پارادوکس کارآفرینی زنان در ترکیه؛ پیشروی در بازار در سایه شکنندگی مالی و بار اجتماعی
جهش شاخص کارآفرینی زنان در ترکیه به ۶۳٫۴ درصد، در نگاه نخست روایتی درخشان از توانمندسازی اقتصادی به نظر میرسد؛ اما واقعیت میدانی حکایت از تلههای پنهان دارد. رشد شدید وابستگی به وامهای بانکی تا ۸۶ درصد، فرسودگی ناشی از نقش دوگانه خانه و بازار و سهم ناچیز در صادرات، نشان میدهد که سیاستهای دولتی آنکارا نتوانستهاند بار مسئولیتهای سنتی را از دوش زنان بردارند و آنان را با شکنندگیهای مالی تازهای روبهرو کردهاند.
دکتر حمید شهانقی – جامعهشناس و تحلیلگر مسائل ترکیه
اندیشکده زاویه: در ترکیه امروز، کارآفرینی زنان را نمیتوان صرفاً نتیجه انتخاب فردی زنان دانست. طی دو دهه گذشته، دولت ترکیه تلاش کرده است مشارکت اقتصادی زنان را افزایش دهد و آنان را از موقعیت صرفاً نیروی کار به جایگاه کارآفرین، کارفرما و صاحب کسبوکار نزدیک کند. با این حال، ورود بیشتر زنان به بازار اقتصادی الزاماً به معنای کاهش محدودیتهای اجتماعی آنان نبوده است. بسیاری از زنان همچنان همزمان با اداره کسبوکار، مسئولیت خانه، فرزندان و مراقبت از اعضای خانواده را نیز بر عهده دارند.
به همین دلیل، توسعه کارآفرینی زنان در ترکیه با مجموعهای از تناقضها همراه است. دسترسی به منابع مالی افزایش یافته، اما وابستگی به وام نیز بیشتر شده است. فرصتهای آموزشی گسترش پیدا کرده، اما امنیت اقتصادی بسیاری از کسبوکارهای کوچک همچنان شکننده است. زنان بیشتری وارد بازار شدهاند، اما سهم آنان از کارآفرینی در مقیاس بزرگ همچنان محدود است.
این وضعیت را میتوان با بررسی همزمان دادههای رسمی، پژوهشهای میدانی و سیاستهای دولتی بهتر فهمید. در این میان، دولت، بازار، نهادهای مدنی و سازمانهای بینالمللی هر یک بخشی از زیستبوم جدید کارآفرینی زنان در ترکیه را شکل دادهاند.
پژوهش «پایش کارآفرینی زنان در ترکیه – ۲۰۲۵» با مشارکت ۴۵۰ زن کارآفرین در ۱۲ استان ترکیه، تصویر دقیقتری از وضعیت موجود ارائه میدهد. بر اساس این پژوهش، شاخص کلی کارآفرینی زنان از ۴۴٫۰ در سال ۲۰۱۹ به ۶۳٫۴ در سال ۲۰۲۵ افزایش یافته است. در کنار این تغییرات، وابستگی به منابع مالی نیز افزایش یافته است. استفاده از وام در زمان تأسیس کسبوکار از ۴۵ درصد در سال ۲۰۱۹ به ۸۶ درصد در سال ۲۰۲۵ رسیده است. در این میان، کارآفرینی برای بسیاری از زنان پیامدهای اجتماعی و شخصی نیز داشته است. ۸۲٫۹ درصد از آنان افزایش اعتمادبهنفس، ۷۳٫۸ درصد افزایش احترام اجتماعی و ۶۴٫۴ درصد استقلال مالی را از مهمترین نتایج تجربه کارآفرینی خود دانستهاند.
دولت ترکیه طی سالهای اخیر کارآفرینی زنان را در سطح سیاستگذاری ملی دنبال کرده است. در برنامه توسعه دوازدهم، که دوره ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۸ را پوشش میدهد، هدف افزایش نرخ مشارکت نیروی کار زنان به ۴۰٫۱ درصد و نرخ اشتغال زنان به ۳۶٫۲ درصد تا پایان سال ۲۰۲۸ تعیین شده است. برنامه میانمدت ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۶ نیز بر توسعه سواد مالی و دیجیتال و تقویت تعاونیهای زنان تأکید دارد. سند توانمندسازی زنان برای سالهای ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۸ نیز تقویت جایگاه اقتصادی زنان و ایجاد سازگاری بیشتر میان کار و خانواده را دنبال میکند.
