«کریدور تحرک نظامی» راهبرد عملی جناح شرقی ناتو در برابر روسیه
کشورهایی که ایده «کریدور تحرک نظامی» را مطرح کردهاند به تنهایی توان لازم برای ایجاد یک سپر دفاعی یکپارچه در مقابل روسیه را ندارد، قدرتی که با داشتن زرادخانه هستهای میتواند در هر لحظه توازن امنیتی در اروپا را به طور چشمگیری تغییر دهد.
فرشید پرهام، پژوهشگر مسائل قفقاز جنوبی
اندیشکده زاویه: با گذشت چهار سال از جنگ اوکراین، اثرات این بحران همچنان بر معادلات امنیتی اروپا سنگینی میکند، تا جایی که کشورهای اروپایی را واداشته تا استراتژیهای دفاعی خود را از نو طراحی کنند. با توجه به اینکه در شرایط کنونی هیچ افق روشنی برای پایان جنگ در اوکراین متصور نیست، اروپاییها همزمان با افزایش بودجه نظامی، در تلاش هستند همکاریهای نظامی و زیرساختی خود را نیز توسعه دهند تا در برابر هر تهدید احتمالی از سوی روسیه آمادهتر باشد.
در همین رابطه، هشت عضو سازمان ناتو شامل «بلژیک، جمهوری چک، آلمان، لوکزامبورگ، هلند، لهستان، اسلواکی و لیتوانی» اخیراً به ایجاد چارچوبی مشترک با عنوان «کریدور تحرک نظامی» روی آوردهاند. این سازوکار امنیتی جدید از سوی اعضای شرقی در هنگام بروز بحران به کشورهای عضو امکان میدهد در کوتاهترین زمان ممکن نیروهای خود را منتقل، هماهنگ و مستقر کنند. در این طرح، اروپا میکوشد شبکهای از مسیرهای زمینی و لجستیکی را ایجاد کند که مانند شریانهای حیاتی یک پیکره واحد عمل کرده و بتوانند در لحظه تهدید، ضربان دفاعی قاره اروپا را افزایش دهند.
وزارت دفاع لیتوانی اعلام کرده که این کریدور بخشهای گستردهای از اروپای مرکزی و شمالشرقی را در بر میگیرد و قرار است به قلب سامانه تحرک نظامی ناتو تبدیل شود، سامانهای که هدف آن هماهنگسازی مقررات، تسهیل عبور مرزی، استانداردسازی زیرساختها و تضمین انتقال سریع یگانهای نظامی است.
بر اساس این برنامه، مسیرهایی که اکنون از هلند آغاز میشود و از آلمان به لهستان میرسد توسعه مییابد و شاخههای غربی آن از بلژیک و لوکزامبورگ و شاخههای شرقی از لیتوانی، جمهوری چک و اسلواکی عبور خواهد کرد. کشورهای شرکت کننده توافق کردهاند مجموعهای از قوانین مشترک را در این محدودهها اعمال کنند، قوانینی که از کنترل تردد واحدهای نظامی و تبادل اطلاعات گرفته تا ایجاد شبکههای حملونقل استاندارد و تقویت مسیرهای ریلی و جادهای را دربرمیگیرد. فلسفه اصلی این طرح، کاهش زمان واکنش و افزایش انعطاف پذیری دفاع جمعی است تا اگر بحرانی ناگهانی روی دهد، اروپا بتواند بدون تأخیر و بینیاز از سلسله مراتب دشوار اداری وارد میدان عمل شود.
اگرچه تشکیل کریدور تحرک نظامی با هدف دفاع از امنیت اروپاییها طراحی شده است اما این تحرکات را نمیتوان جدا از فضای امنیتی فعلی اروپا ارزیابی کرد. از پایان جنگ جهانی دوم تا امروز، کشورهای غربی همیشه روسیه را تهدیدی مهم برای امنیت مرزهایشان بهحساب آوردهاند و جنگ اوکراین این دغدغه را بیش از هر زمان دیگری شدت داده است. بنابراین، پیشرویهای روسیه در میدان نبرد و نزدیکتر شدن خطوط درگیری به مرزهای ناتو، اروپاییها را به این جمعبندی رسانده که برای مواجهه با تحولات آینده نیازمند سازوکارهای جدید و سنجیده هستند.
حتی تحلیلگران غربی نیز در گزارشها و ارزیابیهای خود تأکید میکنند که روسیه در سه حوزه کلیدی «نیروی انسانی، حجم تجهیزات و ظرفیت تولید تسلیحات» نسبت به کشورهای اروپایی توان بالاتری دارد. همچنین، ورود پهپادهای ناشناس به آسمان لهستان، بلژیک و دانمارک در ماههای اخیر که بسیاری آن را به روسیه نسبت دادند نیز سبب شد کشورهای اروپایی احساس کنند که در برابر تهدیدات جدید آسیبپذیر هستند.
بنابراین، کریدور نظامی جدید میتواند زمان واکنش کشورهای عضو را کاهش داده و ناتو را در برابر تهدیدات احتمالی روسیه هماهنگتر و آمادهتر کند. این طرح در اصل پاسخی به یک ضعف بنیادی است که اروپا تاکنون نتوانسته بود سازوکاری عملی برای انتقال سریع نیروها ایجاد کند. مسیرهای ریلی ناسازگار، پلهای قدیمی با ظرفیت محدود و مقررات متفاوت مرزی مانع تحرک نظامی مؤثر بود. اکنون این کریدور قرار است این مشکلات را از میان برداشته و اروپا را به ساختاری انعطاف پذیر تبدیل کند که در آن هر تهدیدی با واکنشی جمعی و هماهنگ از سوی اعضا روبهرو میشود.
