ارمنستان در گذار از بازاندیشی هویتی تا واقعیتهای ژئوپلیتیک جدید
پس از پایان مناقشه قرهباغ، ارمنستان وارد مرحلهای تازه از بازتعریف هویت، امنیت و سیاست خارجی خود شده است. تغییر اولویتها از آرمان بازپسگیری به دولتسازی واقعگرایانه، همراه با تحولات مرزی، همکاریهای اقتصادی و رقابت قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای، چشمانداز جدیدی برای این کشور رقم زده است. در این میان، تنوعبخشی به روابط خارجی به مهمترین راهبرد ایروان برای کاهش وابستگی و تثبیت آینده بدل شده است.
زهرا اخوانزاده – پژوهشگر مسائل ترکیه و قفقاز جنوبی
اندیشکده زاویه: پس از پایان مناقشه قرهباغ، قفقاز جنوبی وارد مرحله جدیدی از تحول شده است که در آن رقابت بر سر معماری سیاسی و امنیتی آینده منطقه، جایگزین منازعات ارضی شده است. روند صلح ارمنستان و آذربایجان به تدریج از محدوده روابط دوجانبه فراتر رفته و به بخشی از رقابت گستردهتر بین قدرتهای جهانی و منطقهای تبدیل شده است. در این میان، ارمنستان با بازنگری بنیادین در مدل توسعه، اولویتهای سیاست خارجی و درک امنیت ملی خود مواجه شده است. تحلیل دیدگاههای دیوید استپانیان، کارشناس برجسته ارمنی در امور منطقهای، میتواند تصویر روشنی از تحولات جاری و چشمانداز پیشِ روی این کشور ترسیم کند.
گذار از آرمان بازپسگیری به واقعگرایی دولتسازی
یکی از مهمترین دگرگونیهای رخداده در جامعه ارمنستان، تغییر تدریجی پرسش محوری از «چگونه قرهباغ را بازپس گیریم؟» به «چگونه ارمنستانی پایدار بدون قرهباغ بسازیم؟» است. این تغییر در آگاهی عمومی، نهتنها در گفتمان نخستوزیر نیکول پاشینیان که آشکارا از محدودیتهای مناقشه بر حاکمیت ملی سخن میگوید، بلکه در نتایج انتخابات پارلمانی نیز بازتاب یافته است. کسب نزدیک به نیمی از آرا توسط حزب «قرارداد مدنی»، نشانگر آن است که این تحول به یک واقعیت سیاسی مبدل شده و اولویت توسعهگرایانه، جایگزین آرمانهای پیشین شده است.
تهدیدات استراتژیک و چالش تعیین مرز
در حالی که حفظ نظام سیاسی مبتنی بر مناقشه حلنشده، تهدید استراتژیک اصلی ارمنستان تلقی نمیشود، خطر رویارویی نظامی مجدد با آذربایجان همچنان جدی ارزیابی میشود. اظهارات و مفاهیمی چون «آذربایجان غربی» در گفتمان عمومی، نگرانیهای امنیتی را تشدید کرده و روند اعتمادسازی را با کندی مواجه ساخته است. در این میان، مهمترین پیشنیاز برای اعلام پایان واقعی مناقشه، تکمیل فرآیند تحدید حدود و علامتگذاری مرزهای بینالمللی است. با خروج جمعیت ارمنی از قرهباغ، این مسئله به تنها گره کور باقیمانده تبدیل شده و کندی پیشرفت در این زمینه (با تنها ۱۲.۷ کیلومتر تعیینمرز در طول دو سال) یکی از موانع اصلی صلح پایدار محسوب میشود.
چشمانداز همکاری اقتصادی؛ گامهای مثبت اما ناکافی
افق همکاری اقتصادی ارمنستان و آذربایجان واقعبینانه ارزیابی میشود، چراکه گامهای عملی مشخصی برداشته شده است. ورود سوخت آذربایجانی به بازار ارمنستان، ترانزیت ریلی کالاهای روسی از خاک آذربایجان، و توافق برای عبور کابل اینترنت از ارمنستان به نخجوان، نمونههایی از شکلگیری وابستگی متقابل اقتصادی هستند. با این حال، عدم صادرات کالاهای ارمنی به آذربایجان و کندی پیشرفت در پروژههای ترانزیتی، نشان از فاصله تا همکاری کامل دارد. با این وجود، علاقه ایروان به واردات گاز طبیعی از باکو در چارچوب استراتژی تنوعبخشیدن به منابع انرژی، امیدواریها را برای گسترش همکاریها افزایش داده است.
تریپ؛ مثلثی از اقتصاد، امنیت و تنوعبخشی
ابتکار تریپ (مسیر ترامپ برای صلح و شکوفایی) برای ارمنستان از اهمیت چندوجهی برخوردار است. مزایای اقتصادی، تضمینهای امنیتی، و کاهش وابستگی به مسیرهای حملونقل روسیه، سه عاملی هستند که هرکدام نقشی استراتژیک و غیرقابلچشمپوشی ایفا میکنند. این پروژه بهویژه از منظر تأمین دسترسی زمینی آذربایجان به نخجوان و ایجاد مدلی مصالحهآمیز برای اتصال حملونقل، حائز اهمیت است. ارمنستان نیز مانند سایر بازیگران، به دنبال بهرهمندی اقتصادی از این کریدور است و همزمان، آن را فرصتی برای خروج از انحصار زیرساختهای روسی میداند.
