اهداف راهبردی گرجستان از تمرکز بر کشورهای خلیج فارس

  • 2026-02-12 11:00

گرجستان با حرکتی هدفمند از نیمه دهه ۲۰۲۰ به‌طور فزاینده‌ای روابط خود را با کشورهای حاشیه خلیج فارس، به‌ویژه امارات متحده عربی، گسترش داده است. این سیاست تازه بخشی از تلاش تفلیس برای تثبیت جایگاه ژئوپلیتیکی خود در قالب «کریدور میانی»، کاهش وابستگی به غرب و بهره‌گیری از سرمایه‌های عظیم خلیج فارس برای توسعه زیرساخت‌ها و گردشگری به‌شمار می‌رود. چنین چرخشی می‌تواند آینده اقتصادی و سیاسی گرجستان را به‌شدت متحول سازد و نقشه جدیدی برای توازن قدرت در منطقه ترسیم کند.

تحریریه اندیشکده زاویه: در سال‌های اخیر، به‌ویژه از اواسط دهه ۲۰۲۰، گرجستان با حرکتی حساب‌شده و پرسرعت، به سمت تعمیق روابط با کشورهای حاشیه خلیج فارس، به‌ویژه امارات متحده عربی، گام برداشته است. این رویکرد جدید که در سفرهای مکرر مقامات بلندپایه تفلیس به منطقه و جذب سرمایه‌گذاری‌های کلان تبلور یافته، دربرگیرنده مجموعه‌ای از اهداف راهبردی ژئوپلیتیکی، امنیتی و توسعه‌ای است که آینده موقعیت گرجستان در نظام بین‌الملل را شکل خواهد داد.

اهداف

اهداف گرجستان از توسعه همکاری‌های دو و چندجانبه با کشورهای حاشیه خلیج فارس از جمله امارات را می‌توان به شرح زیر مورد شناسایی قرار داد:

۱. تبدیل به گره‌گاه کریدور میانی به عنوان یک آرمان دیرینه و ژئوپلیتیکی

هدف اصلی و کلیدی گرجستان، تثبیت جایگاه خود به عنوان «محور ترانزیتی اجتناب‌ناپذیر» در مسیر تجاری بین‌المللی موسوم به «کریدور میانی» است. با آسیب‌دیدگی کریدورهای شمالی به دلیل جنگ اوکراین و سیاسی‌شدن مسیرهای شرقی اقیانوس آرام، گرجستان با همراهی شرکایی مانند امارات و آذربایجان، در پی عرضه یک مسیر جایگزین امن، پایدار و کم‌هزینه بین آسیا و اروپاست.

جلب حمایت و سرمایه مالی کشورهای ثروتمند خلیج فارس که خود بازیگران اصلی در زنجیره‌های تأمین جهانی و لجستیک هستند، نه تنها برای توسعه زیرساخت‌های این کریدور (بنادر، راه‌آهن، جاده‌ها) حیاتی است، بلکه مشروعیت و اعتبار بین‌المللی به این پروژه می‌بخشد. سخنرانی نخست‌وزیر گرجستان در دبی با تأکید بر اینکه این کریدور «شرط لازم برای تجارت جهانی» است، در واقع بیانیه‌ای برای جذب حمایت ژئوپلیتیکی و اقتصادی از این بازیگران تأثیرگذار است.

۲. تنوع‌بخشی راهبردی و کاهش وابستگی به غرب

گرجستان پس از تجربه تنش با متحدان سنتی غربی (به دلیل اتهامات در مورد عقب‌گرد دموکراتیک و نیز فشار برای ورود به جنگ اوکراین)، به دنبال کاهش وابستگی یک‌جانبه و متنوع‌سازی اتحادها و منابع سرمایه‌گذاری خود است. کشورهای خلیج فارس، با سرمایه‌های عظیم سیال و رویکردی عمدتاً غیرایدئولوژیک و تجاری، گزینه‌ای ایده‌آل برای این منظور هستند. جذب ۶.۶ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری اماراتی در پروژه‌های گردشگری و شهری، پاسخی عملی به کاهش رغبت سرمایه‌گذاران اروپایی و نیز ضربه به منتقدان داخلی است که غرب را تنها راه توسعه می‌دانند. دولت تفلیس با اشاره به سرمایه‌گذاری‌های چند ده میلیاردی همین کشورها در ایتالیا و آمریکا، هوشمندانه بر «نفاق غرب» در انتقاد از این روند انگشت می‌گذارد و نشان می‌دهد در جریان اصلی اقتصاد جهانی حرکت می‌کند.

۳. ایجاد موتور محرکه توسعه اقتصادی ملی

اهداف بلندپایه ژئوپلیتیکی بدون پشتوانه توسعه اقتصادی داخلی پایدار نخواهند بود. تمرکز بر خلیج فارس سه دستاورد ملموس اقتصادی برای گرجستان دارد:

تزریق سرمایه کلان: پروژه‌هایی مانند آنچه توسط شرکت اماراتی «ایگل هیلز» اجرا می‌شود، موجب رونق بخش ساخت‌وساز، ایجاد اشتغال و انتقال فناوری می‌شود.

