از خرقه صوفیان تا فینه اخوانی؛ روایتی از نبرد ایدئولوژیک ترکیه و امارات
رقابت ترکیه و امارات در خاورمیانه تنها به اقتصاد، امنیت و نفوذ سیاسی محدود نمیشود؛ دو کشور در سالهای گذشته تلاش کردهاند با تکیه بر جریانهای مذهبی و شبکههای فرهنگی، الگوی متفاوتی از نفوذ منطقهای ایجاد کنند. آنکارا با حمایت از جریانهای اخوانی و ابوظبی با تقویت گفتمان صوفیانه، وارد رقابتی ایدئولوژیک شدهاند. اما کدام الگو توانسته نفوذ بیشتری در معادلات متحول منطقه ایجاد کند؟
علی رحمانی – پژوهشگر مسائل ترکیه
اندیشکده زاویه: اگر اوجگیری تحولات مربوط به بهار عربی از سال ۲۰۱۲ میلادی به بعد را سرآغازی برای دگردیسی نسبت هویت دینی با تحولات سیاسی در خاورمیانه بدانیم، باید گفت که پس از این برهه زمانی و ورود هرچه آشکارتر ترکیه و امارات به روند تحولات سیاسی-امنیتی منطقه، این دو کشور که پس از مدتی تبدیل به رقبای سیاسی یکدیگر شدند، تلاش کردند تا با استفاده از ابزارهای مختلف دیپلماتیک، امنیتی، اقتصادی و… در کنار بهخدمتگرفتن مجموعهای از نهادهای فرهنگی و رسانهای گوناگون، خود را بهعنوان نماینده دو جریان محبوب و ریشهدار در جهان اسلام، یعنی اندیشههای صوفیانه و تفکرات اخوانی، معرفی کنند.
در ادامه به خط سیر اقدامات این دو کشور و دلیل موفقیت یا عدم موفقیت هر یک از آنها در زمینه بهرهگیری از این سیاست در سطح منطقه خواهیم پرداخت.
شکوفایی نوسلفیگری جهادی و واکنشی محافظهکارانه
با مرور کوتاه تاریخ سالهای پایانی جنگ سرد درخواهیم یافت که پس از شکست بلوک شرق در افغانستان بهعنوان آخرین جبهه این نبرد خونین و موفقیت عملیات پرهزینه و زمانبر پشه مالاریا بر ضد نیروهای پرتعداد شوروی در این کشور کوهستانی و صعبالعبور، طیف پرجمعیت و پرشوری از نوسلفیان به رهبری شخصیتهایی همچون عبدالله عزام، اسامه بن لادن، از پروسه جهاد افغانستان سربرآوردند که بنابر برخی روایات موجود، به دنبال گسترش موج جهادگرایی به نقاطی مانند سرزمینهای فلسطین اشغالی و منطقه پرتنش کشمیر بودند.
به همین دلیل، قدرتهای غربی و بهویژه ایالات متحده آمریکا که از دیرباز به دلیل مطامع مادی و استعماری خود به دنبال انقیاد ملتهای منطقه بودند، از اواخر دهه ۱۹۹۰میلادی با تلاش برای ایجاد اتحاد با جریانات پرتعداد، اما به حاشیه راندهشده صوفیانه در منطقه، به دنبال کنترل نامحسوس جریانات نوسلفی و استفاده از فرقههای تقریباً خنثی صوفیانه در برابر دوستان دیروز خود شدند.
در این میان، کشور تازهتأسیس امارات متحده عربی با داشتن فضای سیاسی-فرهنگی لیبرال، تولید ناخالص داخلی نسبتاً بالا و درآمد سرشار نفتی خود، در کنار رابطه خوب خود با آمریکا و کشورهای غربی، میتوانست در درازمدت بهعنوان برجستهترین حامی مالی جریانهای صوفیانه متکی به کشورهای پترودلار ایفای نقش کند.
