نبرد کریدورها؛ تقابل «راهآهن حجاز» و «ایمک» در منطقه
منطقه در آستانه تغییرات مهمی در نظم ترانزیتی قرار گرفته است. تقابل کریدور آمریکایی-اسرائیلی «ایمک» و پروژه تاریخی «راهآهن حجاز» با محوریت ترکیه، تنها یک نبرد تجاری نیست؛ بلکه زورآزمایی ژئوپلیتیکی برای بازتعریف نفوذ منطقهای است. آیا کشورهای عربی با عبور از سایه اسرائیل، به دنبال استقلال استراتژیک در شبکه تجارت جهانی هستند؟
محمدامین نوربالا تفتی – پژوهشگر مسائل ترکیه و قفقاز
اندیشکده زاویه: در چند سال اخیر، خاورمیانه به میدان رقابت کریدورهای ترانزیتی تبدیل شده است. در یک سو، کریدور اقتصادی هند-خاورمیانه-اروپا (IMEC) با حمایت آمریکا و مشارکت هند، امارات، عربستان، اردن، اسرائیل و اتحادیه اروپا طراحی شد و از سوی دیگر، راهآهن حجاز با محوریت ترکیه و مشارکت سوریه، اردن، عربستان و عمان میکوشد مسیری زمینی و مستقل از اسرائیل برای اتصال خلیج فارس به اروپا بسازد.
ایمک در حاشیه اجلاس G20 رونمایی شد. هدف آن مسیر تجاری مدرن از هند به خلیج فارس، عربستان، اسرائیل و اروپا بود. بندر حیفا دروازه اصلی تعریف شد. ایمک ماهیتی آمریکایی-اسرائیلی داشت و میخواست اسرائیل را هاب ترانزیتی ضروری منطقه کند؛ اما جنگ غزه افکار عمومی جهان عرب را علیه اسرائیل کرد و همکاری علنی کشورهای عربی را با آن دشوار ساخت.
راهآهن حجاز پروژه تاریخی دوران عثمانی است که ترکیه آن را احیا میکند. مسیر آن از استانبول و آناتولی آغاز میشود، از سوریه میگذرد، به حلب و دمشق میرسد، سپس اردن، امان، معان و عقبه، بعد عربستان، تبوک، مداین صالح، مدینه و مکه. این کریدور اسرائیل را دور میزند و به کشورهای عربی امکان میدهد بدون وابستگی به اسرائیل به اروپا برسند. پرسش اصلی این است که رقابت این دو کریدور چه تأثیری بر نظم ترانزیتی و ژئوپلیتیک خاورمیانه دارد.
مزیتهای کریدور حجاز نسبت به ایمک
۱. دور زدن کامل اسرائیل
بارزترین مزیت راهآهن حجاز دور زدن اسرائیل است. با جنگ غزه، افکار عمومی جهان عرب علیه اسرائیل است؛ عربستان، اردن و سوریه نیازی به توجیه همکاری با اسرائیل ندارند. ایمک کشورهای عربی را در ائتلاف اقتصادی به رهبری واشنگتن قرار میداد که اسرائیل نقش محوری در آن داشت.
۲. بازسازی سوریه و همگرایی عربی
عبور راهآهن از سوریه، این کشور جنگزده و منزوی را به شبکه تجاری منطقه وصل میکند. درآمد ترانزیت و اشتغال به اقتصاد سوریه کمک میکند. بازگشت سوریه به اتحادیه عرب و همگرایی با همسایگان عربی تقویت میشود. ایمک هیچ نقشی برای سوریه نداشت.
۳. استقلال سیاسی از آمریکا و اسرائیل
ایمک پروژه آمریکایی-اسرائیلی بود که کشورهای عربی را تحت امر واشنگتن قرار میداد. راهآهن حجاز ابتکاری منطقهای با رهبری ترکیه و مشارکت عربی است؛ به کشورهای عربی استقلال عمل میدهد و وابستگی به واشنگتن را کم میکند. امکان سیاست متوازنتر میان شرق و غرب، چین و آمریکا، و ایران و اسرائیل برای آنها فراهم میشود.
