ایجاد کردستان مستقل، آرزوی دیرین اسرائیل و معضل استراتژیک آنکارا

پس از انقلابهای عربی، ایالات متحده و اسرائیل با هدف شکستن محاصره اعراب حول اسرائیل و تثبیت هژمونی خود، پروژه ایجاد یک کردستان مستقل و متحد را در غرب آسیا کلید زدند. در این میان، موضع ترکیه تحت رهبری اردوغان متناقض به نظر میرسد: اگرچه این کشور سالها با جداییطلبی کردی مبارزه کرده، اما اکنون با پذیرش طرح انحلال پکک و پیوستن آن به نیروهای کرد سوریه، به بازیگری در این نقشه تبدیل شده است. این تحلیل نشان میدهد که آنکارا یا خود عاملی در اجرای نقشه غرب است یا با درکی نادرست، امنیت ملی و تمامیت ارضی خود را به خطر انداخته است.
دکتر حسن صادقیان، کارشناس مسائل ترکیه
اندیشکده زاویه: بعد از رخدادهای اخیر منطقه غرب آسیا به ویژه فروپاشی رژیم بشار اسد، ایالات متحده و اسرائیل استارت تأسیس یک دولت مستقل کردی در منطقه، متحد با خود، زدند تا امنیت اسرائیل را تضمین کرده و محاصره اعراب اطراف آن را بشکنند.
در این میان حمایت ترکیه، یکی از بازیگران و کشورهای مؤثر منطقه، برای موفقیت این پروژه بسیار ارزشمند بوده و این امر با رهبری رجب طیب اردوغان درحال تحقق است.
در حقیقت، این پروژه با بیثبات کردن کشورهای عربی مانند عراق و سوریه، به همراه رژیمهای آنان، به دلایل مذهبی، فرقهای و نژادی، تحت پوشش «بهار عربی» و ایجاد مناطق کردنشین در آنجا آغاز شد که در این پروژه ترکیه علیرغم مخالفت محدود با ایجاد مناطق مستقل کردی، عملاً از پروژه بهار عربی حمایت حداکثری داشت. به عبارت دیگر، حمایت سیاسی، اقتصادی و نظامی بیدریغ ترکیه برای تأسیس منطقه کردنشین سوریه تا حد محدودی ارائه شد، اما هرگز به سطح مطلوب آمریکاییها نرسیده است؛ زیرا منطقه سوریه تحت کنترل پکک است و پکک تهدیدی قابل توجه برای امنیت ملی ترکیه محسوب میشود.
در این شرایط، آمریکاییها برای متقاعد کردن ترکیه، پروژه انحلال پکک، زمین گذاشتن سلاحهایش و پیوستن به YPG و PYD را که در سوریه به عنوان SDF شناخته میشوند، پیشنهاد داد. در اصل، این واقعیت زیربنای رویدادهای «روند صلح کردی» و «کمیسیون» است که در حال حاضر در ترکیه روند اجرایی اش را سپری می کند و با اما و اگرهای زیادی مواجه می باشد.
این راه حل پیشنهادی که توسط غرب و آمریکا از طریق پکک ارائه شد، به دولتی که حیات سیاسیاش در ترکیه – کشوری که پیش از این به دلیل ناکارآمدی و سفسطه رژیم تکنفره «دولت شخصی» و همچنین سالها سیاستهای ناقص اتحاد اردوغان/حزب عدالت و توسعه/حزب حرکت ملی/حزب هوداپار کردی ویران شده بود – به پایان رسیده بود، فرصتی برای پیشنهاد «اصلاح قانون اساسی» تحت شعار «پایان دادن به تروریسم» فراهم کرد تا بلکه بار دیگر طبق گفته اوزگور اوزل، رئیس حزب جنهوری خلق، به جای “تمام”، “دوام” یابد.
مطابق با این پروژه، پکک خود را منحل کرد تا به سوریه نقل مکان کند و گروه کوچکی در درون آن با سوزاندن نمادین تعدادی سلاح که قرار بود به سوریه منتقل شوند، این تصمیم را نمادین کردند.
