قفقاز جنوبی؛ عمق استراتژیک ایران و ضرورت صیانت از آن

قفقاز جنوبی تنها یک همسایه نیست؛ عمق استراتژیک ایران و حیاط خلوت امنیتی این کشور محسوب میشود. غفلت از این منطقه یا اجازه حضور بازیگران مخرب، تهدیدی مستقیم برای امنیت ملی، اقتصاد و هویت فرهنگی ایران است.
حمید خوشآیند کارشناس مسائل قفقاز جنوبی
اندیشکده زاویه: قفقاز جنوبی به عنوان امتداد طبیعی جغرافیای سیاسی و فرهنگی ایران، همواره در طول تاریخ نقش تعیینکنندهای در امنیت، اقتصاد و هویت ملی این سرزمین ایفا کرده است. این منطقه که در نقطه تلاقی تمدنها، فرهنگها و قدرتهای بزرگ قرار گرفته، نه تنها یک همسایه صرف، بلکه بخشی جداییناپذیر از عمق راهبردی ایران محسوب میشود. اهمیت این منطقه برای ایران آنچنان حیاتی است که هرگونه غفلت از آن یا اجازه حضور بیضابطه به بازیگران مخرب و توسعهطلب، میتواند تبعات جبرانناپذیری برای امنیت ملی و منافع حیاتی کشور به همراه داشته باشد.
دلایل بنیادین اهمیت قفقاز جنوبی برای ایران را میتوان در ابعاد مختلفی تحلیل نمود. بعد امنیتی و دفاعی نخستین و مهمترین بعد این اهمیت است. قفقاز جنوبی به عنوان نزدیکترین منطقه به هسته مرکزی ایران، عمق استراتژیک طبیعی کشور به شمار میرود. وجود مرزهای طولانی با کشورهای این منطقه و اشتراکات قومی و مذهبی در مناطق مرزی، هرگونه تحولات امنیتی در قفقاز جنوبی را مستقیماً به امنیت داخلی ایران گره میزند. بیثباتی در این منطقه میتواند به ایجاد کانونهای ناامنی، قاچاق سلاح و مواد مخدر، و تحریک گرایشهای جداییطلبانه در مناطق مرزی ایران بینجامد. حضور بازیگران مخرب و توسعهطلب مانند رژیم صهیونیستی که به دنبال ایجاد پایگاه برای فشار به ایران است، یا تلاشهای برخی قدرتهای منطقهای برای اعمال نفوذ یکجانبه، میتواند این تهدیدات را تشدید کرده و امنیت ملی ایران را به مخاطره اندازد.
بعد دوم، اهمیت اقتصادی و ترانزیتی قفقاز جنوبی است. این منطقه به عنوان حلقه اتصال اوراسیا به غرب آسیا، یکی از کلیدیترین کریدورهای ترانزیتی جهان محسوب میشود. پروژههای بینالمللی مانند کریدور شمال – جنوب که ایران را به بازارهای گسترده روسیه و اروپا متصل میکند، از این منطقه میگذرد. کنترل و نفوذ در این مسیرهای ترانزیتی نه تنها منافع اقتصادی عظیمی برای ایران به همراه دارد، بلکه اهرم مهمی برای افزایش نقشآفرینی منطقهای و بینالمللی کشور فراهم میسازد. غفلت از این بعد و اجازه سلطه بازیگران رقیب بر این کریدورها، به معنای از دست دادن فرصتهای تاریخی و به حاشیه رانده شدن در رقابتهای ژئوپلیتیک است.
بعد سوم، اهمیت فرهنگی و تمدنی قفقاز جنوبی برای ایران است. این منطقه دارای اشتراکات تاریخی، زبانی، مذهبی و فرهنگی عمیق با ایران است. میراث مشترک تمدنی، همزیستی طولانی مدت و روابط فرهنگی پایدار، سرمایهای ارزشمند برای نفوذ نرم ایران در منطقه فراهم کرده است. این اشتراکات میتواند زمینهساز تقویت دیپلماسی عمومی و ایجاد فضای اعتماد برای توسعه همکاریهای همهجانبه باشد. نادیده گرفتن این سرمایه عظیم فرهنگی، به معنای واگذاری عرصه به رقبایی است که به دنبال تضعیف این پیوندها و جایگزینی آن با گفتمانهای متضاد با منافع ایران هستند.
بعد چهارم، اهمیت انرژی قفقاز جنوبی است. این منطقه دارای ذخایر انرژی قابل توجه و همچنین مسیرهای انتقال انرژی حیاتی است. ایران میتواند با ایفای نقش فعال در معادلات انرژی منطقه، هم به امنیت انرژی خود کمک کند و هم نقش مهمی در امنیت انرژی جهانی ایفا نماید. حضور بازیگران مخرب در این عرصه میتواند موجب انحصارطلبی، تحریمها و محدودیتهای ضدایرانی شود.
با توجه به این ابعاد حیاتی، رویکرد ایران نسبت به قفقاز جنوبی باید مبتنی بر چند اصل راهبردی باشد. نخست، اتخاذ دیپلماسی فعال و چندجانبهگرایی هوشمندانه با همه کشورهای منطقه بر اساس احترام متقابل و منافع مشترک. دوم، توسعه و تعمیق همکاریهای اقتصادی، به ویژه در زمینه ترانزیت، انرژی و تجارت. سوم، تقویت دیپلماسی فرهنگی و رسانهای برای تحکیم پیوندهای تمدنی و مقابله با تبلیغاتهای ضدایرانی. چهارم، تقویت همکاریهای امنیتی و مرزی با کشورهای منطقه برای مقابله با تهدیدات مشترک. و پنجم، هوشیاری و مقابله فعال با نقشههای تخریبگرانه بازیگران فرامنطقهای که به دنبال ایجاد شکاف و ناامنی در منطقه هستند.
در پایان باید تأکید کرد که قفقاز جنوبی صحنه آزمون اراده و دوراندیشی دیپلماسی ایران است. این منطقه نه تنها یک عمق استراتژیک، بلکه بخشی از هویت و آینده ایران محسوب میشود. رویکرد فعال، هوشمند و مبتنی بر تعامل سازنده با همه کشورهای منطقه، همراه با هوشیاری و مقابله با نقشههای تخریبگرانه بازیگران بیرونی، تنها راه حفظ این عمق استراتژیک و تبدیل تهدیدات به فرصتهای بینظیر برای اعتلای ایران است. غفلت از این منطقه راهبردی میتواند هزینههای جبرانناپذیری برای امنیت و منافع ملی ایران به همراه داشته باشد.