۴. سرعت و هزینه کمتر
راهآهن حجاز مسیری تماماً زمینی است. هزینه عملیات چندوجهی مثل بارگیری و تخلیه مکرر و انبارداری را حذف میکند. زمان حمل را به پنج تا هفت روز میرساند که از ایمک سریعتر است. برای کالاهای حساس به زمان، حیاتی است و میتواند گزینه اول حمل کالاهای صنعتی و کشاورزی شود.
۵. گسترش به عمان و فراتر از آن
ایمک در نقطه پایانی، بندر حیفا را داشت و توسعه چندانی نداشت. راهآهن حجاز برنامه گسترش به عمان و اقیانوس هند دارد. عمان خود در حاشیه تنگه هرمز است، اما بندرهای اصلی تجاری عمان یعنی صحار، دقم و صلاله بیرون تنگه و در دریای عمان و دریای عرباند. کشتیهای اقیانوس هند برای رسیدن به این بندرها نیاز به عبور از تنگه هرمز ندارند. عربستان، امارات، قطر، کویت و عراق برای دسترسی به آبهای آزاد ناچار به عبور از تنگه هرمز هستند. پس عمان میتواند مسیری جایگزین باشد؛ محمولهها با ریل به بندرهای عمانی میرسند و بدون عبور از تنگه هرمز به اقیانوس هند و بازارهای آسیایی و اروپایی میروند. این کریدور میتواند به شبکه جهانی متصل شود و خلیج فارس را به اروپا و آسیای جنوبی و شرقی وصل کند.
کارشکنیهای اسرائیل در برابر راهآهن حجاز
1. فشار دیپلماتیک بر آمریکا
یکی از محورهای کارشکنی اسرائیل، فشار دیپلماتیک بر آمریکاست. میری رگف، وزیر حملونقل اسرائیل در نامهای به نتانیاهو، راهآهن حجاز را تهدید استراتژیک واقعی خواند و خواست آمریکا ابتکارات تجاری منطقهای که اسرائیل را دور میزنند، متوقف یا محدود کند. گزارشها از حدود ۱۱ ایمیل نهادهای اسرائیلی به دفاتر نمایندگان جمهوریخواه کنگره خبر میدهند که همکاری ریلی ترکیه و عربستان را خصمانه و تهدید توافق ابراهیم توصیف کردهاند.
2. حضور نظامی در جنوب سوریه
دومین محور، حضور نظامی اسرائیل در جنوب سوریه است. پس از سقوط بشار اسد، اسرائیل منطقه حائل جولان را تصرف کرد و حضور خود را در قنیطره، درعا و ریف دمشق گسترش داد. مهمترین دستاورد، تصرف کوه جبلالشیخ یا حرمون است؛ ارتفاع ۲۸۱۴ متری که دید کامل بر دمشق، مدیترانه، عراق، اردن و لبنان دارد. اسرائیل از گروههای تجزیهطلب دروزی در سویدا حمایت مالی و نظامی میکند. این اقدامات امنیت مسیر راهآهن در سوریه را به خطر میاندازد و با ایجاد مناطق نفوذ جداگانه، یک دولت-ملت در حال شکلگیری در جنوب سوریه میسازد که میتواند هر طرح ترانزیتی فراگیر را مختل کند.
نتیجهگیری
رقابت کریدور حجاز با ایمک، فقط تجاری یا حملونقلی نیست؛ نبردی ژئوپلیتیکی بر سر آینده نظم منطقه خاورمیانه است. ایمک میخواست اسرائیل را هاب اصلی ترانزیت کند و کشورهای عربی را در ائتلاف آمریکا قرار دهد. راهآهن حجاز با دور زدن اسرائیل، اتصال سوریه، کاهش وابستگی به آمریکا، سرعت و هزینه کمتر، و گسترش به عمان و اقیانوس هند، مدل متفاوتی ارائه میدهد. تحقق این چشمانداز به اراده سیاسی پایدار، سرمایهگذاری مالی، ثبات امنیتی و همکاری منطقهای نیاز دارد. پرسش اساسی این است که آیا کشورهای منطقه بر اختلافات تاریخی و رقابتهای ژئوپلیتیکی غلبه میکنند و این پروژه را به نماد همکاری تبدیل میکنند یا منافع کوتاهمدت مانع میشود؟ پاسخ این پرسش، سرنوشت پروژه و آینده خاورمیانه را تعیین میکند.





