چرا سقوط اوکراین برای ترکیه «خط قرمز» است؟
آنکارا که پیشتر با ابتکار غلات دریای سیاه و مذاکرات استانبول تلاش میکرد پلی میان مسکو و کییف باشد، اکنون رویکردی متفاوت اتخاذ کرده است. تصمیم ترکیه برای انتقال تسلیحات آمریکایی به ارزش حدود ۲۸۰ میلیون دلار – شامل موشکهای بالستیک تاکتیکی M39 ATACMS، لانچرهای M270 و مهمات سنگین – نشان میدهد که آنکارا میخواهد ابزارهای لازم برای حفظ خط مقدم را در اختیار اوکراین قرار دهد.
مهرداد محبینیا – کارشناس مسائل ترکیه و قفقاز جنوبی
اندیشکده زاویه: در تحولی که توازن قدرت در اروپای شرقی را بهآرامی اما بهطور جدی تغییر میدهد، آنکارا در حال فاصله گرفتن از نقش سنتی خود بهعنوان یک «میانجی بیطرف» در جنگ روسیه و اوکراین است. بر اساس گزارشهای اخیر، ترکیه در حال آماده شدن برای ارسال محمولهای بیسابقه از تسلیحات سنگین آمریکایی به کییف است. این اقدام، در کنار حضور نظامی مستقیم ترکیه در بالتیک، نشاندهنده آن است که ترکیه دیگر تنها به دنبال مدیریت بحران نیست، بلکه در پی جلوگیری از فروپاشی کامل جبهه اوکراین است.
از میانجیگری تا حمایت عملیاتی
آنکارا که پیشتر با ابتکار غلات دریای سیاه و مذاکرات استانبول تلاش میکرد پلی میان مسکو و کییف باشد، اکنون رویکردی متفاوت اتخاذ کرده است. تصمیم ترکیه برای انتقال تسلیحات آمریکایی به ارزش حدود ۲۸۰ میلیون دلار – شامل موشکهای بالستیک تاکتیکی M39 ATACMS، لانچرهای M270 و مهمات سنگین – نشان میدهد که آنکارا میخواهد ابزارهای لازم برای حفظ خط مقدم را در اختیار اوکراین قرار دهد. نکته حائز اهمیت، واکنش ضعیف و محتاطانه روسیه به این خبر است؛ مسکو با درک جدیت آنکارا، از واکنشهای تند پرهیز کرده و گویی پذیرفته است که ترکیه در این بازی جدید، مصمم است.
علل و چرایی تغییر رویکرد ترکیه
چرا ترکیه این مسیر را انتخاب کرده است؟ تحلیلها نشان میدهد که آنکارا به دنبال پیروزی کامل کییف یا شکست روسیه نیست. هاکان فیدان، وزیر خارجه ترکیه، هشدار داده است که تداوم جنگ فرسایشی که به پشت جبههها کشیده شده، میتواند روسیه را به سمت استفاده از سلاحهای هستهای سوق دهد؛ سناریویی که برای ترکیه یک فاجعه است.
از نگاه آنکارا، فروپاشی جبهه اوکراین به معنای پیروزی روسیه نیست، بلکه آغاز یک دوره بیثباتی مزمن و «هرجومرج خونین» در منطقه است. روسیه از سال ۲۰۱۴ هیچ برنامه سیاسی منسجمی برای اوکراین ارائه نکرده است. نخبگان روسی تنها به دنبال تصرف زمین هستند، بدون آنکه طرحی برای توسعه یا ثبات در مناطق اشغالی داشته باشند. این وضعیت باعث ایجاد یک «وضعیت بسیار خطرناک» در همسایگی ترکیه میشود که نهتنها امنیت دریای سیاه را تهدید میکند، بلکه با مختل کردن کشتیرانی و تجارت، منافع اقتصادی ترکیه را مستقیماً هدف قرار میدهد. آنکارا معتقد است یک همسایه ضعیف و در حال فروپاشی، تهدیدی بزرگتر از یک همسایه مقتدر است.
حضور نظامی فراتر از مرزها
اقدامات ترکیه تنها به ارسال سلاح محدود نمیشود. استقرار چهار جنگنده ترکیه و ۸۰ نیروی نظامی در استونی، آن هم در مرز روسیه، گامی بیسابقه است. این اقدام که در قالب مأموریت پدافند هوایی ناتو صورت گرفته، نشان میدهد که ترکیه میخواهد صدای خود را در تحولات اروپای شرقی به گوش جهانیان برساند. این استقرار نظامی، با توجه به خروج تدریجی نیروهای ایالات متحده از منطقه بالتیک، معنای سیاسی ویژهای دارد و نشان میدهد آنکارا خلأ امنیتی موجود را با توان نظامی خود پر میکند.
استقلال استراتژیک در چارچوب ناتو
این تغییر رویکرد، نه دستوری از سوی ناتو است و نه دنبالهروی از سیاستهای غرب. آنکارا به این نتیجه رسیده است که دولتهای اروپایی در حل بنبست استراتژیک جنگ ناتوان هستند. ترکیه با اتکا به دولت کارآمد، اقتصاد تابآور و ارتش قدرتمند خود، مسیر حاکمیت کامل را دنبال میکند. اردوغان در این بازی، نه بهعنوان یک مهره در بلوک غرب، بلکه بهعنوان یک بازیگر مستقل عمل میکند. او با درک این نکته که اروپا در اروپای شرقی دچار ضعف شده، ابزارهای خود را به کار گرفته تا از فاجعهای جلوگیری کند که پیامدهایش، امنیت مرزهای جنوبی ترکیه را نیز به خطر میاندازد.
نتیجهگیری
ترکیه به این جمعبندی رسیده است که اوکراین نباید سقوط کند؛ نه به این دلیل که پیوند خاصی با دولت فعلی کییف دارد، بلکه به این دلیل که حفظ تمامیت ارضی اوکراین، یک «ضرورت استراتژیک مطلق» برای ثبات منطقه است. آنکارا با این اقدامات، به مسکو پیام میدهد که حد و مرزهای تغییر ژئوپلیتیک را به رسمیت میشناسد و آماده است تا با استفاده از اهرمهای نظامی و سیاسی، از عبور از این خطوط قرمز و وقوع یک جنگ منطقهای گسترده جلوگیری کند. در واقع، ترکیه امروز بازیگر کلیدی است که با عملگرایی، برای حفظ نظم شکننده در اروپای شرقی تلاش میکند.





