکنند. این قالبها منعکسکننده اولویتهای استراتژیک متفاوت هستند و کانالهای دیپلماتیک موازی و گاهی متناقض ایجاد میکنند.
چنین رقابتی تصمیمگیری را برای ارمنستان و آذربایجان پیچیده میکند. مسیرهای خارجی به جای تقویت یکدیگر، انتظارات متناقضی ایجاد میکنند و پیشبینیپذیری فضای مذاکره را کاهش میدهند. در نتیجه، این فرآیند فاقد یک چارچوب واحد است که بتواند تعهدات بلندمدت را حفظ کند.
پویاییهای سیاسی داخلی، بهویژه در طرف ارمنی، پیشرفت را بیشتر محدود میکند. اگرچه دولت پاشینیان بهطور دورهای آمادگی خود را برای تنظیم متن قانون اساسی و همسو کردن مواضع خود با اصول پذیرفتهشده بینالمللی نشان میدهد، اما این گامها با مقاومت شدیدی روبرو میشوند. گروههای مخالف، امتیازدهی را غیرقابل قبول میدانند و چرخههای مکرر بسیج عمومی را آغاز میکنند.
این فضا به طور قابل توجهی فضای مانور سیاسی را محدود میکند. حتی مصالحههای محدود نیز هزینههای داخلی بالایی ایجاد میکنند و توانایی دولت برای مذاکره را تضعیف میکنند. نفوذ سازمانهای مهاجر با ترویج روایتهای حداکثری و حمایت از مواضع سیاسی تندروانه در نهادهای قانونگذاری خارجی، این فشارها را تشدید میکند.
روی هم رفته، این عوامل فضای پذیرش ارمنستان را محدود میکنند. آنها یک محیط ساختاری ایجاد میکنند که در آن تبدیل توافقات دیپلماتیک به اجماع داخلی دشوار میشود. این بیثباتی داخلی در تضاد با زمینه سیاسی باثباتتر آذربایجان است که به باکو تداوم بیشتری در سیاست خارجی خود میدهد.
علیرغم این چالشها، چندین تحول اخیر نشاندهنده پیشرفت است. کانالهای ارتباطی مستقیم بین دو کشور بیشتر و کمتر به میانجیگری شخص ثالث وابسته شدهاند. این تغییر، آسیبپذیری در برابر رقابت خارجی را کاهش میدهد و یک چارچوب دوجانبه منسجمتر ایجاد میکند.
گامهای فنی – از جمله تلاشهای اولیه برای تعیین حدود، بحث در مورد اتصال و برچیدن سازوکارهای بینالمللی منسوخ – به ایجاد محیطی قابل پیشبینیتر کمک میکند. این اقدامات مبنایی را ایجاد میکنند که در نهایت میتوان ترتیبات رسمیتری را بر اساس آن بنا کرد.
با این حال، ثبات بلندمدت نیازمند شرایطی فراتر از مذاکرات رسمی است. برای جلوگیری از ظهور مجدد ساختارهای میانجیگری رقیب، یک محیط بینالمللی منسجمتر ضروری است. به همین ترتیب، ثبات سیاسی داخلی در ارمنستان برای اطمینان از اینکه تعهدات انجام شده در سطح بین ایالتی میتوانند در داخل کشور تثبیت شوند، ضروری است.
بیاعتمادی اجتماعی همچنان یکی دیگر از عوامل پنهان اما تأثیرگذار است. اگرچه کمتر از موانع سیاسی قابل مشاهده است، اما همچنان برداشتهای عمومی را شکل میدهد و فرصتهایی را برای بازیگران داخلی و خارجی فراهم میکند تا در صورت وجود مزیت، مانع پیشرفت شوند.
روند صلح در شکل فعلی خود، بازتابی از تعامل لایه لایه تغییرات ژئوپلیتیکی، محدودیتهای داخلی و میراث تاریخی است. این محدودیتها امکان دستیابی به یک توافق پایدار را از بین نمیبرند، اما احتمال دستیابی به موفقیتهای سریع را کاهش میدهند.
اگر رقابت خارجی کاهش یابد و مشروعیت داخلی تقویت شود، احتمال یک توافق پایدار و قابل اجرا بین ارمنستان و آذربایجان به طور قابل توجهی افزایش مییابد. در چنین شرایطی، یک نظم منطقهای پایدارتر در قفقاز جنوبی به یک نتیجه استراتژیک واقعبینانه تبدیل میشود.
منبع: انجمن کاسپین-آلپاین