تحول صنعت گردشگری: چشم‌انداز تبدیل باتومی به «دبی شمالی» با هدف جذب گردشگران پردرآمد منطقه خلیج فارس و بین‌المللی، در راستای افزایش درآمد ارزی و ارتقای جایگاه گردشگری گرجستان از مقصدی ارزان‌قیمت به مرکزی لوکس و بین‌المللی است.

تضمین امنیت انرژی: اگرچه در متن صراحتاً اشاره نشده، ولی همکاری با کشورهای انرژی‌خیز حاشیه خلیج فارس می‌تواند به تنوع‌بخشی به منابع تأمین انرژی گرجستان بینجامد.

۴. کسب مشروعیت و ثبات سیاسی

دولت حاکم «رؤیای گرجستانی» با نمایش جذب سرمایه‌گذاری‌های کلان و رکوردشکنی در گردشگری (۵.۵ میلیون بازدید در ۲۰۲۵)، درصدد است به شهروندان خود ثابت کند که مسیر «ثبات و توسعه‌گرایی» آنان در برابر گفتمان «آشوب و نزدیکی بی‌قیدوشرط به غرب» مورد حمایت اپوزیسیون، نتیجه‌بخش بوده است. این موفقیت‌های اقتصادی، مشروعیت داخلی برای دولت فراهم کرده و ادعای آنان مبنی بر تضعیف کشور توسط متحدان غربی و ضرورت یافتن شرکای جدید را تقویت می‌کند. همچنین، همکاری در حوزه‌هایی مانند «تبادل تجربیات دولتی» و «سیستم نظارت الکترونیکی» با امارات، الگویی از حکمرانی کارآمد و تکنوکراتیک را ارائه می‌دهد که می‌تواند برای دولت جذاب باشد.

چالش‌ها و آینده راهبردی

اگرچه این روند با شتاب در حال پیشرفت است، ولی با چالش‌ها و موانع مهمی روبرو است: حساسیت‌های داخلی ناشی از تغییرات فرهنگی یا جمعیتی (که در اعتراضات راست‌گرایان دیده شد)، حفظ توازن بین شرکای جدید و روابط سنتی با غرب و وابستگی به ثبات سیاسی منطقه خلیج فارس از جمله این چالش‌ها هستند.

جمع‌بندی

گرجستان با تمرکز بر کشورهای خلیج فارس، در حال اجرای یک چرخش راهبردی هوشمندانه است. این حرکت، فراتر از اقتصاد، در پی بازتعریف نقش این کشور در نقشه ژئوپلیتیک جهانی، از «متحد پیرامونی غرب» به «دروازه‌بان و شریک ضروری کریدورهای تجاری بین‌المللی» است. موفقیت این استراتژی می‌تواند گرجستان را به کشوری با اقتصاد پویا، امنیت ژئوپلیتیک بالاتر و قدرت چانه‌زنی بیشتر در برابر هر دو بلوک شرق و غرب تبدیل کند. شکست آن نیز می‌تواند به انزوای نسبی و تشدید تنش‌های داخلی بینجامد. در هر صورت، به نظر می‌رسد تفلیس مصمم است بازیابی حاکمیت اقتصادی و راهبردی خود را از طریق جنوب شرق ثروتمند محقق سازد.

مطالب بیشتر:

کریدور ریلی ازبکستان – ترکیه؛ دور زدن روسیه و اتصال آسیای مرکزی به اروپا

توافق ازبکستان و ترکیه برای راه‌اندازی قطارهای کانتینری از مسیر ترکمنستان و ایران، تحول مهمی است که افزون بر ابعاد فنی خود، نه‌تنها می‌تواند تجارت و لجستیک منطقه را متحول…

نقش آذربایجان در گفتگوی ایران و آمریکا

آذربایجان مدت‌هاست که خود را در صحنه بین‌المللی به عنوان بازیگری که قادر به تسهیل گفتگو بین طرف‌هایی است که به قول معروف در دو سوی مخالف یکدیگر ایستاده‌اند، تثبیت…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب پیشنهادی

کریدور ریلی ازبکستان – ترکیه؛ دور زدن روسیه و اتصال آسیای مرکزی به اروپا

کریدور ریلی ازبکستان – ترکیه؛ دور زدن روسیه و اتصال آسیای مرکزی به اروپا

اهداف راهبردی گرجستان از تمرکز بر کشورهای خلیج فارس

اهداف راهبردی گرجستان از تمرکز بر کشورهای خلیج فارس

نقش آذربایجان در گفتگوی ایران و آمریکا

نقش آذربایجان در گفتگوی ایران و آمریکا

چشم‌انداز و چالش‌های همکاری راهبردی ترکیه و کانادا

چشم‌انداز و چالش‌های همکاری راهبردی ترکیه و کانادا

حضور رو به گسترش ترکیه و شفافیت استراتژیک در هند و اقیانوسیه

حضور رو به گسترش ترکیه و شفافیت استراتژیک در هند و اقیانوسیه

چرا ترکیه تداوم نظام سیاسی ایران را به تغییر ترجیح می‌دهد؟

چرا ترکیه تداوم نظام سیاسی ایران را به تغییر ترجیح می‌دهد؟