بهعلاوه، تصوف بهعنوان نحلهای فکری با سابقه ۳۰۰ ساله در امارات متحده عربی و وجود فرقههای قدرتمندی چون قادریه، رفاعیه و جریان فکری باعلوی و شخصیتهای بانفوذی همچون علی الجفری (بهعنوان پایهگذار نوعی شافعیت صوفیانه) و جشنوارههایی نظیر «البرده»، تنها مزیت نسبی امارات در برابر رقبای نوظهور و قدرتمندی نظیر AKP در ترکیه و جریانهای اخوانی وابسته به قطر محسوب میشد. به همین دلیل، رهبران سیاسی امارات متحده عربی سعی کردند با خرج بودجههای کلان و تأسیس مؤسسات بزرگی نظیر «الطابه»، در کنار حمایت از اقطاب بزرگ صوفیه نظیر شیخ علی جمعه (رهبر طریقت صدیقه الشاذلیه) و شیخ عمر بن حفیظ (از چهرههای برجسته جریان تصوف در یمن)، به ترویج نوعی اسلام صوفیانه همگام با ارزشهای مدرن غربی بپردازند.
واضح است که امارات، بهخصوص پس از شروع بحران یمن در سال ۲۰۱۴ میلادی، از نفوذ بسیار خود بر روی اقطاب صوفیه در این منطقه و سایر مناطق جهان اسلام، نظیر سودان، استفاده کرد تا ضمن مبارزه با نفوذ نرم ایران در منطقه، جلوی رشد تفکرات اخوانی را هم بگیرد.
حمایت از اخوانیهای میانهرو؛ سیاست ثابت اما مشروط حزب عدالت و توسعه
در نقطه مقابل، شاهد سیاست کاملاً اخوانی (اما اعتدالگرایانه) AKP از بدو روی کار آمدن در سال ۲۰۰۱ میلادی تا به امروز و حمایت بیدریغ این حزب از دولتهایی نظیر دولت اخوانی سودان به رهبری عمرالبشیر از سال ۲۰۱۴ میلادی و جریانهایی نظیر حماس هستیم.
در کنار سیاست خارجی نسبتاً تهاجمی ترکیه نسبت به اسرائیل و اقدامات توسعهطلبانه آن در سالهای اخیر و بودجه نظامی نسبتاً هنگفت ترکیه در سال گذشته که این کشور را به یکی از قدرتهای نظامی نوظهور در جهان اسلام بدل کرده، ترکیه تحت زعامت اردوغان توانسته با برقراری روابطی خوب با نهادهای مالی جهان اسلام، نظیر بانک توسعه اسلامی (به مرکزیت ریاض)، یک بازی دوگانه مالی و نظامی را بر علیه امارات بهعنوان رقیب راهبردی خود آغاز کند و ضمن جذب سرمایههای خارجی برای توسعه اقتصادی خود و خرج سخاوتمندانه ماحصل این سرمایهها در کشورهای توسعهنیافته اسلامی (با هدف افزایش قدرت نرم خود)، با تمام توان از اسلام اخوانی حمایت میکند.
دست برتر آنکارا در نبرد ایدئولوژیک
در نهایت، بهعنوان یک نتیجهگیری کوتاه باید گفت: با توجه به شرایط فعلی منطقه و دست برتر اردوغان و حزب عدالت و توسعه در برابر سیاست حامیپروری وابسته به پترودلار ابوظبی و نیز با عنایت به آسیبپذیر نبودن دستگاه ایدئولوژیک حزب عدالت و توسعه در برابر اسلام اماراتی، میتوان اقدامات اخیر امارات مبنی بر بازداشت تعدادی از چهرههای اخوانی اماراتی به بهانه حمایت از ترکیه را نوعی واکنش منفعلانه و از سرناچاری دانست که با پاسخ دیپلماتیک ترکیه و اعطای تابعیت به این اشخاص از سوی آنکارا روبهرو شده است.
بنابراین، میتوان گفت ابوظبی در نبرد ایدئولوژیک علیه اسلام اخوانی مدتها است که (حداقل در سطح منطقه) شکست خورده و به دنبال دستآویزی برای مصون ماندن از تبعات این شکست پنهان است. اما نکته اساسی اینجا است که ظاهراً همزمان با حذف امارات از روند معادلات سیاسی-امنیتی در منطقه، اسلام اخوانی وارد فاز جدیدی از تعامل با گفتمان انقلاب اسلامی و کشمکش پرنوسان با رؤیاهای صهیونیسم بینالملل خواهد شد.