در این برهه، علاوه بر هزینههای هنگفت نظامی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی که ترکیه تاکنون به شکل میلیونها پناهنده و کشته شدن هزاران سرباز پرداخت کرده است، به نظر میرسد تمایل آمریکاییها برای سازماندهی پکک به عنوان یک نهاد کردی خودمختار در سوریه، آخرین تیر ترکش است که عاقبت امنیت ترکیه و تمامیت ارضی آن را تحتالشعاع قرار خواهد داد.
پوشش رسانهای هشدار وزیر امور خارجه، هاکان فیدان، به YPG مبنی بر اینکه «ما احمق نیستیم، ما نسبت به ترفندهای کوچکی که شما نشان میدهید کور نیستیم»، نشان میدهد که ترکیه نمیتواند ساختاری را که از طریق این سازماندهی و انتقال سلاح ایجاد خواهد شد، بپذیرد.
اما، سوال اساسی این است:
از آنجایی که رهبران آنکارا از همان ابتدای «روند» با این نتیجه کاملاً مشهود و شناخته شده مخالف بودند، چرا این روند را آغاز کردند و چرا هنوز آن را ادامه میدهند، در حالی که میدانند این نتیجه است؟
در پاسخ می توان به دو گزاره محتمل اشاره نمود:
۱. رهبران آنکارا خود جزئی از پروژه هستند و حتی به مثابه کارگزار اصلی تحقق اهداف سیاستهای جهانی آمریکا نقش ایفا می کنند و در این میان در قبال بقاء حاکمیت، از خطرات و آسیب های منطقه ای و داخلی چشم پوشی میکنند؛
۲. رهبران آنکارا درک درستی از معادلات سیاسی ندارند و متاثر از هیجانات سیاسی و هویتی و ایدئولوژیک رفتار میکنند و در این میان، دستیابی به منافع موقت و کوتاهمدت به موازات وابستگی را به منافع بلندمدت در عین استقلال و رهاشدگی از چنگال غربیها ترجیح میدهند.
در پایان باید خاطرنشان کرد که رهبران آنکارا به تاثیرات مثبت منطقهای روند صلح کردی امیدوارند؛ احتمالاً مهمترین تاثیر در روابط ترکیه با اقلیم کردستان عراق دیده خواهد شد؛ از سرگیری اخیر صادرات نفت این تاثیر را نشان میدهد.
ترکیه تنها دروازه اقلیم کردستان عراق به غرب است؛ بحران اصلی در رابطه ترکیه با اقلیم، درگیری کردها، پکک و قندیل بود. با حذف مسئله تسلیحات از دستور کار، باید انتظار گشایش در روابط اقتصادی و سیاسی در روابط ترکیه و اقلیم را داشت.
هرچند، برخی از کارشناسان بر این باورند احتمال تغییر موضع ترکیه در مورد مسئله سوریه و روژوا نیز وجود دارد. در صورت حل و فصل مسئله پکک، درک آنکارا از تهدید امنیتی سوریه هم تغییر خواهد یافت؛ با این اوصاف همانطور که در سطور فوق اشاره شد تحرکات آمریکا و غرب در سوریه در ارتباط با کردهای این کشور همچنان ادامه خواهد یافت و همچنان به مثابه یک زخم ترکیه را رنج خواهد داد.
طبق یافتههای مؤسسه تحقیقاتی آنکارا، از هر دو نفر، یک نفر فکر میکنند که روابط با دولت اقلیم کردستان عراق باید بیشتر تقویت شود. تنها ۱۴ درصد به تضعیف روابط تأکید دارند. همچنین، بیش از یک سوم مردم (۳۸ درصد) طرفدار موضعگیری صریح علیه ساختار سیاسی بالقوه کردها در سوریه هستند. با این حال، نزدیک ۳۰ درصد میگویند روابط حسنهای با کردهای سوریه مشابه روابط با اقلیم کردستان عراق باید برقرار شود.