روسیه؛ از دست دادن انحصار، نه پایان حضور
گرچه روسیه سهم قابلتوجهی از نفوذ پیشین خود در ارمنستان را از دست داده، اما نتیجهگیری درباره خروج کامل مسکو از معادلات سیاسی این کشور، زودهنگام است. حضور نیروهای سیاسی طرفدار روسیه در مجلس جدید و بهکارگیری ابزارهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی توسط کرملین، نشان از تداوم نفوذ دارد. با این حال، آنچه تغییر کرده، ماهیت این نفوذ است؛ دیگر از انحصار گذشته خبری نیست و روسیه باید بهعنوان یکی از جهتهای سیاست خارجی ارمنستان (نه محور اصلی) پذیرفته شود. در ارمنستان نه تقاضای عمومی و نه سیاسی برای گسست کامل از مسکو وجود دارد و احتمال چنین سناریویی بیش از آنکه از سوی ایروان رقم بخورد، به ابتکار خود روسیه وابسته است.
آمریکا؛ صلح بهمثابه پیشنیاز، نه هدف نهایی
ایالات متحده با استفاده از ابتکارات حملونقل و سازوکارهای صلحسازی، به دنبال تثبیت حضور بلندمدت خود در قفقاز جنوبی است. هدف راهبردی واشنگتن، مهار نفوذ روسیه، ایران و چین از طریق ایجاد جایپایی ژئوپلیتیکی است. با این حال، تحقق این استراتژی منوط به موفقیت روند صلح ارمنستان و آذربایجان است؛ چراکه دههها درگیری، منطقه را به فضایی برای رقبای آمریکا تبدیل کرده بود. صلح در این معادله، هدف نهایی سیاست آمریکا نیست، بلکه پیشنیازی ضروری برای اجرای یک استراتژی منطقهای گستردهتر محسوب میشود.
بازگشایی مرز ترکیه؛ فراتر از اقتصاد، تغییر موازنه
گشایش مرز ارمنستان و ترکیه، در صورت تحقق، پیامدهایی فراتر از منافع اقتصادی بهدنبال خواهد داشت. اگرچه ارمنستان هرگز کاملاً منزوی نبوده، اما هزینههای صادرات و واردات بهدلیل بسته بودن این مرز بهطور قابلتوجهی افزایش یافته است. بازگشایی آن، ضمن کاهش وابستگی به مسیرهای روسی، تأثیر مثبتی بر امنیت ملی خواهد داشت. در سطح ژئوپلیتیک، این رویداد به تقویت نفوذ ترکیه و تضعیف جایگاه روسیه در منطقه منجر خواهد شد؛ منطقی که حمایت واشنگتن و مخالفت مسکو را تبیین میکند.
ادراک متقابل و ضرورت تغییر روایتها
برداشت جامعه ارمنستان از آذربایجان، همچنان با نگرانیهای امنیتی همراه است، بهویژه پس از ورود بیش از صد هزار ارمنیِ آواره از قرهباغ که چالشهای اجتماعی و اقتصادی بزرگی ایجاد کرده است. با این حال، این نگرشها قطعی نیستند و با گذشت زمان و تکامل روایتهای دو طرف، امکان تغییر وجود دارد. استپانیان تأکید دارد که این یک فرآیند دوطرفه است و تغییر سیاست باکو نسبت به ارمنیها، واکنش مثبت سریعی در ایروان بهدنبال خواهد داشت، چراکه هیچیک از دو ملت به ادامه تنشها و تلفات انسانی علاقه ندارند.
چین؛ بازیگر ژئواکونومیک در انتظار تفاهم با آمریکا
علاقه پکن به قفقاز جنوبی عمدتاً ژئواکونومیکی است، بهویژه آنکه بسیاری از پروژههای آمریکایی در منطقه، جایگزینی برای طرح کمربند و جاده محسوب میشوند. آینده حضور چین در معماری حملونقل قفقاز جنوبی، تا حد زیادی به وضعیت کلی روابط ایالات متحده و چین بستگی دارد. در صورت تشدید رقابت استراتژیک، پکن از کریدورهایی که نفوذ آمریکا را تقویت کنند، حمایت نخواهد کرد؛ اما در صورت حصول تفاهمهای استراتژیک بین دو قدرت، نقش چین میتواند بهطور قابلتوجهی افزایش یابد.
جمعبندی؛ تنوعبخشی اقتصادی، کلید آینده ارمنستان
مهمترین تصمیمی که ارمنستان در سالهای ۲۰۲۶-۲۰۲۷ میتواند اتخاذ کند، تمرکز بر تنوعبخشی به روابط اقتصادی خارجی است. این راهبرد، بهطور طبیعی به تنوع سیاسی خواهد انجامید و ارمنستان را از وابستگیهای مضر گذشته رهایی میبخشد. در مقابل، خطرناکترین اشتباه برای ایروان، تسلیم مجدد در برابر فشارهای روسیه است؛ تجربه تلخ سال ۲۰۱۳ که با کنار گذاشتن مسیر ادغام اروپایی بهدلیل فشار مسکو و پیوستن به اتحادیه اوراسیا، امروز بهعنوان ابزاری برای اعمال فشار بر ارمنستان علیه منافع این کشور تبدیل شده است. عبرتگیری از این تجربه و پایبندی به مسیر تنوعبخشی، شرط اساسی برای تضمین توسعه بلندمدت و پایدار ارمنستان محسوب میشود.