وقتی اظهارات رهبران اروپا را در کنار تحولات پرتنش این قاره بگذاریم، به راحتی درمییابیم که دوران پیش از جنگ اوکراین دیگر قابل بازگشت نیست و مناسبات غرب و روسیه وارد مرحلهای تازه و پرتنش شده است. در چنین فضایی، افزایش توان دفاعی و آمادهسازی برای مقابله با خطرات احتمالی روسیه، به اولویت اصلی دولتهای اروپایی تبدیل شده است. این فضا را الکساندر ووچیچ، رئیسجمهور صربستان نیز بهخوبی توصیف کرده و با اشاره به تحرکات نظامی محسوس در برخی کشورهای اروپایی هشدار داد:«وقتی شرایط را دقیق بررسی کنیم، میبینیم احتمال درگیری میان اروپا و روسیه رو به رشد است. این تنها یک هشدار ساده نیست، نشانهها میگویند همه بازیگران در حال آمادهسازی خود برای چنین رویارویی هستند».
از این رو، در چنین فضای ملتهب و پرتنشی، این اقدام را میتوان گامی بلند در مسیر اروپایی دانست که اکنون بیش از هر زمان دیگری میکوشد نه تنها در عرصه اقتصادی بلکه در حوزه امنیت و دفاع نیز به سطحی تازه از انسجام، خوداتکایی و استقلال دست یابد.
علاوهبراین، تحرکات اخیر اروپا را میتوان واکنشی به سیاستهای امنیتی آمریکا در ناتو دانست. اروپا برای دههها به چتر امنیتی آمریکا در قالب ناتو وابسته بود اما در سالهای اخیر این وابستگی به واسطه تغییر رویکردهای واشینگتن و احتمال کاهش نقش آمریکا در ناتو نگرانیهای زیادی ایجاد کرده است. فشارهای آمریکا برای مجبور کردن کشورهای اروپایی به اختصاص بودجه بیشتر به ناتو، بحث درباره خروج احتمالی واشنگتن از این ائتلاف و رقابتهای راهبردی جدید در سطح جهانی، به خوبی گویای این واقعیت است که اروپا دیگر نمیتواند امنیت خود را کاملاً بر تعهدات آمریکا بنا کند.
با این تفاسیر حرکت به سمت ایجاد سازوکارهای دفاعی مستقل از جمله طرحهایی که فرانسه و آلمان در قالب «ناتوی اروپایی» مطرح کردهاند، بخشی از راهبرد جدید اروپا برای کاهش وابستگی به واشنگتن است. ایجاد کریدور تحرک نظامی را نیز باید در همین چارچوب تحلیل کرد که تلاشی برای ایجاد توان دفاعی بر پایه ظرفیتهای اروپایی و عدم اتکای یکجانبه به واشینگتن است. در واقع، این اقدام پیامی روشن دارد مبنی بر اینکه اروپا میخواهد در صورت تغییر موضع آمریکا یا کاهش تعهدات آن در ناتو، بتواند روی پای خود بایستد و امنیت خویش را تأمین کند.
در سوی دیگر ماجرا، کشورهای اروپایی که خود را در خط مقدم مواجهه با روسیه میبینند، تجربههای تلخ جنگ اوکراین را به عنوان زنگ خطری جدی تلقی کردهاند. حمله روسیه به اوکراین بسیاری از پایتختهای اروپایی را غافلگیر کرد و نشان داد که هماهنگی در میان کشورهای عضو ناتو به مراتب کمتر از آن چیزی است که تصور میشد. اگرچه کمکهای گسترده مالی و نظامی به کییف ارسال شد اما نبود یک سیستم امنیتی یکپارچه باعث شد تصمیمگیریها کند، واکنشها پراکنده و تحریمها در برخی موارد ناکارآمد باشد. امروز پس از چهار سال جنگ، اروپا دریافته که نه تنها ابتکارعمل اولیه را از دست داده بلکه توازن میدانی در نهایت به سود روسیه پیش رفته است.
به همین دلیل، بسیاری از دولتهای اروپایی معتقدند باید پیش از وقوع بحران، زمینههای دفاع مشترک را تقویت کرد. بنابراین، ایجاد کریدور تحرک نظامی بخشی از «اصلاح ساختاری» در معماری امنیتی اروپا است که میکوشد با بازنگری در ضعفها و لغزشهای گذشته، از تکرار آسیبهایی که در جبهه اوکراین متحمل شدند جلوگیری کنند.
در پایان، طرح کریدور تحرک نظامی را میتوان گامی مهم در مسیر شکلدهی به یک اروپا با قابلیت دفاعی هماهنگ دانست اما با وجود اهمیت این اقدام، پرسشهای مهمی درباره توانایی واقعی اروپا در مقابله با تهدیداتی در سطح روسیه وجود دارد. هشت کشوری که این ابتکار را پیش میبرند هرچند در منطقهای حساس قرار دارند اما از نظر توان نظامی به تنهایی قادر به ایجاد سپر دفاعی یکپارچه در برابر روسیه نیستند، زیرا زرادخانه هستهای گسترده روسیه همچنان برگ برندهای است که میتواند در هر لحظه توازن امنیتی در اروپا را دگرگون سازد.