اجرای این سیاستها میان چندین نهاد تقسیم شده است، «سازمان توسعه و حمایت از بنگاههای کوچک و متوسط» (KOSGEB) و «شورای تحقیقات علمی و فناوری ترکیه» (TÜBİTAK) در حوزه حمایت و تأمین مالی، «وزارت خانواده و خدمات اجتماعی» در زمینه سیاستگذاری، «سازمان اشتغال و کاریابی ترکیه» (İŞKUR) در ارتباط با بازار کار و «وزارت بازرگانی» در حوزه تجارت و صادرات نقش دارند. تعدد این نهادها از یک سو دامنه حمایتها را افزایش میدهد، اما از سوی دیگر میتواند مسیر دسترسی زنان به حمایتهای دولتی را پیچیده کند. یک زن کارآفرین برای استفاده از این امکانات باید با مجموعهای از مقررات، برنامهها و نهادهای مختلف روبهرو شود.
پژوهش مذکور نشان میدهد زنان کارآفرین در کنار فعالیت اقتصادی همچنان مسئولیت قابل توجهی در قبال خانه و فرزندان دارند. در بخش کیفی پژوهش، ۲۸٫۲ درصد زنان «ناتوانی در اختصاص زمان به کارهای خانه» را یکی از مهمترین چالشهای شخصی خود دانستهاند. ۲۶٫۲ درصد نیز به تعویق انداختن فرزندآوری را از چالشهای مهم عنوان کردهاند. در مقابل، ۲۶٫۶ درصد از زنان برای مدیریت این وضعیت از همسر یا خانواده در مراقبت از کودکان کمک گرفتهاند و ۲۶٫۳ درصد نیز کار کردن از خانه را راهحل خود دانستهاند. در بخش کیفی پژوهش، واژههایی مانند «Yalnızlık» به معنای «تنهایی»، «Yük» به معنای «بار» و «Yorgunluk» به معنای «خستگی» نیز تکرار شدهاند. این دادهها نشان میدهند که مساله کارآفرینی زنان را نمیتوان فقط با شاخصهایی مانند تعداد کسبوکارها، میزان وام یا تعداد دورههای آموزشی سنجید. اگر زنان همچنان بخش عمده مسئولیت مراقبت از خانواده را به تنهایی بر عهده داشته باشند، افزایش فعالیت اقتصادی میتواند همزمان فشار بیشتری بر آنان ایجاد کند.
از منظر نظریه سرمایههای بوردیو نیز میتوان بخشی از این تغییرات را توضیح داد. زنان کارآفرین با افزایش سرمایه اقتصادی خود، در مواردی به سرمایه اجتماعی و نمادین بیشتری نیز دست پیدا میکنند. اما این تغییر در نگرش اجتماعی هنوز کامل نشده است. در پژوهش مذکور، عبارتی مانند «Kadın olduğu halde yaptı»، یعنی «با وجود زن بودن توانست آن را انجام دهد»، به عنوان نمونهای از نگاه جنسیتی به موفقیت زنان آمده است. همین عبارت ساده نشان میدهد که در بخشی از جامعه، موفقیت اقتصادی هنوز برای مردان امری عادی و برای زنان امری استثنایی تلقی میشود.
دادههای پژوهش مذکور از رشد قابل توجه ظرفیت اشتغالزایی کسبوکارهای زنان حکایت دارند. در عین حال، ترکیب نیروی کار آنها نیز قابل توجه است. به نظر میرسد بخشی از زنان کارآفرین نه تنها برای خود فرصت شغلی ایجاد کردهاند، بلکه به ایجاد اشتغال برای زنان دیگر نیز کمک کردهاند. با این حال، از نظر درآمد و حضور در بازارهای خارجی هنوز محدودیتهایی وجود دارد. تنها ۳٫۶ درصد بنگاههای زنان هم در داخل ترکیه و هم در بازارهای خارجی فعالیت داشتهاند، در حالی که ۹۶٫۲ درصد فقط در بازار داخلی فعال بودهاند.
دولت ترکیه در ایجاد این زیستبوم نقش مهمی داشته است، اما توسعه کارآفرینی تنها با افزایش وام یا برگزاری دورههای آموزشی محقق نمیشود. دسترسی پایدار به سرمایه، امکان ورود به بازارهای بزرگتر، شبکههای حرفهای، خدمات مراقبتی و حمایتهای نهادی بلندمدت نیز اهمیت دارند.
امروزه کارآفرینی زنان در ترکیه در حال گسترش است، اما مسیر آن همچنان با محدودیتهای نهادی، اقتصادی و اجتماعی همراه است. آینده این روند تا حد زیادی به این بستگی دارد که سیاستهای موجود بتوانند از مرحله افزایش مشارکت زنان عبور کنند و شرایطی فراهم کنند که زنان بتوانند کسبوکارهای خود را حفظ، توسعه و وارد بازارهای بزرگتر کنند.






