محدودیتهای ژئوپلیتیکی جاهطلبیهای ترکیه برای تبدیل شدن به قطب انرژی
پس از جنگ اوکراین و تعهد اروپا برای کاهش وابستگی به گاز روسیه، ترکیه با بلندپروازی تمام آرزوی تبدیل شدن به قطب انرژی منطقه را در سر میپرورد. اما واقعیتهای میدانی از تولید ناچیز داخلی، وابستگی ۹۶ درصدی به واردات، تکیه بر تامینکنندگان بیثبات و کمبودهای زیرساختی حکایت دارد؛ موانعی که رویای “مرکز تعیین قیمت گاز” را برای اردوغان بیش از آنکه یک استراتژی تجاری باشد، به یک روایت سیاسی تبدیل کرده است.
اندیشکده زاویه – اختصاصی: متن زیر خلاصهای از گزارشی است که تحت عنوان «محدودیتهای ژئوپلیتیکی جاهطلبیهای ترکیه برای تبدیل شدن به قطب انرژی» توسط موسسه دیپلماسی و اقتصاد (instituDE) منتشر شده است:
آرمانهای انرژی ترکیه؛ رویایی دور از دسترس؟
در سالهای اخیر، ترکیه با بهرهگیری از موقعیت استراتژیک خود، آرزوی تبدیل شدن به یک قطب انرژی حیاتی برای اروپا را در سر پرورانده است. این آرمان، به ویژه پس از جنگ در اوکراین و تعهد اروپا برای کاهش وابستگی به گاز روسیه، اهمیت بیشتری یافته است. رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه، در مراسم افتتاح یک مرکز ذخیرهسازی گاز طبیعی در سال ۲۰۲۲ با صراحت بیان کرد: «هدف ما تبدیل کشورمان به یک مرکز جهانی است که در آن قیمت مرجع گاز طبیعی در اسرع وقت تعیین شود.» با این حال، یک ارزیابی واقعبینانه و همهجانبه نشان میدهد که میان آرمانهای بلندپروازانه آنکارا و واقعیتهای انکارناپذیر، شکافی عمیق وجود دارد. این نوشتار در پی واکاوی موانع و چالشهای پیشِ روی ترکیه برای دستیابی به این جایگاه استراتژیک است.
الزامات بنیادین یک قطب انرژی
برای آنکه کشوری بتواند به عنوان یک قطب انرژی معتبر و قابل اتکا عمل کند، باید چندین معیار کلیدی و اساسی را دارا باشد. نخست، داشتن تولید داخلی قابل توجه یا دسترسی بلندمدت و مطمئن به منابع تأمین متنوع است. یک قطب نمیتواند صرفاً بر اساس ترانزیت منابع دیگران شکل بگیرد؛ بلکه نیازمند پایهای محکم از منابع خود یا قراردادهای بلندمدت بیخطر است. دوم، وجود زیرساخت کافی و پیشرفته برای ذخیرهسازی، ترانزیت و توزیع انرژی است. این زیرساختها باید از چنان ظرفیت و انعطافی برخوردار باشند که بتوانند نوسانات بازار و نیازهای متغیر را مدیریت کنند. سوم، تأمینکنندگان با ثبات سیاسی و اقتصادی هستند. سرمایهگذاری در حوزه انرژی، سرمایهگذاری بلندمدت است و بیثباتی سیاسی یا اقتصادی تأمینکنندگان، میتواند تمام محاسبات را بر هم زند. حال باید دید ترکیه در کجای این معیارها قرار میگیرد.
وابستگی شدید؛ تولید ناچیز در برابر مصرف روزافزون
اساس مشکل ترکیه در فقدان تولید داخلی کافی نهفته است. آمارها به وضوح گویای این ضعف ساختاری هستند: در سال ۲۰۲۴، تولید گاز داخلی ترکیه تنها توانست ۴ درصد از مصرف سرسامآور این کشور را پوشش دهد. این بدان معناست که ۹۶ درصد از نیاز ترکیه به گاز طبیعی، میبایست از طریق واردات تأمین شود. ترکیه در آن سال بالغ بر ۵۲ میلیارد متر مکعب گاز وارد کرد که سهم تأمینکنندگان اصلی آن به این شرح بود:
1- روسیه با ۴۲ درصد
2- آذربایجان با ۲۲ درصد
3- ایران با ۱۴ درصد
بقیه گاز مورد نیاز نیز از طریق واردات گاز طبیعی مایع (LNG) از کشورهایی مانند الجزایر، ایالات متحده و مصر تأمین شد. این وابستگی شدید به واردات، به خودی خود، ترکیه را در موقعیت شکنندهای قرار میدهد. اما مشکل زمانی حادتر میشود که به کیفیت و ثبات این تأمینکنندگان نگاهی بیندازیم.
چالشهای تأمین؛ دستان پر از ریسمانهای پوسیده
هر یک از تأمینکنندگان اصلی گاز ترکیه، با موانع و محدودیتهای خاص خود روبرو هستند که رویای هاب انرژی را برای آنکارا پیچیده میکند.
