درباره آینده ترکیه در خاورمیانه
سلیمان سیفی اوگون در یادداشتی تحلیلی در روزنامه «ینی شفق» به واکاوی معماری جدید خاورمیانه پرداخته است. او با بررسی رقابتهای استراتژیک میان بلوک آتلانتیک، ایران و اسرائیل، معتقد است نظم جهانی در حال گذار به سوی هژمونی انرژی است. اوگون ضمن تبیین فرصتهای ژئوپلیتیک ترکیه در گسترهای از ترکستان تا لیبی، به آنکارا درباره تلههای امنیتی در عراق هشدار داده و استراتژی «صبر و تأمل» را برای تثبیت جایگاه ضروری ترکیه در معادلات آتی پیشنهاد میکند.
اندیشکده زاویه – ترجمه و تلخیص: سلیمان سیفی اوگون در یادداشتی در روزنامه «ینی شفق» که به عنوان ارگان حامی سرسخت رجب طیب اردوغان و حزب عدالت و توسعه در ترکیه شناخته میشود و روابطی نزدیک و استراتژیک با حکومت این کشور دارد، به تحلیل موقعیت ترکیه در نظم نوین خاورمیانه پرداخته است. اوگون در این تحلیل، چشمانداز منطقه را متأثر از دو پویایی متناقض اما درهمتنیده میداند: «محاسبات جهانی ایالات متحده» و «آرزوهای منطقهای اسرائیل».
طراحی آتلانتیک برای هژمونی انرژی
اوگون معتقد است استراتژی کلان قدرتهای آتلانتیک بر پایه قطع پیوندهای اقتصادی و انرژی اروپا، بهویژه آلمان، با روسیه و اوراسیا بنا شده است. از نظر او، جنگ اوکراین و اقدام مشکوک به خرابکاری در خط لوله «نورد استریم»، ابزاری برای محروم کردن اروپا از انرژی ارزان روسیه و وابستهسازی آن به منابع گرانتر آمریکایی بود. نخبگان اروپایی با همسویی با این سیاست، عملاً به منافع قاره خود خیانت کردند و اقتصادهای اروپایی را در بحرانی عمیق فرو بردند.
در طرح جامع آتلانتیک، ایالات متحده قصد دارد سیستمی سهلایه را برای تأمین انرژی اروپا ایجاد کند: تلفیق منابع مدیترانه شرقی، منابع دریای خزر و آسیای مرکزی (ترکستان، آذربایجان، قزاقستان و ترکمنستان) و در نهایت منابع خلیج فارس. هدف نهایی این طراحی، ایجاد ساختاری واحد تحت کنترل مطلق غرب است تا هژمونی رو به زوال آتلانتیک احیا شده و همزمان، قدرتهای نوظهور آسیایی بهویژه چین مهار شوند.
مثلث ترکیه، ایران و اسرائیل
اوگون بازسازی خاورمیانه را بخشی از این پازل جهانی میداند که پس از «بهار عربی» با هدف پاکسازی منطقه و بازتعریف موقعیت سه قدرت منطقهای یعنی ترکیه، ایران و اسرائیل کلید خورد. به باور نویسنده، تنش اسرائیل و ایران که با حوادث ۷ اکتبر شعلهور شد، در واقع بخشی از تلاش واشنگتن برای حذف ایران از معادله منطقهای است.
در این میان، ترکیه اگرچه مستقیماً در جنگ اسرائیل و ایران درگیر نشد، اما با مواضع قاطع ضداسرائیلی و حمایت از فلسطین، عملاً در جبههای مقابل قرار گرفته است. اوگون معتقد است میان ترکیه و اسرائیل نوعی «تعادل استراتژیک» در زیر سطح وجود دارد. اسرائیل سعی کرده است با پیمان ابراهیم و نزدیکی به کشورهای عربی و یونان، ترکیه را محدود کند؛ در مقابل، ترکیه نیز با تقویت «سازمان کشورهای ترک»، اتحاد با آذربایجان و پاکستان، توافق دریایی با لیبی (میهن آبی) و نزدیکی به قطر و عربستان (از طریق پیمان مکه)، موقعیت خود را در گسترهای وسیع از خزر تا لیبی تثبیت کرده است.
تله عراق و سوریه
نویسنده، سوریه، عراق، عربستان و مصر را میدانهای اصلی رقابت ترکیه و اسرائیل میداند. در حالی که اوگون پیشبینی میکند ترکیه در نهایت در مسئله سوریه پیروز خواهد شد، اما نسبت به عراق هشدار جدی میدهد. عراق برای اوگون، «آخرین دژ ایران» و منطقهای پر از تله است. او استدلال میکند که ایالات متحده و اسرائیل به دنبال کشاندن ترکیه و ایران به یک درگیری مستقیم در داخل عراق هستند. نویسنده هشدار میدهد که وقوع چنین جنگی، فاجعهبار خواهد بود و ترکیه را از دستاوردهای ژئوپلیتیک خود محروم خواهد کرد؛ بنابراین، حفظ آرامش در قبال تحریکاتی که ممکن است توسط بازیگران ثالث در عراق صورت گیرد، حیاتی است.
نتیجهگیری: فرصتها و ضرورت احتیاط
در نهایت، اوگون با نگاهی خوشبینانه به ظرفیتهای ترکیه مینگرد و معتقد است آنکارا کارتهای بازی بسیار قویتری از اسرائیل در دست دارد. او بر این باور است که با شکافهای درونی در جبهه آتلانتیک (میان آمریکا و بریتانیا)، خارج شدن اسرائیل از کنترل و افول اروپا، ترکیه به یک بازیگر «ضروری» تبدیل شده است که دیر یا زود، قدرتهای جهانی مجبور به پذیرش نقش تعیینکننده آن خواهند بود.
این تحلیلگر ینیشفق در پایان تأکید میکند که اکنون زمان «صبر و تأمل» است. ترکیه باید ضمن بهرهبرداری هوشمندانه از شکافهای نظم در حال فروپاشی غرب، از افتادن در تلههای پرهزینه امنیتی در عراق یا مناطق دیگر پرهیز کند. از نظر او، مسیر پیش رو برای ترکیه، مسیری میان فرصتهای استراتژیک کلان و خطرات تاکتیکی حیلهگرانه است که عبور از آن نیازمند دیپلماسی دقیق و پرهیز از درگیریهای ناخواسته است.