روسیه: اگرچه در حال حاضر بزرگترین تأمینکننده ترکیه است، اما اتحادیه اروپا متعهد شده است که واردات گاز روسیه را تا سال ۲۰۲۷ به تدریج حذف کند. این تعهد، آینده گاز روسیه را در بازار اروپا که ترکیه قصد ارتباط با آن را دارد، با ابهام جدی مواجه کرده است.
آذربایجان: این کشور اگرچه شریکی باثباتتر به نظر میرسد، اما انتظار میرود تولید گاز آن در سالهای آینده، در بحبوحه افزایش تقاضای داخلی، به ثبات برسد و فضای چندانی برای رشد صادرات نداشته باشد.
– ایران: این کشور با چالشهای سهگانه تحریمهای بینالمللی، نقصهای فنی در زیرساختها و کاهش فصلی عرضه دست و پنجه نرم میکند که قابلیت اطمینان آن را به عنوان یک منبع تأمین، زیر سؤال میبرد.
اما داستان به این سه کشور ختم نمیشود. دیگر بازیگران بالقوه منطقه نیز هر کدام با مشکلات بزرگی روبرو هستند. عراق و منطقه کردستان این کشور به دلیل فقدان زیرساختهای صادراتی پایدار و ناآرامیهای سیاسی مداوم، توانایی چندانی برای تأمین پایدار گاز در مقیاس بزرگ ندارند. ترکمنستان نیز با وجود داشتن ذخایر عظیم گازی، به دلیل اختلافات حقوقی حلنشده در دریای خزر و مخالفت دو جانبه روسیه و ایران، عملاً از دسترس ترکیه خارج مانده است. حتی مصر که روزی یک صادرکننده بالقوه LNG به شمار میرفت، به دلیل کاهش تولید و افزایش سریع تقاضای داخلی، در سال ۲۰۲۴ مجبور به ازسرگیری واردات گاز شد.
در این میان، اسرائیل با دارا بودن ذخایر گاز طبیعی قابل توجه در سواحل خود، میتوانست یک شریک ایدهآل باشد. با این حال، روابط دیپلماتیک بین آنکارا و تلآویو به دلیل درگیریهای منطقهای حلنشده، به ویژه جنگ غزه، همچنان شکننده و غیرقابل پیشبینی است.
کمبودهای زیرساختی؛ گلوگاههای فنی
حتی اگر ترکیه میتوانست منابع تأمین مطمئن و متنوعی پیدا کند، با چالش بزرگ دیگری به نام محدودیت زیرساختی روبرو است. ظرفیت ذخیرهسازی زیرزمینی گاز ترکیه همچنان بسیار پایین است و به طور متوسط در طول سال کمتر از ۵ میلیارد متر مکعب برآورد میشود. این رقم در مقایسه با حجم عظیم واردات و مصرف داخلی، ناچیز است. از سوی دیگر، ظرفیت صادرات این کشور به سمت غرب، یعنی به بازارهای پرپتانسیل اتحادیه اروپا از طریق خطوط لوله به یونان و بلغارستان، بسیار محدود است. این زیرساختها به هیچ وجه توانایی پشتیبانی از ترانزیت یا توزیع مجدد گاز در مقیاس بزرگ و بینالمللی را ندارند.
تقاضای سیریناپذیر داخلی
در کنار تمام این مشکلات، ترکیه با یک واقعیت غیرقابل اجتناب داخلی نیز دست به گریبان است: رشد سریع و پیوسته تقاضای انرژی. توسعه صنعتی شتابان، افزایش سهم گاز در تولید برق و برنامههای بلندپروازانه برای گسترش استفاده از وسایل نقلیه برقی، همگی حاکی از آن است که تقاضای داخلی برای انرژی در ترکیه به رشد خود ادامه خواهد داد. این رشد، به معنای آن است که ظرفیت مازاد بسیار محدودی برای صادرات مجدد یا ترانزیت در مقیاس یک «هاب» باقی خواهد ماند. کشوری که خود یکی از مصرفکنندگان بزرگ انرژی است، چگونه میخواهد به یک مرکز توزیع برای دیگران تبدیل شود؟
نتیجهگیری؛ روایت سیاسی در برابر واقعیت تجاری
در نهایت، باید پذیرفت که پروژه هاب انرژی ترکیه در شرایط کنونی، بیشتر یک روایت سیاسی است تا یک واقعیت تجاری قابل تحقق. ترکیه فاقد تولید داخلی معنادار، وابسته به تأمینکنندگان ناپایدار، محدود در زیرساختهای حیاتی و محصور در چرخه رشد تقاضای داخلی است. این کشور الزامات اولیه برای ایجاد یک قطب انرژی معتبر را برآورده نمیکند.
مسیر واقعبینانهتر برای آنکارا، نه بر بلندپروازیهای ژئوپلیتیک، که بر افزایش تابآوری انرژی داخلی متمرکز است. تنوعبخشی بیشتر به منابع تأمین (به ویژه با افزایش سهم LNG) گسترش ظرفیتهای ذخیرهسازی و بهینهسازی مصرف داخلی، میتواند اهدافی عملی و دستیافتنی باشند. تا زمانی که این پایههای اساسی تقویت نشوند، رویای ترکیه برای تبدیل شدن به مرجعی که «قیمت مرجع گاز طبیعی» را تعیین کند، در حد همان رویا باقی خواهد ماند.






